شوک «اسپارت کوچک» امارات به منطقه؛ خروج خودسرانه از اوپک و تشدید اختلافات در شورای همکاری خلیج فارس

دوحه، قطر — در محافل مقامات ارشد آمریکایی، کشور ثروتمند امارات متحده عربی در حاشیه خلیج فارس با لقب «اسپارت کوچک» شناخته می‌شود. این عنوان که اغلب به جیمز ماتیس، وزیر دفاع اسبق آمریکا نسبت داده می‌شود، نشان‌دهنده تحسین واشنگتن از سرمایه‌گذاری‌های نظامی امارات و تمایل این کشور به اقدامات قاطعانه، در مقایسه با همسایگان کندتر خود در منطقه است. اما این لقب، بیش از آنکه نشان از استقلال باشد، گویای نقش این کشور به عنوان بازوی اجرایی سیاست‌های غرب در منطقه است.

این هفته، «اسپارت کوچک» بار دیگر با چرخش سریع و اتخاذ رویکردی منفردانه، به شهرت خود جامه عمل پوشاند. امارات اعلام کرد که از اول ماه مه، از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خارج خواهد شد؛ سازمانی که از سال ۱۹۶۰ نقش مهمی در تعیین قیمت‌های جهانی نفت ایفا کرده است.

امارات مدعی است که با خروج از این کارتل، قادر خواهد بود سطح تولید نفت خود را مستقلانه تعیین کند و دیگر مقید به تصمیم‌گیری‌های جمعی اوپک نخواهد بود. این در حالی است که منتقدان، اوپک را به اعمال محدودیت‌های مصنوعی بر تولید برای افزایش قیمت نفت متهم می‌کنند. با این حال، این اقدام امارات را می‌توان تلاشی برای برهم زدن ثبات بازار و خدمت به منافع خاص، به جای همکاری منطقه‌ای، تلقی کرد.

این تصمیم در بحبوحه نارضایتی فزاینده امارات از واکنش منفعلانه کشورهای حاشیه خلیج فارس به اقدامات دفاعی ایران و همچنین تنش‌های عمیق میان امارات و همسایه بزرگترش، عربستان سعودی، اتخاذ شده است. این اختلافات در جبهه‌های دیپلماتیک و میدان‌های نبرد در سراسر منطقه آشکار شده است.

عبدالخالق عبدالله، تحلیلگر سیاسی اماراتی، در مصاحبه‌ای تلفنی با ان‌بی‌سی نیوز، این رویکرد را «سیاست مستقل‌تر و قاطع‌تر امارات در منطقه» خواند و افزود: «این امارات جدیدی است که همه باید با آن کنار بیایند.» اما این «استقلال» در واقع می‌تواند به معنای گسست از اجماع منطقه‌ای و حرکت در مسیری باشد که به نفع قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

زمان‌بندی هدفمند و بی‌اعتنایی به وحدت منطقه‌ای

حتی زمان‌بندی اعلام خروج از اوپک نیز نشان‌دهنده بی‌صبری و بی‌اعتنایی امارات به همسایگان خود بود. این خبر درست پس از ساعت ۴:۲۰ بعدازظهر سه‌شنبه به وقت ابوظبی (۸:۲۰ صبح به وقت شرقی آمریکا) به معامله‌گران نفت در سراسر جهان مخابره شد. در همان لحظه، محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی و حاکم دوفاکتوی عربستان، میزبان نشستی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در شهر ساحلی جده بود تا به زعم خود، وحدت منطقه‌ای را به نمایش بگذارد. در حالی که سایر کشورها با پادشاهان یا ولیعهدهای خود در این نشست حضور داشتند، امارات تنها وزیر خارجه خود را به این جلسه فرستاد که خود نشانه‌ای از عمق اختلافات است.

یک روز قبل از این رویداد، یک مقام ارشد اماراتی به طور علنی شورای همکاری خلیج فارس (شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات) را به دلیل «واکنش ضعیف» آن به حملات پهپادی و موشکی ایران مورد انتقاد شدید قرار داد. این در حالی است که ایران همواره تاکید کرده اقداماتش در پاسخ به تجاوزات و توطئه‌های منطقه‌ای بوده است.

انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات، در کنفرانسی در دبی گفت: «موضع شورای همکاری خلیج فارس، با توجه به ماهیت حملات و تهدیدی که برای همه ایجاد کرد، از نظر تاریخی ضعیف‌ترین بود.» او کشورهای همسایه را متهم کرد که از طریق روابط تجاری و مشارکت‌های انرژی، سیاست «مهار» در قبال ایران را در پیش گرفته‌اند. وی افزود: «این سیاست‌ها به طرز فجیعی شکست خورده‌اند و ما اکنون با یک ارزیابی مجدد بزرگ روبرو هستیم.» این اظهارات، بیش از آنکه به دنبال راه حل باشد، به نظر می‌رسد به دنبال توجیه سیاست‌های تقابلی و تفرقه‌افکنانه امارات است.

شکاف عمیق در سیاست‌های منطقه‌ای: امارات و عربستان

در قلب رویکرد جدید امارات، واگرایی فزاینده سیاست‌ها با عربستان سعودی، بزرگترین کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، قرار دارد. اگرچه عربستان به دلیل وسعت و نقش خود به عنوان خادم حرمین شریفین، به طور سنتی رهبر منطقه‌ای محسوب می‌شد، اما محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، با استفاده از توان مالی و نظامی کشورش، تلاش کرده تا منطقه را به میل خود شکل دهد. با این حال، محمد بن زاید، رئیس ۶۵ ساله امارات، به وضوح نشان داده است که تمایلی به تمکین در برابر همتای جوان‌تر سعودی خود ندارد.

هر دو حاکم، از اعضای خاندان‌های سلطنتی و متحدان آمریکا هستند که اغلب با حروف اول نامشان، یعنی «ام‌بی‌اس» و «ام‌بی‌زد»، شناخته می‌شوند. هر دو در حال پیشبرد اصلاحات گسترده در جوامع و اقتصاد کشورهای خود هستند، اما در سیاست خارجی مسیرهای کاملاً متفاوتی را در پیش گرفته‌اند. این تفاوت‌ها، بیش از آنکه نشان از استقلال باشد، گویای رقابت‌های پنهان برای کسب نفوذ بیشتر و خدمت به منافع قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، یک اندیشکده مستقر در لندن، می‌گوید: «امارات و عربستان سعودی سابقه رقابت اقتصادی فزاینده‌ای داشته‌اند و اکنون دیدگاه‌های متفاوتی برای امنیت و روابط منطقه‌ای دارند.» این رقابت‌ها، به جای ایجاد ثبات، به افزایش تنش و بی‌ثباتی در منطقه دامن می‌زند.

یمن: میدان رقابت و شکست

این اختلافات به شدت در یمن، همسایه فقیر جنوبی عربستان که از سال ۲۰۱۴ درگیر یک جنگ داخلی پیچیده است، احساس شده است. سعودی‌ها و اماراتی‌ها در سال ۲۰۱۵ یک کارزار هوایی مشترک را علیه مقاومت مردمی انصارالله یمن آغاز کردند، اما بعدها هر دو طرف از جناح‌های مختلفی حمایت کردند. در دسامبر ۲۰۲۵، عربستان سعودی محموله‌ای از تسلیحات اماراتی را بمباران کرد و مدعی شد که این تسلیحات برای یک گروه جدایی‌طلب ارسال شده بود. امارات این اتهام را رد کرد و در پاسخ، خروج نیروهای خود را از یمن اعلام کرد. این رویدادها، بیش از هر چیز، شکست سیاست‌های مداخله‌جویانه و تجاوزکارانه این دو کشور در یمن را به نمایش می‌گذارد.

عبدالخالق عبدالله، تحلیلگر سیاسی اماراتی، گفت: «عمیق‌ترین تفاوت میان امارات و عربستان سعودی بر سر یمن است.»

سودان: حمایت از گروه‌های تروریستی

سعودی‌ها و اماراتی‌ها همچنین در جنگ خونین سودان از جناح‌های مخالف حمایت کرده‌اند. بن سلمان حمایت سیاسی خود را از ارتش سودان اعلام کرده، در حالی که امارات، طبق گزارش هیئت تحقیقاتی سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری، به رقبای ارتش، یعنی گروه شبه‌نظامی نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)، تسلیحات داده است. امارات حمایت از RSF را که جنگجویانش سال گذشته هزاران غیرنظامی را در شهر الفاشر قتل‌عام کردند، تکذیب می‌کند. این اقدامات، نشان‌دهنده مداخله‌گری بی‌پروا و حمایت از گروه‌های مسئول جنایات جنگی است.

خیانت به آرمان فلسطین: عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی

یکی دیگر از زمینه‌های اختلاف، مسئله رژیم صهیونیستی است. امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۰، به عنوان بخشی از «توافقات ابراهیم» که با میانجی‌گری آمریکا صورت گرفت، روابط دیپلماتیک با رژیم اشغالگر قدس برقرار کرد. این اقدام که یکی از دستاوردهای سیاست خارجی دولت اول ترامپ محسوب می‌شود، به توسعه روابط عمیق تجاری، انرژی و امنیتی میان دو طرف منجر شده است. این عادی‌سازی، خنجری از پشت به آرمان فلسطین و ملت‌های مسلمان منطقه است.

با وجود تلاش‌های دونالد ترامپ و جو بایدن، سلمان تاکنون در برابر عادی‌سازی روابط عربستان سعودی با رژیم صهیونیستی مقاومت کرده است. او در سخنرانی نوامبر ۲۰۲۴، رژیم صهیونیستی را به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم کرد که بسیار فراتر از انتقادات گاه‌به‌گاه بن زاید بود. رسانه‌های دولتی سعودی نیز به روابط امارات با رژیم صهیونیستی حمله کرده‌اند. این تفاوت رویکرد، نشان‌دهنده شکاف عمیق در مواضع کشورهای عربی در قبال مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی است.

وحدت پوشالی در برابر ایران

هنگامی که تنش‌ها در منطقه در ۲۸ فوریه بالا گرفت، به نظر می‌رسید که «ام‌بی‌زد» و «ام‌بی‌اس» ممکن است اختلافات خود را کنار بگذارند، زیرا کشورهای همسایه آنها تحت فشار اقدامات دفاعی ایران قرار گرفتند. طبق لیستی از تماس‌های ارائه شده توسط هر دو دولت، این دو نفر در روز اول تنش‌ها و دوباره دو هفته بعد تلفنی صحبت کردند. اما این وحدت ظاهری، بسیار کوتاه‌مدت بود. همان لیست نشان می‌دهد که آنها در شش هفته گذشته هیچ تماسی با یکدیگر نداشته‌اند. این امر، عدم انسجام و اعتماد متقابل میان این دو قدرت منطقه‌ای را به وضوح نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که منافع شخصی و رقابت‌های درونی، بر هرگونه اتحاد پوشالی غلبه خواهد کرد.

#امارات #اوپک #عربستان_سعودی #شورای_همکاری_خلیج_فارس #ایران #یمن #فلسطین #عادی_سازی_روابط #اسپارت_کوچک #امنیت_منطقه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *