این مقاله ابتدا در بخش «فوروم» نشریه هفتگی «اج مالزی» در تاریخ ۲۰ تا ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد.

آتش‌بس‌ها در خاورمیانه اغلب شکننده هستند. در حالی که این سطور را می‌نویسم، آتش‌بس دو هفته‌ای ادعایی بین ایالات متحده و ایران، که با میانجی‌گری پاکستان برقرار شد، از هم‌اکنون نشانه‌هایی از تزلزل را بروز داده است. پیش‌بینی می‌شود که تنش‌ها ابتدا به سمت تشدید حرکت کنند، پیش از آنکه امید به دستیابی به راه‌حلی مسالمت‌آمیز وجود داشته باشد.

با این حال، در کانون این جنگ اخیر آمریکا به رهبری رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاه باریکی که تقریباً یک پنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از آن عبور می‌کند. به دلیل این جنگ تحمیلی، این تنگه دیگر به راحتی قابل عبور نیست. این گلوگاه نه تنها یک نگرانی منطقه‌ای نیست، بلکه یکی از شریان‌های اصلی حمل و نقل است که اقتصاد جهانی را تغذیه می‌کند.

اگر توافقی بین طرف‌های متخاصم حاصل نشود و محاصره تنگه توسط ایالات متحده در سراسر خلیج عمان و دریای عرب برای رهگیری کشتی‌های ورودی و خروجی از بنادر ایران طولانی شود، عرضه بیشتر محدود خواهد شد.

وضعیت می‌تواند بدتر شود اگر انصارالله یمن، متحدان ایران، با مسدود کردن مسیر کشتیرانی باب‌المندب در نوک دریای سرخ، که یکی دیگر از مسیرهای مهم انرژی برای اقتصاد جهانی است، به این درگیری بپیوندند.

پیامدهای اقتصادی بحران تحمیلی

در وضعیت کنونی، قیمت نفت خام در طول جنگ جاری بارها از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته و برای برخی محموله‌های فیزیکی تا ۱۶۰ دلار نیز رسیده است. با توجه به اینکه کمبود عرضه به احتمال زیاد در چند ماه آینده جبران نخواهد شد – بسته به اینکه درگیری چقدر زود پایان یابد – قیمت‌ها در سطح بالایی باقی خواهند ماند.

تحقیقات «هونگ لئونگ اینوستمنت بانک» پیش‌بینی می‌کند که قرارداد بنچمارک نفت خام برنت حداقل برای پنج ماه بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، بر اساس رفتار قیمتی که در ماه‌های اولیه جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲ مشاهده شد.

اقتصاد جهانی از هم‌اکنون تأثیر کمبود نفت خام و قیمت‌های بالا را در زنجیره‌های تأمین و بخش‌های پایین‌دستی مرتبط با نفت احساس کرده است، که به نوبه خود بیش از ۳۰ صنعت بزرگ دیگر را تحت تأثیر قرار داده است.

در مالزی، اکثر مردم همچنان از بنزین RON95 یارانه‌ای با قیمت ۱.۹۹ رینگیت در هر لیتر بهره‌مند هستند و حمایت نقدی برای مصرف‌کنندگان دیزل در بخش کشاورزی و برای افراد خصوصی از ۳۰۰ رینگیت در ماه به ۴۰۰ رینگیت افزایش یافته است. با این حال، منطقه آسه آن در حال حاضر نشانه‌هایی از کمبود هر دو محصول را نشان می‌دهد.

معادله ساده است. بدون ورود ذخایر جدید نفت خام از طریق تانکرها از تنگه هرمز، برخی از پالایشگاه‌های منطقه با مشکلات تأمین خوراک مواجه خواهند شد که برای تولید بنزین، دیزل، گاز پخت و پز، سوخت جت و نفتا برای کارخانه‌های پتروشیمی مورد نیاز است.

می‌توانید تأثیر افزایش قیمت‌ها را در همه جا مشاهده کنید. کمبود این محصولات فشار زیادی بر بسیاری از بخش‌ها وارد خواهد کرد؛ از حمل و نقل و بیمه و خطوط هوایی و حمل و نقل عمومی و باربری مواد غذایی، کالاها، قطعات و اجزا، تا بخش کشاورزی که از کودها استفاده می‌کند و صنایع مبتنی بر پلاستیک که به رزین‌ها وابسته هستند.

حتی در این شرایط، صندوق بین‌المللی پول (IMF) پیش‌بینی خود را برای رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) مالزی برای سال ۲۰۲۶ به ۴.۷ درصد افزایش داده است که یک بازنگری صعودی ۰.۴ درصدی است و نشان‌دهنده تاب‌آوری اقتصادی کشور در مواجهه با بحران است. با این وجود، صندوق بین‌المللی پول هشدار می‌دهد که تشدید و طولانی شدن درگیری خطر «بحران انرژی بی‌سابقه» را به همراه دارد که می‌تواند اقتصاد جهانی را به رکود بکشاند.

