ابتکارات انرژی ترامپ: آیا آمریکا سرانجام از باتلاق خاورمیانه خارج می‌شود؟

راه حل معضل خاورمیانه، ترک آن است. این جمله، شاید خلاصه‌ای از رویکرد جدید ایالات متحده باشد که در پس پرده جنون سیاست‌های منطقه‌ای، در حال شکل‌گیری است. واشنگتن، با جمع‌آوری منابع انرژی در قاره آمریکا، به آرامی در حال چیدن قطعات پازل یک انزواگرایی جدید در حوزه انرژی است.

تغییر مسیر انرژی آمریکا و پیامدهای آن برای منطقه

این روند با شعار انتخاباتی «حفاری کن، عزیزم، حفاری کن» آغاز شد و با اعلام وضعیت اضطراری ملی انرژی در ژانویه ۲۰۲۵ و سپس «لایحه بزرگ و زیبا» که مقررات تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نفت و گاز را تسهیل کرد، ادامه یافت. اکنون، با توجه به ذخایر عظیم ونزوئلا و درس‌هایی که از بازی با آتش در تنگه هرمز گرفته شده، شاهد بازآرایی دسترسی آمریکا به منابع انرژی هستیم.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، اخیراً اعلام کرده بود: «بگذارید همه آنها این کار را انجام دهند. ما برای چه این کار را می‌کنیم؟» او پیشنهاد داد که اروپا، چین، کره و ژاپن باید مسئولیت باز نگه داشتن و نظارت بر تنگه هرمز را بر عهده بگیرند. ترامپ افزود: «ما کمک خواهیم کرد، اما آنها باید پیشگام حفاظت از نفتی باشند که به شدت به آن وابسته هستند.» این اظهارات، هرچند از سوی ترامپ مطرح شده، اما این استدلال که آمریکا باید به تنهایی عمل کند، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر رویکرد در قبال مداخلات پرهزینه در منطقه باشد.

استقلال انرژی یا تغییر تاکتیک؟

بازارهای نفت، شبکه‌ای پیچیده از ائتلاف‌ها، لجستیک، مسیرهای دریایی، خطوط لوله و نیازهای پالایشی هستند. ایالات متحده روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام مصرف می‌کند و ۱۳.۶ میلیون بشکه تولید می‌کند. تحلیلگران ممکن است ادعا کنند که آمریکا به استقلال انرژی دست یافته است، اما این یک محاسبه BTU است و نه بشکه‌های واقعی. برای جبران این تفاوت، به بشکه‌های فیزیکی بیشتری نیاز است و آمریکا در آستانه دستیابی به آن قرار دارد.

کانادا روزانه ۴ میلیون بشکه، مکزیک ۰.۳ میلیون و ونزوئلا ۰.۴۴ میلیون بشکه به آمریکا صادر می‌کنند. مجموع این ارقام به ۱۸ میلیون بشکه در روز می‌رسد. با افزایش صادرات ونزوئلا و بازگشت صادرات مکزیک به سطوح تاریخی، و همچنین اجاره‌های جدید در آلاسکا، ۴۸ ایالت جنوبی و خلیج، آمریکا به استقلال انرژی واقعی، نه صرفاً شعاری، نزدیک می‌شود. این تحولات می‌تواند به معنای کاهش وابندگی آمریکا به منابع انرژی خاورمیانه و در نتیجه، کاهش انگیزه‌های مداخله‌جویانه این کشور در منطقه باشد.

چالش‌های داخلی و آینده سیاست انرژی آمریکا

با این حال، دو متغیر غیرقابل پیش‌بینی وجود دارد: کالیفرنیا و نیویورک. هر دو ایالت غنی از نفت و گاز هستند، اما سیاست‌های متناقض «مصرف کن، اما تولید نکن» را دنبال می‌کنند. این تناقضات داخلی، می‌تواند مانعی بر سر راه دستیابی به استقلال کامل انرژی باشد.

همچنین، دو نکته مهم دیگر نیز قابل ذکر است: اول اینکه، کف سودآوری قیمت نفت، آن‌طور که دولت ترامپ می‌گفت، ۵۰ یا ۶۰ دلار در هر بشکه نیست، بلکه در محدوده ۷۰ دلار به بالاست. هیچ میزان از کاهش مقررات نمی‌تواند این واقعیت اقتصادی را تغییر دهد.

دوم، دوره ریاست ترامپ و کریس رایت (وزیر انرژی) در ژانویه ۲۰۲۹ به پایان می‌رسد. در صورت روی کار آمدن دولتی دیگر، مانند جو بایدن و جنیفر گرانهولم، دستاوردهای فعلی احتمالاً لغو یا مورد مناقشه قرار خواهند گرفت، همان‌طور که تعلیق غیرقانونی فروش اجاره‌نامه‌های فدرال توسط بایدن در روز اول ریاست‌جمهوری‌اش، نشانه‌ای از «جنگ علیه سوخت‌های فسیلی» بود. این نوسانات در سیاست داخلی آمریکا، بر ثبات و پیش‌بینی‌پذیری رویکرد این کشور در قبال مسائل جهانی، از جمله خاورمیانه، تأثیرگذار خواهد بود.

با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از تولید در ایالت‌های غربی در اراضی فدرال صورت می‌گیرد، یک تغییر ناگهانی در سیاست‌ها می‌تواند استقلال انرژی را که آمریکا در حال ساخت آن است، به خطر اندازد. تمرکز مجدد بر انرژی‌های تجدیدپذیر نیز، با توجه به نیازهای فزاینده مراکز داده، نمی‌تواند انرژی مورد نیاز را تأمین کند.

رویکرد جناح چپ در آمریکا، انرژی را به عنوان یک انتخاب جامع نمی‌بیند و علیه سوخت‌های فسیلی، که به جز انرژی هسته‌ای، تنها وسیله کارایی جهانی هستند، موضع می‌گیرد. در صورت بازگشت دولتی مشابه بایدن، احیای فعالیت‌های اقلیمی با حمایت دولت، می‌تواند آمریکا را به همان آشفتگی خاورمیانه بازگرداند که اکنون فرصت ترک آن را دارد. این نشان می‌دهد که سیاست‌های داخلی آمریکا تا چه حد می‌تواند بر سرنوشت مناطق دیگر جهان تأثیر بگذارد.

تحلیلگران ممکن است ادعا کنند که آمریکا به استقلال انرژی دست یافته است، اما این یک محاسبه BTU است و نه بشکه‌های واقعی. آمریکا برای جبران این تفاوت، به بشکه‌های فیزیکی بیشتری نیاز دارد و در آستانه دستیابی به آن قرار گرفته است. اما زمان برای ترامپ و تیمش در حال اتمام است. دستیابی به استقلال واقعی انرژی آمریکا باید اکنون انجام شود – به معنای اجاره بیشتر اراضی و آب‌های فدرال، افزایش تعداد دکل‌های حفاری و تکمیل خطوط لوله و توسعه پالایشگاه‌های پیشنهادی. سیاسی کردن قیمت‌های پایین نفت، آن‌طور که ترامپ تمایل دارد، آمریکا را به این هدف نخواهد رساند.

قیمت‌های معقول نفت نه تورم‌زا هستند و نه رکودی. آسیب زمانی وارد می‌شود که قیمت‌ها بیش از حد پایین بیایند، مانند اوایل سال جاری، یا بیش از حد بالا بروند، مانند اکنون. این پنجره فرصت باز است، اما برای همیشه باز نخواهد ماند.

#ترامپ #انرژی_آمریکا #خاورمیانه #استقلال_انرژی #سیاست_خارجی_آمریکا #نفت_و_گاز #تنگه_هرمز #جمهوری_اسلامی #بحران_انرژی #ژئوپلیتیک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *