مردم لبنان با وجود حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به پل‌های روی رودخانه لیتانی، راه‌هایی برای عبور از این رودخانه یافته‌اند. این واقعیت نشان می‌دهد که رودخانه لیتانی چندان بزرگ نیست و مردم محلی با ابتکار عمل، گذرگاه‌های موقتی ایجاد کرده‌اند.

تصاویر منتشر شده در فضای مجازی حاکی از آن است که بسیاری از مردم توانسته‌اند با استفاده از راه‌حل‌های موقت مانند قرار دادن سنگ، گل و سایر مصالح، از این رودخانه که بیشتر شبیه به یک جویبار است، با خودرو عبور کنند.

این گذرگاه‌های بداهه، توجه رسانه‌های منطقه را به خود جلب کرده است. به گزارش «عرب نیوز»، ارتش لبنان روز یکشنبه اعلام کرد که جاده و پلی را که در حملات رژیم صهیونیستی در جنوب این کشور آسیب دیده بودند، بازگشایی کرده است؛ این در حالی است که آتش‌بس ۱۰ روزه بین حزب‌الله و رژیم صهیونیستی برقرار بود. بازگشت صدها هزار نفر از مردم به جنوب لبنان، خود گواه محدودیت‌های نیروی نظامی رژیم اشغالگر قدس است.

رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان به تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی دست زده است. این اقدامات شامل ویران کردن بسیاری از مناطق غزه تحت کنترل ارتش اشغالگر (معروف به خط زرد) و همچنین حملات به اهداف دیگر در طول جنگ غزه، از جمله ساختمان‌های بلندمرتبه در شهر غزه بوده است.

این ساختمان‌های بلند برای بیشتر مدت جنگ تا اواسط سپتامبر ۲۰۲۵ پابرجا بودند، تا اینکه مقامات صهیونیست تصمیم گرفتند ارتش اشغالگر باید شهر غزه در شمال نوار غزه را بازپس گیرد. این در حالی است که مقامات و ارتش اشغالگر پیشتر در اواخر سال ۲۰۲۳ و اوایل سال ۲۰۲۴ ادعا کرده بودند که حماس در شمال غزه شکست خورده است. ارتش اشغالگر عملیات متعددی را در محله‌های شهر غزه انجام داده بود.

با این حال، تصمیم برای بازپس‌گیری این مناطق در سپتامبر ۲۰۲۵ اتخاذ شد. به حدود یک میلیون نفر از اهالی غزه دستور تخلیه داده شد. بسیاری از این افراد پیش از این یک یا دو بار در طول جنگ آواره شده بودند؛ ابتدا بین اکتبر تا ژانویه در جریان درگیری‌های اولیه در شمال غزه پس از حمله ۷ اکتبر حماس، و سپس دوباره در پاییز ۲۰۲۴.

یک میلیون نفر شمال غزه را ترک کردند، به همراه بسیاری از اعضای حماس که در آنجا حضور داشتند. تصمیم برای هدف قرار دادن ساختمان‌های بلندمرتبه، بیش از آنکه یک ضرورت نظامی باشد، نمادین به نظر می‌رسید. اگر این ساختمان‌های بلند واقعاً یک ضرورت نظامی برای هدف قرار دادن بودند، باید زودتر در جنگ هدف قرار می‌گرفتند. در عوض، آنها از اکتبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۵ – تقریباً دو سال جنگ – پابرجا مانده بودند.

تخریب برج‌های بلند در غزه در اورشلیم (قدس اشغالی) به عنوان «تغییر خط افق» غزه جشن گرفته شد.

اگر هدف تغییر خط افق بود، به نظر نمی‌رسید که یک ضرورت نظامی باشد. تخریب برج‌های بلند در گذشته نیز در غزه، مثلاً در درگیری سال ۲۰۲۱، اتفاق افتاده است. این به نظر می‌رسد یک راه نمادین برای «نشان دادن» به حماس است که رژیم صهیونیستی می‌تواند چیزها را نابود کند. حماس پس از دهه‌ها جنگ با این رژیم، به احتمال زیاد این را می‌داند.

به همین ترتیب، در لبنان، حزب‌الله می‌داند که ارتش اشغالگر می‌تواند با استفاده از قدرت هوایی و مهمات خود هر آنچه را که می‌خواهد نابود کند. حزب‌الله هیچ توهمی در مورد قدرت رژیم صهیونیستی ندارد. تصمیم برای هدف قرار دادن پل‌های روی لیتانی پس از آن گرفته شد که ارتش اشغالگر از صدها هزار نفر از مردم جنوب لبنان خواسته بود به سمت شمال فرار کنند.

حملات به پل‌ها از اواسط مارس آغاز شد و تا اوایل آوریل ادامه یافت. به عنوان مثال، در ۱۸ مارس، بی‌بی‌سی گزارش داد که پل‌ها تخریب شده‌اند و گزارش‌های بعدی نیز نشان دادند که تعداد بیشتری در اوایل آوریل تخریب شده‌اند. ارتش اشغالگر در ۱۳ مارس اعلام کرد که «مدت کوتاهی پیش، ارتش اشغالگر پل زراریه روی رودخانه لیتانی در لبنان را هدف قرار داد که به عنوان یک گذرگاه کلیدی برای تروریست‌های سازمان تروریستی حزب‌الله عمل می‌کرد.»

چرا پل‌ها در لبنان هدف قرار گرفتند؟

روایت ارتش اشغالگر این بود که پل‌ها توسط حزب‌الله استفاده می‌شدند. با این حال، اگر تخریب پل‌ها یک ضرورت نظامی برای متوقف کردن حزب‌الله بود، چرا در اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که این گروه مقاومت حملات خود را علیه رژیم صهیونیستی آغاز کرد، هدف قرار نگرفتند؟

چرا در سپتامبر ۲۰۲۴، زمانی که رژیم صهیونیستی حملات خود را علیه حزب‌الله تشدید کرد، هدف قرار نگرفتند؟ چرا بلافاصله در ۲ مارس ۲۰۲۶، پس از حمله حزب‌الله به رژیم صهیونیستی که منجر به تشدید اخیر علیه حزب‌الله شد، هدف قرار نگرفتند؟

در عوض، پل‌ها به آرامی و در طول زمان هدف قرار گرفتند، پس از آنکه صدها هزار لبنانی به سمت شمال فرار کرده بودند. آیا این حمله با هدف متوقف کردن حزب‌الله بود یا دشوارتر کردن بازگشت غیرنظامیان؟ اگر علیه حزب‌الله بود، مطمئناً این واقعیت که غیرنظامیان می‌توانند با خودرو و ون از لیتانی عبور کنند، نشان می‌دهد که حزب‌الله نیز می‌تواند از لیتانی عبور کند؟

حزب‌الله یک گروه مقاومت است که بیش از ۴۰ سال در جنوب لبنان فعالیت کرده و همیشه با قدرت هوایی برتر رژیم صهیونیستی که می‌تواند حرکات آن را رصد کند، روبرو بوده است. آیا یک گروه مقاومت که با این خطر روبرو است، راه‌هایی برای جابجایی سلاح پیدا نمی‌کرد که شامل عبور از پل‌های شناخته شده نباشد؟

با قدرت هوایی مدرن، تخریب چندین پل به طور همزمان دشوار نیست. در واقع، در سال ۱۹۴۶، گروه زیرزمینی یهودی پیش از تشکیل رژیم صهیونیستی توانست ۱۰ پل از ۱۱ پلی را که فلسطین تحت قیمومت بریتانیا را به کشورهای همسایه متصل می‌کردند، تنها در یک شب (۱۶-۱۷ ژوئن) تخریب کند. اگر پالماخ می‌توانست این کار را در یک شب انجام دهد، پس چرا ارتش اشغالگر همه پل‌های روی لیتانی را در یک شب تخریب نمی‌کند؟ آیا این کار حزب‌الله را مختل نمی‌کرد – اگر هدف این بود؟

در طول جنگ با ایران، ارتش اشغالگر در آوریل اعلام کرد که «ارتش اشغالگر هشت قطعه پل را که توسط نیروهای مسلح رژیم تروریستی ایران برای انتقال سلاح و تجهیزات نظامی در چندین منطقه در سراسر ایران، از جمله تهران، کرج، تبریز، کاشان و قم مورد استفاده قرار می‌گرفتند، هدف قرار داد.» همین کار می‌توانست در لبنان نیز انجام شود اگر هدف واقعاً یک کارزار سریع علیه پل‌های آن بود.

نمونه‌هایی از جنگ ویتنام

در طول جنگ ویتنام، کمونیست‌ها توانستند توده‌هایی از مردان و مواد را از طریق جنگل‌ها منتقل کنند، اغلب با ایجاد جاده‌های کوچک مانند مسیر معروف هوشی مین. شورشیان ویتنامی نه تنها توانستند فرانسوی‌ها را در دین بین فو با انتقال توپخانه و مردان از طریق تپه‌ها شکست دهند، بلکه به طور مشابه در اعمال نیرو علیه ایالات متحده و متحدان ویتنام جنوبی خود نیز موفق شدند.

با وجود قدرت هوایی عظیم مورد استفاده ایالات متحده، ویتنامی‌ها موفق شدند. اگر آنها می‌توانستند این کار را در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ انجام دهند، آیا روشن نیست که حزب‌الله نیز می‌تواند با عبور از جویبار کوچک لیتانی همین کار را انجام دهد؟

شکی نیست که فناوری رژیم صهیونیستی برای رصد حزب‌الله بسیار برتر از قابلیت‌های ایالات متحده در ویتنام است. اگر بمباران پل‌ها یک ضرورت نظامی بود، واضح است که مدت‌ها پیش انجام می‌شد. این موضوع، مسئله پل‌ها را به برج‌های بلند در غزه پیوند می‌دهد.

رژیم صهیونیستی در هر دو جبهه درگیر یک جنگ طولانی و کند بوده است. در هر دو مورد، ارتش اشغالگر از میلیون‌ها نفر خواسته است که تخلیه کنند، اما نیروهای زمینی آن سپس به آرامی، معمولاً تنها چند کیلومتر، پیشروی کرده‌اند. هدف، فتح سریع نبود. به عنوان مثال، در سال ۱۹۷۸، ارتش اشغالگر منطقه جنوب لیتانی را در چند روز فتح کرد. در سال ۲۰۲۶، این کار یک ماه و نیم طول کشید و ارتش اشغالگر کل منطقه را تصرف نکرد.

این تحلیل، محدودیت‌های نیروی نظامی رژیم صهیونیستی امروز را نشان می‌دهد. حماس نیمی از غزه را کنترل می‌کند. حزب‌الله همچنان بخشی از لبنان را کنترل می‌کند. نیروی نظامی نتوانسته است گروه‌های مقاومت را خلع سلاح کند، علیرغم ادعاهایی مبنی بر خلع سلاح آنها «به روش آسان یا دشوار». در عوض، اهداف نمادین مانند پل‌ها جایگزینی برای خلع سلاح بوده‌اند.

نیروی نظامی در طول تاریخ برای دستیابی به اهداف مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال، استراتژیست‌هایی مانند کارل فون کلاوزویتس و کالین پاول استدلال کرده‌اند که تاکتیک‌های نظامی باید با اهداف سیاسی و همچنین اهداف نظامی قابل دستیابی همراه باشند.

تخریب پل‌ها در جنوب لبنان بیشتر جنبه تنبیهی دارد تا اقدامی که به هموار کردن راه برای یک هدف نظامی یا سیاسی کمک کند. این واقعیت که برخی از گذرگاه‌ها در چند روز ترمیم شدند، نشان می‌دهد که کمپین نمادین علیه پل‌ها بازدهی کاهشی داشته است.

#رژیم_صهیونیستی #غزه #لبنان #مقاومت #حزب_الله #حماس #جنایات_جنگی #شکست_نظامی #زیرساخت_غیرنظامی #فلسطین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *