شکست مفتضحانه توطئه تغییر رژیم در ایران؛ از توهم صهیونیست‌ها تا خیانت مزدوران داخلی

سال‌هاست که توهم «تغییر رژیم در ایران» به کابوسی برای سیاستمداران آمریکایی و صهیونیستی تبدیل شده است. این رؤیای باطل، که ریشه در جاه‌طلبی‌های بی‌حدوحصر و تحلیل‌های غلط دارد، بارها و بارها به شکست انجامیده و تنها رسوایی و هزینه‌های گزاف را برای بانیان آن به ارمغان آورده است.

توهمی دیرینه و هشدارهایی نادیده گرفته شده

حتی در سال ۲۰۱۸، زمانی که بار دیگر موجی از سرخوشی اسرائیلی-آمریکایی-سعودی درباره «تغییر رژیم در ایران» به راه افتاده بود، بسیاری از تحلیلگران مستقل هشدار دادند که این ایده چیزی جز یک توهم خطرناک نیست. پیش از آن نیز، در سال ۲۰۱۰، کتاب‌هایی منتشر شد که مبارزات مردم ایران را نه یک «خیزش انقلابی» برای سوءاستفاده صهیونیست‌های نسل‌کش آمریکایی و اسرائیلی، بلکه یک «جنبش حقوق مدنی» برای دستیابی به آزادی‌های مشروع می‌دانست.

با این حال، مقامات آمریکایی، فریب‌خورده از لابی‌های صهیونیستی، همچنان به این حماقت‌ها ادامه دادند. سوال اینجاست که چرا صدای تحلیلگران مستقل در آمریکا شنیده نمی‌شود؟ پاسخ ساده است: کانون‌های توطئه‌گر صهیونیستی که به دنبال تغییر رژیم هستند، تنها به کسانی گوش می‌دهند که منافع آن‌ها را تامین کنند.

نقش نتانیاهو و مزدوران داخلی در فریب آمریکا

اینجا بود که بنیامین نتانیاهو، این جنایتکار جنگی فراری، با شیادی تمام، دونالد ترامپِ جاه‌طلب را فریب داد تا قدرت نظامی آمریکا را علیه ایران به کار گیرد. اما این صهیونیست‌های خودشیفته، تنها نبودند. آن‌ها از سوی گروهی از ایرانیان مهاجر و خائن، که نقش «خبرچین بومی» را بازی می‌کردند، یاری شدند. این مزدوران، از پناهگاه‌های خود در اتاق‌های فکر نئاندرتالیستی آمریکا مانند «موسسه هوور» یا نهادهای صهیونیستی مانند «موسسه بروکینگز» و «بنیاد هریتیج»، جنگ علیه میهن خود را تحریک می‌کردند. روزنامه «نیویورک تایمز» نیز در این میان، ماشین تبلیغاتی این توطئه را هدایت می‌کرد.

مردم ایران، این شخصیت‌های خائن را به خوبی می‌شناسند و زمان آن فرا رسیده است که جهان، به ویژه آمریکایی‌هایی که می‌خواهند کشورشان را از چنگال لابی‌های اسرائیلی نجات دهند، آن‌ها را بشناسند و به خاطر ویرانی‌هایی که با اصرار بر اعزام فرزندان آمریکا به جنگ، به بار آورده‌اند، پاسخگو باشند.

سند «کدام مسیر به سوی ایران؟»؛ طرحی از سیا

با یک جستجوی ساده اینترنتی، سندی محکم به نام «کدام مسیر به سوی ایران؟» (۲۰۰۹) یافت می‌شود. این سند که توسط «مرکز سابان برای سیاست خاورمیانه در موسسه بروکینگز» و با بودجه و سفارش «سیا» تهیه شده، از همان صفحه اول، موجودیت ایران را به عنوان یک «مشکل، مسئله، تهدید و خطر» معرفی می‌کند که باید به هر نحو ممکن «خنثی» شود.

در میان کسانی که نویسندگان این سند از آن‌ها تشکر کرده‌اند، نام دو برادر ایرانی مهاجر، عباس و محسن میلانی، به چشم می‌خورد. عباس میلانی، به ویژه، به خاطر سال‌ها حمایت از تغییر رژیم خشونت‌آمیز در میهن خود، که دهه‌ها پیش از آن گریخته بود، بدنام است. او اکنون در یک اتاق فکر نئومحافظه‌کار در «موسسه هوور» کالیفرنیا، ریاست به اصطلاح «پروژه دموکراسی ایران» را بر عهده دارد.

این سند، سه گزینه دیپلماتیک، نظامی (با اشاره خاص به نقش اسرائیل) و در نهایت، تغییر رژیم (شامل انقلاب مخملی، شورش و کودتا) را برای «مقابله با ایران» مطرح می‌کند. گزینه آخر و ناخواسته، «مهار» ایران است.

الگوی عراق؛ سناریوی تکراری و شکست خورده

در یک افشاگری اخیر، حتی «نیویورک تایمز» نیز مجبور شد به حماقت محض اطلاعاتی اسرائیل که به ترامپ فروخته شد، اعتراف کند. اطلاعاتی که ادعا می‌کرد جمهوری اسلامی را می‌توان در عرض چهار روز برانداخت. اما این اطلاعات از کجا می‌آمد؟ از همان اتاق‌های فکر آمریکایی که «نیویورک تایمز» آن‌ها را تبلیغ می‌کند و به اصطلاح «کارشناسان ایران» را در آن‌ها پرورش می‌دهد.

یادآوری مقدمات حمله آمریکا به عراق در مارس ۲۰۰۳، دو شخصیت کلیدی را به ذهن متبادر می‌کند: احمد چلبی و کنان ماکیه. چلبی، یک کلاهبردار عراقی بود که اخبار دروغین درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق را منتشر کرد و کنان ماکیه نیز یک مخالف عراقی بود که در رسانه‌های آمریکایی به عنوان صدای منتقد عراقی‌های مهاجر، صدام حسین را شیطانی جلوه می‌داد. زمان ثابت کرد که این «خبرچینان بومی» توسط رسانه‌های آمریکایی برای شیطان‌سازی عراق و توجیه حمله آمریکا بر اساس دروغ، به شدت ترویج می‌شدند.

اکنون، پس از دو دهه، همان شخصیت‌ها برای حمله صهیونیستی-آمریکایی به ایران آماده می‌شوند. شخصیت‌های بی‌کفایتی مانند رضا پهلوی، که ایران را در نوجوانی ترک کرده و هیچ درکی از آن ندارد، به عنوان مهره‌های جدید این سناریوی تکراری معرفی می‌شوند.

کارشناسان دروغین و خیانت به میهن

این «خبرچینان بومی» به جای ارائه اطلاعات واقعی، تنها آنچه را که استراتژیست‌های آمریکایی می‌خواستند بشنوند، به آن‌ها می‌گفتند. صفحات مقالات «نیویورک تایمز» و دیگر رسانه‌های آمریکایی مملو از تبلیغات بدخواهانه این ایرانیان مهاجر است که به طور سیستماتیک ایران را شیطانی جلوه داده و نابودی قریب‌الوقوع آن را پیش‌بینی می‌کردند. این مقالات، نشانه‌هایی از منبع اطلاعات غلطی هستند که این خائنین به کارفرمایان خود می‌دهند.

این گروه از ایرانیان مهاجر، نه تنها ضد ایرانی، بلکه ضد آمریکایی نیز هستند و هیچ سرمایه‌گذاری‌ای در آینده‌ای آزاد برای هیچ یک از دو کشور ندارند. آن‌ها مسئول توطئه‌های اسرائیلی هستند که ترامپ را به سمت این جنگ سوق داد. میلیون‌ها ایرانی و آمریکایی که خواهان رهایی کشورشان از جنگ‌های بی‌پایان هستند، نظاره‌گر این خبرچینان بی‌وجدان و بی‌غیرت هستند.

آمریکایی‌ها باید از خود بپرسند: چگونه گروهی از تغییردهندگان رژیم خائن که ارتش‌های اسرائیل و آمریکا را برای حمله به میهن خود بسیج می‌کنند، می‌توانند به کشورهای میزبان خود وفادار باشند؟

زمان آن فرا رسیده است که این افراد به خاطر سال‌ها دروغ‌پراکنی خطرناک که ایرانیان و آمریکایی‌ها را به خطر انداخته است، پاسخگو باشند.

#ایران #تغییر_رژیم #آمریکا #اسرائیل #صهیونیسم #خیانت #مزدوران #جنگ_روانی #شکست_آمریکا #مقاومت_ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *