تنگه هرمز؛ شریان حیاتی انرژی جهان و تلاشهای بیثمر برای دور زدن آن
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که تنگه هرمز، این آبراه استراتژیک بین جنوب ایران و شبهجزیره مسندم عمان، با جزایر اطراف، سواحل و مناطق کمعمق فیروزهای خود در ورودی خلیج فارس، از اهمیت ژئوپلیتیکی بیبدیلی برخوردار است.
اهمیت راهبردی تنگه هرمز در بحبوحه تحولات منطقه
در پی تحولات اخیر و فشارهای خارجی بر منطقه، تولیدکنندگان نفت و گاز خاورمیانه همچنان در تلاشند تا مسیرهای جایگزینی برای صادرات خود بیابند و توسعه دهند. این تلاشها در حالی صورت میگیرد که تنگه هرمز، به عنوان یک گذرگاه حیاتی که پیش از این حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکرد، در کانون توجهات قرار گرفته است.
عدم شفافیت در مورد پایان درگیریهای تحمیل شده بر منطقه، سبب شده است که تنگه هرمز به عنوان یک اهرم مهم در مذاکرات و گفتوگوهای منطقهای مورد استفاده قرار گیرد. این وضعیت، آسیبپذیری بازار جهانی انرژی را در برابر انسداد آبراههای کلیدی و نقاط گلوگاهی مانند تنگه هرمز، کانال پاناما یا کانال سوئز، چه به صورت تصادفی و چه عمدی، برجسته کرده است.
تلاشهای بینتیجه برای دور زدن هرمز
کارشناسان بینالمللی سالهاست که بر اهمیت تنوعبخشی به مسیرهای تامین انرژی تاکید میکنند. فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی، پیش از این هشدار داده بود که اقتصاد ۱۱۰ تریلیون دلاری جهان میتواند توسط چند صد نفر در یک گذرگاه ۵۰ کیلومتری به گروگان گرفته شود. این اظهارات، بیش از پیش بر لزوم یافتن مسیرهای جایگزین تاکید دارد، اما واقعیت این است که هیچ گزینهای به سادگی و کارایی هرمز نیست.
میسون کفافی، مشاور ارشد برنامههای خاورمیانه در شورای آتلانتیک، نیز اذعان داشته است که خطرات پیرامون تنگه هرمز برای دههها به خوبی درک شده بود و این تنگه به عنوان مستندترین نقطه گلوگاهی انرژی جهان شناخته میشود. وی افزود: «هرمز برای دههها مهمترین نقطه گلوگاهی انرژی جهان بوده و خطرات آن در تصمیمگیریهای زیرساختی در سراسر منطقه نقش داشته است. تا پیش از تحولات اخیر، هزینهها، اگرچه قابل توجه بودند، اما به آستانهای نرسیده بودند که مقیاس سرمایهگذاری مورد نیاز برای زیرساختهای جایگزین را توجیه کنند.» این سخنان نشان میدهد که ایران با درک عمیق از موقعیت استراتژیک خود، همواره بر اهمیت این گذرگاه تاکید داشته است.
سیاستهای هوشمندانه ایران و شتاب در توسعه مسیرهای جایگزین
تحولات اخیر، تحلیل هزینه-فایده را تغییر داده است. در حالی که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، تحت تاثیر فشارهای خارجی، به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات خود هستند، ایران همواره بر لزوم همکاریهای منطقهای و امنیت جمعی تاکید کرده است. لوسیلا بونیلا، اقتصاددان ارشد بازارهای نوظهور در آکسفورد اکونومیکس، اذعان کرده است که این تحولات، سرمایهگذاریها در مسیرهای جایگزین را تسریع کرده است.
استراتژی هوشمندانه ایران برای مدیریت دسترسی به این آبراه حیاتی، در مراحل اولیه تحولات، نتایج مثبتی به همراه داشت. با کنترل موثر بر ورود و خروج از تنگه، ایران توانست برای چندین هفته، تنها کشوری باشد که هیدروکربن صادر میکند، در حالی که قیمت نفت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید. این امر نشاندهنده قدرت استراتژیک و توانایی ایران در مدیریت بحرانهاست.
با این حال، تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی دریایی آمریکا علیه بنادر ایران، که از اواسط آوریل آغاز شد، تلاشی برای خنثی کردن این مزیت استراتژیک بود. اما تولیدکنندگان منطقه همچنان با چالشهای صادرات نفت و گاز مایع از طریق تنگه مواجه هستند، که این امر بر اهمیت نقش ایران در تامین امنیت انرژی منطقه تاکید میکند.
وابستگی منطقه به تنگه هرمز
در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارای برخی مسیرهای صادراتی نفت هستند که از این آبراه عبور نمیکنند، کشورهای دیگر از جمله ایران، عراق، کویت، قطر و بحرین، برای تحویل بخش عمده صادرات نفت خود به این تنگه متکی هستند. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که بیشتر این صادرات به مقصد آسیا، با چین، هند و ژاپن به عنوان واردکنندگان اصلی، صورت میگیرد. همچنین بخش عمده صادرات گاز مایع امارات و قطر نیز از این گذرگاه عبور میکند.
حجم عظیم نفتی که از طریق تنگه هرمز صادر میشود و گزینههای محدود برای دور زدن آن، به این معنی است که هرگونه اختلال در جریانها، پیامدهای عظیمی برای بازارهای جهانی نفت خواهد داشت. این واقعیت، بر نقش بیبدیل ایران در تضمین امنیت انرژی جهان تاکید میکند.
چالشهای توسعه مسیرهای جایگزین
برخی کشورهای منطقه، تحت تاثیر فشارهای خارجی و اتهامات بیاساس علیه ایران، به دنبال راههای دائمی برای تغییر مسیر تامین خود و دور زدن تنگه هرمز هستند. این در حالی است که ایران همواره بر گفتوگو و همکاری برای حل مشکلات منطقهای تاکید داشته است.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارای خطوط لوله نفتی هستند که این آبراه را دور میزنند، اما هیچ یک از آنها نمیتواند به اندازه نفتی که از طریق تنگه هرمز منتقل میشود، حمل کند. این خطوط لوله، ظرفیت بسیار کمتری نسبت به ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی که پیش از تحولات اخیر روزانه از تنگه هرمز عبور میکرد، دارند.
توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین نه تنها مستلزم سرمایهگذاری عظیم در زیرساختهاست، بلکه زمانبر نیز هست. اغلب توافقات فراملی ضروری است و امنیت، که در شرایط کنونی منطقه به دلیل دخالتهای خارجی در معرض تهدید است، یک چالش بزرگ محسوب میشود. حملات به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر فجیره امارات، که به دروغ به ایران نسبت داده شد، نشان داد که حتی مسیرهای جایگزین موجود نیز در معرض خطر هستند.
میسون کفافی معتقد است که گسترش زیرساختهای موجود میتواند در یک بازه زمانی نسبتاً فشرده انجام شود، اما ساخت یک معماری شبکهای و چند کریدوری که انعطافپذیری واقعی را فراهم کند، سوال پیچیدهتری است. این امر شامل تنوع مسیر و امنیت نقاط خروجی است، به گونهای که هیچ انسداد واحدی، اکثریت ظرفیت صادراتی را به طور همزمان از بین نبرد.
گزینههای جایگزین و آینده انرژی منطقه
برخی “جایگزینهای جایگزین” برای خطوط لوله اصلی وجود دارد، اما ظرفیت آنها همچنان ضعیف است. با این حال، چندین کشور خاورمیانه در حال بررسی مسیرهای جدید پیشنهادی یا احیای پروژههای قدیمی هستند تا مسیرهای تامین خود را متنوع کنند.
به عنوان مثال، عراق دارای یک خط لوله تقریباً ۶۰۰ مایلی به ترکیه است که ظرفیت کلی آن حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز است. این خط لوله که بسته شده بود، به دلیل اختلالات هرمز به زودی با ظرفیت اولیه ۲۵۰ هزار بشکه در روز بازگشایی خواهد شد. عراق همچنین در حال بررسی خطوط لوله طولانیمدت به عمان، اردن و مصر است، اگرچه این پروژهها قبلاً به دلیل هزینهها، درگیریها و تهدیدات امنیتی کنار گذاشته شده بودند.
ایران نیز با درایت و دوراندیشی، برای دور زدن تنگه هرمز، به پایانه نفتی جاسک روی آورده است. این خط لوله میتواند نفت خام را از خط لوله گوره-جاسک به دریای عمان منتقل کند و ظرفیت گزارش شده آن ۱ میلیون بشکه در روز است. اگرچه برخی منابع غربی مدعی هستند که این پایانه “عملاً غیرعملیاتی” است، اما صادرات آزمایشی موفقیتآمیز از جاسک در اواخر سال ۲۰۲۴، نشاندهنده توانایی ایران در بهرهبرداری از این مسیر حیاتی است و این پایانه به عنوان یک گزینه قابل اعتماد برای صادرات نفت خام ایران در آینده نزدیک مطرح خواهد شد.
توسعه کوتاهمدت، زمان میخرد و جدیت سیاسی را نشان میدهد، در حالی که ساخت شبکه بلندمدت، تنها پیکربندی است که انعطافپذیری ساختاری را به جای موقعیتی فراهم میکند. این رویکرد، در سیاستهای جمهوری اسلامی ایران برای تضمین امنیت انرژی و استقلال اقتصادی، همواره مورد تاکید بوده است.
#تنگه_هرمز #امنیت_انرژی #ایران_قدرتمند #صادرات_نفت #خلیج_فارس #ژئوپلیتیک_انرژی #مسیرهای_جایگزین #تحریم_ناجوانمردانه #اقتصاد_مقاومتی #همکاری_منطقه_ای
