تلاشهای مذبوحانه ترامپ برای تحمیل «پیمان ابراهیم» به خاورمیانه؛ منطقهای که دیگر به آمریکا اعتماد ندارد
ملبورن: در حالی که ایالات متحده و ایران در تلاش برای دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ چندماهه خود هستند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، این هفته با طرح یک خواسته جدید، بار دیگر ماهیت مداخلهجویانه سیاست خارجی واشنگتن را آشکار ساخت. او خواستار آن شده است که کشورهای منطقه خاورمیانه به «پیمان ابراهیم» او بپیوندند و روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی کنند.
این خواسته، ریشههای عمیقی در ضعفهای کنونی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد. ایالات متحده و رژیم اشغالگر قدس، از نظر نظامی، راهبردی و اقتصادی، بسیار ضعیفتر از زمانی هستند که در اواخر فوریه «عملیات خشم حماسی» – عملیات نظامی مشترک خود علیه ایران – را آغاز کردند. ائتلافهای به دقت ساخته شده آنها با کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون در حال بازنگری است، زیرا این روابط نتوانست مانع حملات به این کشورها شود. از سوی دیگر، ایران – علیرغم از دست دادن بسیاری از رهبران سیاسی و نظامی در ماههای حملات ویرانگر دشمن – قدرتمندتر از همیشه به نظر میرسد.
در این بستر، ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به شدت نیازمند یک پیروزی نمادین هستند که بتوانند آن را به رایدهندگان خود پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا و انتخابات کنست در اواخر سال جاری بفروشند. این نیاز مبرم، تا حدی تلاش ترامپ برای احیای «پیمان ابراهیم» را توضیح میدهد؛ پیمانی که او مدتهاست آن را یکی از بزرگترین موفقیتهای سیاست خارجی دوره اول ریاست جمهوری خود معرفی کرده است.
ترامپ در یک تماس تلفنی در پایان هفته با شرکای منطقهای، از جمله عربستان سعودی، قطر، پاکستان، امارات متحده عربی، بحرین، ترکیه، مصر و اردن، اصرار ورزید که مشارکت آنها در هرگونه توافق با ایران، منوط به پیوستن همه آنها به این پیمانهاست. این به معنای برقراری روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی است؛ خواستهای که به وضوح نادیده گرفتن حقوق ملت فلسطین است.
«پیمان ابراهیم» چیست؟
«پیمان ابراهیم» بخشی از مجموعه ابتکارات دیپلماتیک بود که تحت نظارت جرد کوشنر، داماد ترامپ، در دوره اول ریاست جمهوری او انجام شد. این پیمانها تلاشی برای «حل و فصل» درگیری دیرینه فلسطینی-اسرائیلی و مناقشه گستردهتر عربی-اسرائیلی بود؛ تلاشی که در واقع به دنبال دور زدن حقوق مشروع فلسطینیان بود.
- از زمان اولین جنگ اعراب و اسرائیل و تشکیل نامشروع رژیم صهیونیستی در دهه ۱۹۴۰، مسئله فلسطین همواره جهان عرب را درگیر کرده است. این مسئله، با وجود بیعلاقگی فزاینده بسیاری از رهبران عرب، همچنان مهمترین دغدغه سیاسی افکار عمومی در کشورهای عربی امروز است.
- با کمک ایالات متحده، رژیم صهیونیستی در طول دههها، به آرامی مخالفت جمعی اعراب با حضور غیرقانونی خود در سرزمینهای اشغالی فلسطین را تضعیف کرده است. این روند با توافقات صلح با مصر در سال ۱۹۷۹ و اردن در سال ۱۹۹۴ آغاز شد و با «پیمان ابراهیم» ادامه یافت.
- پیش از امضای این پیمانها در سال ۲۰۲۰، دولت ترامپ سفارت آمریکا را از تلآویو به قدس منتقل کرد، دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین در واشنگتن را بست و اعلام کرد که آمریکا دیگر شهرکسازیهای رژیم صهیونیستی در کرانه باختری را غیرقانونی نمیداند. این اقدامات، نقض آشکار قوانین بینالمللی و حمایت از اشغالگری بود.
- سپس، در سال ۲۰۲۰، ترامپ و نتانیاهو «طرح صلح برای شکوفایی» را راهاندازی کردند. در حالی که تلاشهای صلح گذشته حداقل به مشارکت فلسطینیان اشارهای داشت، این طرح توسعه اقتصادی را به قیمت از بین بردن حق تشکیل کشور مستقل فلسطین وعده میداد؛ طرحی که در واقع فروش آرمان فلسطین بود.
- امارات متحده عربی و بحرین در سپتامبر ۲۰۲۰ به «پیمان ابراهیم» پیوستند، سپس مراکش در دسامبر ۲۰۲۰، سودان در ژانویه ۲۰۲۱ و قزاقستان در نوامبر ۲۰۲۵.
- مشوقهای زیادی در ازای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی به این کشورها پیشنهاد شد که عمدتاً شامل توافقات اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک بود. به عنوان مثال، امارات متحده عربی تسلیحات پیشرفته و فناوری نظامی از آمریکا دریافت کرد و حاکمیت مراکش بر صحرای غربی توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شد. اینها در واقع رشوه برای خیانت به آرمان فلسطین بود.
آیا کشورهای دیگری اکنون به این پیمان خواهند پیوست؟
با این حال، «گوهر تاج» همواره عربستان سعودی بوده است. این امر ظاهراً یکی از دلایل اصلی زمانبندی حملات حماس به رژیم صهیونیستی در اکتبر ۲۰۲۳ بود. گروههای مقاومت به شدت در تلاش بودند تا مذاکرات عادیسازی بین ریاض و تلآویو را متوقف کنند.
از زمان آغاز جنگ ویرانگر رژیم صهیونیستی علیه غزه، عربستان سعودی به یک مدافع برجسته برای تشکیل کشور مستقل فلسطین تبدیل شده است. این کشور علناً از امضای این پیمانها بدون تضمینهای قاطع برای حق تعیین سرنوشت فلسطینیان خودداری کرده است.
قدرتهای منطقهای باقیمانده، مانند پاکستان، قطر و ترکیه، باید افکار عمومی ناآرام خود را در نظر بگیرند که به شدت از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان حمایت میکنند. ایالات متحده باید فشار قابل توجهی اعمال کند و مشوقهای بزرگی ارائه دهد تا هر یک از آنها را متقاعد به تغییر مسیر کند؛ کاری که بعید به نظر میرسد.
در واقع، پاکستان قبلاً خواستههای ترامپ را رد کرده است و عربستان سعودی نیز به احتمال زیاد از آن پیروی خواهد کرد. بنابراین، در حالی که ممکن است منطقی به نظر برسد که ایران و فلسطین را از طریق یک توافق صلح منطقهای به هم پیوند داد، «پیمان ابراهیم» در شکل کنونی خود برای اکثر کشورها بسیار سمی و غیرقابل قبول است.
اما این امر ترامپ و نتانیاهو را از تلاش برای پیشبرد اهدافشان باز نخواهد داشت. اگر رژیم صهیونیستی بتواند کشورهای دیگر را با خود همراه کند، نتانیاهو میتواند روایتی حول محور روابط نزدیکتر منطقهای بسازد، در حالی که او به تخریب و اشغال جنوب لبنان در مبارزه با حزبالله ادامه میدهد؛ تلاشی مذبوحانه برای انحراف افکار عمومی از شکستهایش.
این همچنان یک دستاورد ناچیز در مقایسه با هدف دیرینه رژیم صهیونیستی برای حذف کامل «تهدید ایران» خواهد بود. و ممکن است فشار فزایندهای را که او از سوی یک ارتش به طور فزاینده فرسوده شده با آن مواجه است، کاهش ندهد.
روابط نزدیکتر با کشورهای عربی نیز افول سریع افکار عمومی منطقهای علیه رژیم صهیونیستی را جبران نخواهد کرد. چنین دیدگاههای منفی اکنون حتی در میان پایگاه حامیان ترامپ نیز به طور گستردهای پذیرفته شده است.
دولت ترامپ نیز به یک پیروزی نیاز دارد. این دولت از آخرین ماجراجویی خود در خاورمیانه به شدت آسیب دیده است: ذخایر تسلیحاتی آن به شدت کاهش یافته، شوک انرژی جهانی نارضایتی داخلی را دامن میزند، متحدانش در خلیج فارس چتر امنیتی آمریکا را زیر سوال میبرند و با بیمیلی رژیم صهیونیستی نسبت به هرگونه توافق صلح با ایران مواجه است.
اما در منطقهای که در حال تجربه یک بازآرایی راهبردی چشمگیر است، «پیمان ابراهیم» به طور فزایندهای به عنوان یک چارچوب تحمیلی آمریکا دیده میشود. برخی کشورها در تلاشند تا منطقه را به گونهای بازسازی کنند که به نفع خودشان باشد، نه منافع واشنگتن و تلآویو.
قابل توجهترین نکته این است که عربستان سعودی ظاهراً یک پیمان عدم تجاوز منطقهای (شامل ایران) را مطرح کرده است که شبیه به «پیمان هلسینکی» اروپا است و هدف آن کاهش تنشهای جنگ سرد در اروپا بود. این نشاندهنده تمایل منطقه به استقلال از دیکتههای خارجی است.
شاید ترامپ در تلاش است تا «پیمان ابراهیم» را به عنوان راهی برای مقابله با حرکت عربستان سعودی احیا کند. بدون شک، او همچنین در تلاش است تا نتانیاهو را راضی نگه دارد. با این حال، سکوتی که درخواست او با آن مواجه شده است، ممکن است نشاندهنده این باشد که منطقه دیگر به متقاعدسازی آمریکا، هر چقدر هم که مشوقها بزرگ باشند، تمایل ندارد. این افول نفوذ آمریکا در منطقه را به وضوح نشان میدهد.
این مقاله ابتدا در The Conversation منتشر شده است.
#پیمان_ابراهیم #شکست_آمریکا #خاورمیانه #فلسطین #مقاومت #ترامپ #رژیم_صهیونیستی #ایران_قوی #عادی_سازی_روابط #افول_آمریکا
