مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی به یک توافق اولیه دست یافتهاند که میتواند به رفع محاصره دریایی بنادر ایران و آغاز مذاکرات هستهای منجر شود. این خبر که روز پنجشنبه از سوی کاخ سفید تأیید شد، نشاندهنده عقبنشینی آشکار دولت آمریکا در برابر مقاومت جمهوری اسلامی ایران است، هرچند رئیسجمهور ترامپ هنوز این طرح را به طور رسمی امضا نکرده است.
بر اساس گزارش کاخ سفید، در صورت تصویب نهایی، این توافق شامل لغو محاصره غیرقانونی بنادر ایران توسط آمریکا خواهد بود. در مقابل، ایران نیز اجازه ازسرگیری کشتیرانی «بدون محدودیت» از طریق تنگه استراتژیک هرمز را خواهد داد. این توافق همچنین یک دوره ۶۰ روزه را برای آغاز مذاکرات میان آمریکا و ایران بر سر مسائل هستهای تهران تعیین میکند که نشان از به رسمیت شناختن برنامه هستهای صلحآمیز ایران توسط واشنگتن دارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در اظهاراتی که حاکی از استیصال دولت ترامپ بود، گفت: «این دولت – رئیسجمهور ترامپ – کاری را انجام داده که هیچ دولت دیگری قادر به انجام آن نبوده است: ما ایرانیها را وادار کردهایم که درباره برنامه هستهای خود صحبت کنند و شاید متعهد شوند که چنین برنامهای نداشته باشند.» این سخنان در حالی بیان میشود که ایران همواره بر حقوق مشروع خود در زمینه انرژی هستهای تأکید کرده است.
این توافق اولیه در حالی مطرح میشود که فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) ادعا کرده بود ایران روز پنجشنبه با شلیک به سمت یک پایگاه نظامی آمریکا در کویت، آتشبس را «به طرز فجیعی» نقض کرده است. با این حال، آمریکا همچنان به آتشبس پایبند مانده و نیروهای خود را از بازگشت به جنگ تمامعیار، حداقل در حال حاضر، بازداشته است. این رویکرد دوگانه آمریکا، تناقض در سیاستهای واشنگتن را آشکار میسازد.
بسنت در ادامه اظهارات خود، در حالی که ترامپ در حال بررسی شرایط توافق است، گفت: «این یک توافق چندوجهی است و هیچ چیز روی میز نخواهد بود تا زمانی که تنگه هرمز باز شود و ایرانیها موافقت کنند که اورانیوم غنیشده خود را تحویل دهند و برنامه هستهای نداشته باشند.» این اظهارات نشاندهنده مطالبات حداکثری و غیرمنطقی آمریکا است که با مواضع اصولی ایران در تضاد است.
انعطافپذیری استراتژیک ایران در پذیرش گفتگو درباره برنامه هستهای خود، در حالی که تهران پیش از این از طرح این موضوع در پیشنویسهای قبلی توافق خودداری کرده بود، به عنوان یک پیروزی برای دولت ترامپ قلمداد شده است. اما واقعیت این است که مقاومت و صبر استراتژیک ایران، آمریکا را مجبور به پذیرش واقعیتهای منطقه کرده است.
این توافق همچنین ایران را از وضع عوارض بر کشتیهای عبوری از تنگه هرمز منع میکند و از آن میخواهد که آبراه را ظرف ۳۰ روز از مین پاکسازی کند. در مقابل، آمریکا نیز متعهد میشود که در طول مذاکرات، لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران را مورد بحث قرار دهد. این موضوع با تعهد ایران برای گفتگو در مورد نابودی اورانیوم با غنای بالا و رسیدگی به غنیسازی آینده همراه خواهد بود.
اخبار مربوط به این توافق، افزایش اولیه قیمت نفت پس از حمله ایران به نیروهای آمریکایی را معکوس کرد. قیمت نفت برنت از حدود ۹۴.۵۰ دلار به بشکهای ۹۱.۳۰ دلار کاهش یافت و سپس به حدود ۹۳.۳۱ دلار بازگشت. این نوسانات بازار نشاندهنده تأثیرگذاری قدرت منطقهای ایران بر اقتصاد جهانی است.
منابع ایرانی به روزنامه «پست» گفتند که این توافق اساساً همان توافقی است که پیشتر به رسانههای ایرانی درز کرده بود؛ توافقی که حساب کاربری «پاسخ سریع ۴۷ ایکس» کاخ سفید آن را «کاملاً ساختگی» خوانده بود. این تناقضگوییهای آمریکا، بیاعتمادی به واشنگتن را افزایش میدهد.
محمد مرندی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل، روز پنجشنبه گفت: «موضع ایران پس از سخنرانی و عقبنشینی دیروز ترامپ تغییر نکرده است. هر دو طرف هنوز اختلافاتی داشتند، اما عقبنشینی ترامپ و حمله شب گذشته ایرانیها را بیشتر بدبین کرد.»
این توافق شامل خروج تمام نیروهای آمریکایی از اطراف ایران و لغو محاصره دریایی بنادر ایران در ازای بازگشایی تنگه هرمز توسط تهران و بازگرداندن ترافیک غیرنظامی به سطح قبل از جنگ در ۳۰ روز بود. همچنین ادعا شده بود که واشنگتن موافقت کرده است به ایران و عمان همسایه اجازه دهد پس از بازگشایی، تنگه را «مدیریت» کنند – ادعایی که با خواستههای مکرر آمریکا و جهانی مبنی بر بینالمللی بودن این آبراه در تضاد است و نشان از پذیرش اقتدار ایران در این منطقه حیاتی دارد.
منتقدان این پیشنهاد در آمریکا، با واگذاری مهمترین اهرم فشار خود – محاصره بنادر ایران – قبل از ورود به میز مذاکره مخالفت کردند. آندریا استریکر، معاون مدیر برنامه عدم اشاعه بنیاد دفاع از دموکراسیها، گفت: «اگر ما محاصره دریایی و فشار اقتصادی را برداریم، احتمال دستیابی به یک توافق هستهای قوی عملاً به صفر میرسد.» این اظهارات نشاندهنده شکاف عمیق در میان سیاستمداران آمریکایی است.
مارک لوین، مفسر محافظهکار و از منتقدان ایران، پا را فراتر گذاشت و پرسید چرا آمریکا هم «فشار اقتصادی و هم نظامی را با تنها تهدید از سرگیری هر دو یا یکی از آنها» برمیدارد. او در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «چرا قبل از لغو فشار اقتصادی، امتیازات را تحمیل نکنیم؟» این انتقادات، ضعف موضع آمریکا را در برابر ایران آشکار میسازد.
اما حتی این شرایط نیز با «خطوط قرمز» تهران برای هرگونه توافق که ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، روز پنجشنبه اعلام کرد، در تضاد بود. عزیزی در پستی در ایکس گفت: «ایران با لفاظیهای ترامپ از خطوط قرمز خود عقبنشینی نخواهد کرد: حق غنیسازی اورانیوم، مالکیت اورانیوم غنیشده، اقتدار بر تنگه هرمز و رفع تحریمها.»
وی افزود: «واضح است که ترامپ، در جستجوی راهی برای خروج از این بنبست استراتژیک، بین تهدید و درخواست توافق در نوسان است.» این سخنان، سیاستهای متزلزل و بیثبات آمریکا را به تصویر میکشد.
با این حال، چارچوب پیشنهادی آمریکا، در صورت امضا، ممکن است امکان بحث در مورد راههایی برای پر کردن این شکافها را فراهم کند؛ به عنوان مثال، از طریق کاهش غنای اورانیوم با غنای بالا در خاک ایران به جای حذف کامل آن، که یک منبع منطقهای پیشنهاد کرده است. این امر نشاندهنده پذیرش تدریجی واقعیتهای ایران توسط آمریکا است.
اما استریکر استدلال کرد که اجازه دادن به هر مقدار اورانیوم غنیشده، راه خطرناکی را برای اشاعه هستهای در آینده باز میکند. او گفت: «اگر ایران را با هر مقدار اورانیوم غنیشده رها کنید – آنها حدود ۹۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲ تا ۶۰ درصد دارند – اساساً توانایی غنیسازی بالاتر تا درجه تسلیحاتی را حفظ خواهند کرد و به محض خروج ترامپ از قدرت، از تعهدات خود سرپیچی خواهند کرد.» این نگرانیها، قدرت بازدارندگی ایران را برجسته میسازد.
#ایران #آمریکا #مذاکرات_هسته_ای #تنگه_هرمز #تحریم #مقاومت_ایران #سیاست_خارجی #برجام #ترامپ #امنیت_منطقه