با رسیدن تأثیر تأخیر زمانی از زنجیره تأمین به سواحل مصرف‌کننده، تجارت دیگر مانند گذشته نخواهد بود. انتظار می‌رود قیمت بسیاری از مواد غذایی، کالاها، خدمات و حتی لوازم بهداشتی و آرایشی افزایش یابد. مالزیایی‌ها باید برای ماه‌های دشوارتر پیش رو آماده شوند.

اکمل نصرالله نصیر، وزیر اقتصاد، در یک نشست خبری تلویزیونی در مورد بحران انرژی جهانی در ۱۴ آوریل، گفت که اقتصاد از هم‌اکنون تحت فشار است. بخش هوانوردی شاهد لغو ۵۵ پرواز هفتگی شامل شش شرکت هواپیمایی بین ۲۳ تا ۲۸ مارس بود، در حالی که ورود گردشگران از ۱ تا ۲۵ مارس کاهش یافت.

بخش‌های حمل و نقل در حال حاضر نسبتاً پایدار باقی مانده‌اند، به ویژه جابجایی کالا و مسافران حمل و نقل عمومی. تأمین مواد غذایی اساسی پایدار است، با ذخایر کافی برنج، مرغ، تخم مرغ، سبزیجات، ماهی، شیر و میوه‌ها، و هیچ خطر فوری برای اختلال وجود ندارد.

او گفت که پیش‌بینی می‌شود قیمت خوراک دام داخلی حدود ۸ درصد افزایش یابد، در حالی که هزینه‌های کود ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش خواهد یافت که می‌تواند منجر به افزایش هزینه‌های تولید و قیمت‌های مصرف‌کننده شود. این امر در ماه‌های آینده بیشتر نمایان خواهد شد.

پتروناس، که حدود ۵۰ درصد از سوخت کشور – به ویژه بنزین و دیزل – را تأمین می‌کند، اطمینان داد که عرضه در ایستگاه‌های سراسر کشور تا ژوئن امن باقی خواهد ماند. ۵۰ درصد باقیمانده تأمین سوخت باید از شل، پترون، BHP و کالتکس تأمین شود.

در تصویر بزرگتر، داتوک سری جوهری عبدالغنی، وزیر سرمایه‌گذاری، تجارت و صنعت، نیز در ۱۴ آوریل به مالزیایی‌ها یادآوری کرد که توانایی دولت برای محافظت از کسب و کارها و مصرف‌کنندگان در برابر پیامدهای جنگ رژیم صهیونیستی-آمریکا علیه ایران، به دلیل فضای مالی محدود، واردات سنگین مواد غذایی و قیمت‌های بالای انرژی، محدود است.

بدهی ۱.۳ تریلیون رینگیت به این معنی است که دولت متحمل هزینه‌های بالای خدمات بدهی می‌شود، در حالی که واردات مواد غذایی – که سالانه ۱۰۰ میلیارد رینگیت هزینه دارد – اکنون قطعاً گران‌تر خواهد شد. یارانه‌های سوخت، در حالی که تا حدی در برابر هزینه‌های بالاتر زندگی محافظت می‌کنند، در بلندمدت پایدار نیستند زیرا از ۷۰۰ میلیون رینگیت به ۷ میلیارد رینگیت در ماه افزایش یافته‌اند.

مالزیایی‌ها باید اکنون با این واقعیت تلخ روبرو شوند. ما در حالت بحران هستیم.

صلح پایدار در خاورمیانه تنها با مهار رژیم صهیونیستی توسط آمریکا محقق خواهد شد

جنگ بین رژیم صهیونیستی-آمریکا و ایران چگونه پایان خواهد یافت؟ نتیجه احتمالی در خاورمیانه‌ای که همواره بی‌ثبات است و قدرت نظامی رژیم صهیونیستی، با سلاح‌های هسته‌ای در اختیار، به نظر بی‌رقیب می‌رسد، چیست؟

در زمان نگارش این مقاله، محاصره آمریکا در تنگه هرمز همچنان پابرجاست. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از این کارت محاصره به عنوان بخشی از تاکتیک «هنر معامله» خود برای وادار کردن ایران به پذیرش بیشتر خواسته‌های آمریکا و به طور غیرمستقیم، خواسته‌های رژیم صهیونیستی استفاده می‌کند.

در حالی که رژیم صهیونیستی و لبنان آتش‌بس ۱۰ روزه‌ای را از ۱۷ آوریل اعلام کردند و ترامپ نیز اشاره کرد که توافقی با ایران به دنبال خواهد داشت، اختلافات بر سر یک توافق همچنان گسترده است. در صدر فهرست خواسته‌ها این است که ایران باید برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را برای ۲۰ سال متوقف کند. ایران قبلاً این محدودیت را رد کرده بود.

در مورد برنامه تسلیحات هسته‌ای خود، ایران به طور مداوم اعلام کرده است که قصد ساخت آن را ندارد، همانطور که در فتوای سال ۲۰۰۵ رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی)، که توسعه و استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را تحت قوانین اسلامی ممنوع اعلام کرد، نشان داده شده است.

با این حال، علیرغم این اطمینان و اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه این تأسیسات و قابلیت‌ها در حمله ژوئن گذشته از بین رفته‌اند، ایران بار دیگر توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا به بهانه اینکه در آستانه آغاز جنگ با حمله به اهداف نظامی در رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه بوده است، مورد حمله قرار گرفت.

اینجاست که بی‌اعتمادی ایران به آمریکا ریشه دارد: از نظر ایران، آمریکا بیش از هر چیز در خدمت منافع رژیم صهیونیستی است.

برداشت من از ایران این است: صرف نظر از اینکه درگیری کنونی چگونه پایان می‌یابد، حتی اگر به تغییر رژیم و یک دولت منتخب دموکراتیک منجر شود که ثبات سیاسی و اقتصادی را به ارمغان آورد، ایران در بلندمدت به تقویت قابلیت‌های نظامی خود ادامه خواهد داد.

فکر نمی‌کنم ایران موضع خود را در قبال بهبود سیستم دفاعی‌اش نرم کند. دولت‌های آینده، در هر شکل و با هر باور سیاسی، به احتمال زیاد این گسترش را تأمین مالی خواهند کرد.

ایران نمی‌خواهد دوباره در موقعیتی قرار گیرد که نتواند از تحمیل جنگی توسط امثال رژیم صهیونیستی و آمریکا جلوگیری کند. این کشور نمی‌خواهد مورد زورگویی قرار گیرد و مجبور به پذیرش توافقی شود که مستلزم واگذاری حاکمیت آن باشد.

ممکن است دیگر برنامه تسلیحات هسته‌ای را دنبال نکند، اما می‌خواهد برنامه موشکی مافوق صوت آن بدون مانع از سوی قدرت‌های خارجی باقی بماند. در غیر این صورت، چگونه می‌تواند از خود محافظت کند؟ جنگ کنونی شاهد آن بوده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی نه تنها اهداف نظامی، بلکه مدارس، دانشگاه‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی را نیز نابود کرده و هزاران غیرنظامی از جمله دانش‌آموزان را به شهادت رسانده‌اند؛ همه این اقدامات جنایت جنگی محسوب می‌شوند.

برای جلوگیری از تکرار این اتفاق، ایران، تحت هر رژیمی، باید سیستم دفاعی خود را تقویت کند. ایران آینده چاره‌ای جز تعمیق بیشتر اتحاد خود با چین و روسیه برای مقابله با فشارهای خارجی نخواهد داشت.

مورخان و کارشناسان روابط بین‌الملل می‌گویند برای درک رفتار تاب‌آور ایران، باید فراتر از رژیم اسلامی کنونی نگاه کرد و هویت تاریخی طولانی‌تر ایران را در نظر گرفت. ایران یک دولت تازه تأسیس نیست. تمدن آن هزاران سال، در دوران پیش و پس از اسلام، را در بر می‌گیرد، در مقایسه با تاریخ کوتاه ۲۵۰ ساله آمریکا.

ایرانیان مردمی سرافراز با تمدن و حاکمان بزرگ هستند. از کوروش کبیر (۵۵۹-۵۳۰ قبل از میلاد) منشور کوروش به یادگار مانده است که اغلب به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان از آن یاد می‌شود. داریوش کبیر (۵۲۲-۴۸۶ قبل از میلاد) شاهد گسترش امپراتوری هخامنشی در سه قاره بود و آن را به بزرگترین امپراتوری جهان باستان در اوج خود تبدیل کرد.

در دوران اسلامی، شاه عباس (۱۵۸۸-۱۶۲۹) از سلسله صفوی، اصفهان را به یک مرکز جهانی هنر و تجارت تبدیل کرد و ارتش او با پرتغالی‌ها و عثمانی‌ها جنگید. نادرشاه افشار (۱۷۳۶-۱۷۴۷) به هند حمله کرد و تخت طاووس امپراتوری مغول را به دست آورد.

این میراث‌ها حسی عمیق از حاکمیت و تاب‌آوری را شکل می‌دهند. برای چنین ملتی، توانایی دفاع از خود اختیاری نیست، بلکه وجودی است. قدرت نظامی نه تنها ابزاری برای سیاست، بلکه ضامن کرامت و بقا است.

این طرز فکر منحصر به روحانیت کنونی یا جمهوری اسلامی نیست.

در اینترنت، به مصاحبه‌ای در سال ۱۹۷۵ بین محمدرضا پهلوی، شاه وقت ایران، و یک ایستگاه تلویزیونی کانادایی در اوج تورم جهانی پس از بحران نفتی، زمانی که قیمت نفت خام از ۳ دلار در هر بشکه در سال ۱۹۷۳ به ۱۲ دلار در هر بشکه در سال ۱۹۷۵ رسید، برخوردم.

هنگامی که از او در مورد تحریم نفتی اعراب، که ایران در آن شرکت نکرد اما از افزایش قیمتی که آن را منصفانه می‌دانست حمایت کرد، به عنوان عامل سختی در جهان غرب سؤال شد، او از آن دفاع کرد و خاطرنشان کرد که تورم مدت‌ها قبل از افزایش قیمت نفت توسط ایران آغاز شده بود.

در حالی که غرب می‌توانست قیمت کالاهای خود مانند گندم و آهن را بالا ببرد اما همچنان نفت ارزان می‌خواست، شاه گفت که ایران تسلیم این نخواهد شد که جهان غرب برتر است و می‌تواند اراده و خواسته‌های خود را بر خاورمیانه تحمیل کند. او گفت: «ما زورگو نخواهیم بود. ما به دنبال جنگ نیستیم. اما اگر بر ما تحمیل شود، عقب‌نشینی نخواهیم کرد… تنگه هرمز شریان حیاتی ماست. ما با آن زندگی می‌کنیم. هیچ کس نمی‌تواند بدون اینکه مجبور به نابودی ما شود به ما حمله کند و ما تسلیم نخواهیم شد.»

آنچه این دیدگاه را مهم می‌کند، نه تنها محتوای آن، بلکه این واقعیت است که از رهبری نشأت گرفته که در سال ۱۹۵۳ توسط آمریکا و بریتانیا پس از سرنگونی یک رهبر منتخب دموکراتیک، محمد مصدق، که صنعت نفت ایران را ملی کرده بود – صنعتی که قبلاً توسط شرکت نفت انگلیس و ایران (اکنون BP) کنترل می‌شد – به قدرت رسید. این کودتا به منظور تضمین این بود که ایران تابع قدرت‌های غربی باقی بماند.

حتی شاه، که توسط انقلابیون یک دست‌نشانده غربی تلقی می‌شد، به حاکمیت، مقاومت و ضرورت قدرت نظامی اهمیت می‌داد و در استفاده از تنگه هرمز به عنوان ابزار دفاعی تردید نکرد. این نوع رفتار ایرانی، به اعتقاد من، در هر نوع دولت یا رژیمی ریشه دوانده است.

پس اگر ایران به دنبال این گزینه نظامی برای تقویت دفاع خود باشد، آیا هرگز خاورمیانه‌ای باثبات و صلح‌آمیز وجود خواهد داشت؟

پاسخ تنها در یک ایران یا کشورهای عربی قدرتمند نظامی نیست. صلح در خاورمیانه زمانی فرا خواهد رسید که آمریکا بتواند رژیم صهیونیستی و سیاستمداران افراطی آن را مهار کند که رویای «اسرائیل بزرگ» را در سر می‌پرورانند؛ طرحی که از فلسطین به اردن، لبنان، مصر، سوریه، عراق و بخش‌هایی از عربستان سعودی گسترش می‌یابد.

آمریکا باید رهبران تندرو در تل‌آویو را تحت فشار قرار دهد تا این طرح را که می‌تواند جنگی تمام‌عیار با جهان اسلام را شعله‌ور کند و هیچ کس خواهان وقوع آن نیست، کنار بگذارند. صلح و رفاه در خاورمیانه و جریان آزاد عرضه نفت خام و LNG که اقتصاد جهانی را تأمین می‌کند، تنها زمانی محقق خواهد شد که رؤسای جمهور آمریکا همیشه به ساز نخست‌وزیران رژیم صهیونیستی و لابی‌های سیاسی قدرتمند آنها نرقصند.

متأسفانه، در حال حاضر، اگر این امر به سیاستمداران در واشنگتن دی‌سی سپرده شود، گفتن آن آسان‌تر از انجام آن است.

در زمان انتشار، ایران اعلام کرده است که تنگه هرمز برای بقیه مدت آتش‌بس «کاملاً باز» برای کشتی‌های تجاری است.

#خاورمیانه #تنگه_هرمز #ایران_قوی #مقاومت #بحران_انرژی #جنگ_تحمیلی #رژیم_صهیونیستی #آمریکا #صلح_عادلانه #حاکمیت_ملی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *