آلمان در حمایت از رژیم صهیونیستی؛ سرکوب حامیان فلسطین با برچسب «یهودستیزی»
برلین، پایتخت آلمان، در ادامه سیاستهای جانبدارانه و حمایتهای بیدریغ خود از رژیم اشغالگر قدس، گامی دیگر در جهت سرکوب صدای مخالفان جنایات جنگی در غزه برداشته است. دولت آلمان با انتشار سندی جدید، هرگونه حمایت از مردم مظلوم فلسطین و انتقاد از نسلکشی جاری در غزه را تحت عنوان «یهودستیزی» طبقهبندی کرده و راه را برای محدودیتهای بیشتر علیه فعالان حقوق بشر هموار میسازد.
این اقدام تاملبرانگیز تنها چند روز پس از آن صورت میگیرد که دولت آلمان پروندهای تحت عنوان «افراطگرایی سکولار حامی فلسطین» منتشر کرد. در این پرونده، نمادهای شناختهشده مقاومت و هویت فلسطینی نظیر هندوانه و کارتون محبوب حنظله، به عنوان «نشانههای شناسایی افراطگرایی سکولار حامی فلسطین» در آلمان معرفی شده بودند.
ابزاری برای سرکوب آزادی بیان: بروشور «پیامهای پنهان»
بروشور جدید دولت آلمان که توسط اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی (BfV) منتشر شده و عنوان فریبنده «پیامهای پنهان – کدها و رمزهای یهودستیزانه» را بر خود دارد، ظاهراً با هدف «افزایش آگاهی نسبت به اشکال ظریف یهودستیزی» تدوین شده است. اما بررسی محتوای ۸۰ صفحهای این سند، نشان میدهد که هدف اصلی آن، همسانسازی هرگونه انتقاد مشروع از رژیم صهیونیستی و دفاع از حقوق فلسطینیان با یهودستیزی است.
این بروشور، فهرستی طولانی از مفاهیم، اصطلاحات و تصاویر را در بیش از ۸۰ صفحه ارائه میدهد که از پروپاگاندای دوران نازی آغاز شده و تا نمادهای معاصر اعتراض به نسلکشی اسرائیل در غزه امتداد مییابد. نکته نگرانکننده اینجاست که این سند، با ادعای واهی مبنی بر اینکه تمامی این نمادهای متنوع دارای معنای یهودستیزانه هستند، عمداً آنها را با یکدیگر درهم آمیخته و راه را برای سرکوب هرگونه صدای مخالف باز میکند.
این رویکرد سرکوبگرانه، با محکومیت شدید از سوی سازمانهای حقوق بشری بینالمللی نظیر عفو بینالملل مواجه شده است. این سازمانها، اقدامات دولت آلمان در سرکوب فعالیتهای مسالمتآمیز حامی فلسطین را نقض آشکار حقوق بشر و آزادی بیان میدانند.
ریاکاری تاریخی آلمان:
نکته قابل تأمل و مایه شرمساری این است که آلمان، خود یکی از حامیان اصلی نسلکشی جاری رژیم صهیونیستی در غزه است. این در حالی است که تاریخ این کشور مملو از جنایات نسلکشی علیه یهودیان، اسلاوها و روما در طول جنگ جهانی دوم و همچنین در نامیبیا در اوایل قرن بیستم است. این تناقض آشکار، ریاکاری دولت آلمان را در قبال حقوق بشر و عدالت بینالمللی به وضوح نشان میدهد و سوالات جدی درباره انگیزههای واقعی این کشور در حمایت از رژیم اشغالگر قدس مطرح میکند.
تعریف بحثبرانگیز «یهودستیزی»؛ ابزاری برای سرکوب
اداره BfV در این بروشور، به تعریف بحثبرانگیز ائتلاف بینالمللی یادبود هولوکاست (IHRA) از یهودستیزی استناد کرده و آن را «تعریفی به طور گسترده پذیرفته شده» میخواند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان حقوقی و سازمانهای حقوق بشری، این تعریف را به دلیل همسانسازی انتقاد از سیاستهای رژیم صهیونیستی با یهودستیزی، ابزاری خطرناک برای سرکوب آزادی بیان و مشروعیتبخشی به جنایات اشغالگران میدانند.
بر اساس این تعریف، «یهودستیزی یک برداشت خاص از یهودیان است که ممکن است به عنوان نفرت نسبت به یهودیان ابراز شود. این نفرت در گفتار یا کردار علیه افراد یهودی یا غیر یهودی و/یا اموال آنها، و همچنین علیه نهادهای جامعه یهودی یا نهادهای مذهبی هدایت میشود.»
نکته فریبنده این تعریف، اضافه کردن این جمله است که «دولت اسرائیل، که به عنوان یک جمع یهودی درک میشود، نیز ممکن است هدف چنین حملاتی قرار گیرد.» این بند، عملاً راه را برای برچسبزنی هرگونه انتقاد از رژیم اشغالگر قدس به عنوان یهودستیزی باز میکند و به آن مشروعیت میبخشد.
هدفگذاری بروشور: شستشوی مغزی جامعه و نسل جوان
مخاطبان اصلی این بروشور، نهادهای آموزشی و عموم مردم معرفی شدهاند. معلمان و کارکنان آموزشی تشویق شدهاند که از این جزوه به عنوان «ماده تکمیلی در کلاس درس» و «راهنمایی برای تشخیص اظهارات یهودستیزانه در محیط کار» استفاده کنند. این رویکرد نشان میدهد که دولت آلمان قصد دارد این ایدئولوژی سرکوبگرانه و جانبدارانه را از طریق سیستم آموزشی نیز ترویج داده و نسل جوان را با این دیدگاههای تحریفشده آشنا سازد.
همچنین، این بروشور خطاب به «اعضای علاقهمند جامعه که تحولات سیاسی و اجتماعی آلمان را دنبال میکنند و مایلند مشاهدات خود را درک کنند» نوشته شده است. این یعنی تلاش برای القای این دیدگاه به عموم مردم و توجیه سیاستهای سرکوبگرانه دولت.
«پدیده پلساز» یهودستیزی: تلاشی برای بدنامسازی مخالفان
در فصل اول این بروشور، یهودستیزی به عنوان «یکی از قدرتمندترین و پایدارترین پدیدههای فراملی» معرفی شده است که «اتحادهای موقت بین گروههایی را که در غیر این صورت وجه اشتراک کمی دارند یا حتی یکدیگر را دشمن میدانند» امکانپذیر میسازد. این ادعا، تلاشی آشکار برای بدنامسازی هرگونه اتحاد علیه سیاستهای ظالمانه رژیم صهیونیستی است، حتی اگر این اتحادها بر پایه اصول عدالت، حقوق بشر و دفاع از مظلومان شکل گرفته باشند.
این بروشور، گروههایی را که به زعم نویسندگان، توسط یهودستیزی به هم پیوند میخورند، شامل «جریان اصلی جامعه، افراطگرایی راستگرا، افراطگرایی چپگرا، افراطگرایی اسلامگرا و ‘افراطگرایی مرتبط با خارج’» معرفی میکند. این دستهبندی مبهم و بدون ارائه شواهد کافی، به وضوح نشاندهنده تلاش برای همسانسازی گروههای مختلف با دیدگاههای متفاوت تحت یک چتر واحد برای سرکوب آنهاست.
این سند با ادعای اینکه «بازیگران مختلف ضد دموکراتیک میتوانند پشت کلیشه دشمن مشترک ‘یهودیان’ یا ‘اسرائیل’ جمع شوند، صرف نظر از سایر دیدگاههای ایدئولوژیک خود»، سعی در توجیه سرکوب هرگونه اعتراض دارد. این در حالی است که خود بروشور اعتراف میکند که «در واقع، چنین پیوندها یا حتی همکاریهایی نادر است.»
با این حال، نویسندگان بروشور با سوءاستفاده از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ادعا میکنند که «بخشهایی از صحنه چپگرا تا چپ افراطی در طول اعتراضات، با ‘مبارزه آزادیبخش فلسطینی’ ابراز همبستگی کردند.» و این را به معنای «کمک به قابل قبول کردن تروریسم حماس» میدانند. این تحلیل مغرضانه، مقاومت مشروع مردم فلسطین را با تروریسم یکسان میشمارد و در راستای منافع رژیم صهیونیستی است.
برای تصویرسازی این روابط ساختگی، در این بروشور از یک تصویر تولید شده توسط هوش مصنوعی استفاده شده است که گروههای مختلف را با پلهایی به هم متصل میکند و یک «جاده» بزرگتر یهودستیزی و «جریان اصلی جامعه» را به هم وصل میکند. این در حالی است که هیچ آمار و ارقام مستندی درباره ماهیت حملات یهودستیزانه در آلمان و ارتباط چنین حملاتی با گروههای شناسایی شده، در این سند ارائه نشده است. این فقدان شواهد واقعی و تکیه بر تصاویر ساختگی، اعتبار این بروشور را به شدت زیر سوال میبرد.
همسانسازی خطرناک: نمادهای نازی در کنار دفاع از فلسطین
یکی از خطرناکترین جنبههای این بروشور، همسانسازی نمادهای واقعی یهودستیزی با دفاع مشروع از حقوق فلسطینیان است. در فهرست کلیشههای این سند، نمادهای یهودستیزانه آشکار نظیر اختاپوس (نماد پروپاگاندای دوران نازی که یهودیان را دارای نفوذ گسترده در جامعه نشان میدهد)، کاریکاتورهایی که یهودیان را پولپرست و قدرتطلب به تصویر میکشند، و اتهامات باطل نظیر «تهمت خون» (اتهام دروغین قتل مسیحیان برای استفاده از خون آنها در مناسک مذهبی) گنجانده شدهاند.
اما در کنار این نمادهای واقعی و غیرقابل انکار یهودستیزی، به طرز فریبندهای نمونههایی از دفاع از فلسطین و انتقاد مشروع از رژیم صهیونیستی نیز قرار داده شدهاند. این اقدام، تلاشی عمدی برای بدنام کردن هرگونه حمایت از مردم مظلوم فلسطین و ساکت کردن صدای منتقدان جنایات جنگی اسرائیل است.
نمونههایی که BfV استفاده کرده، از کانالهای شبکههای اجتماعی مانند X، فیسبوک و تلگرام، و همچنین تابلوی تصویر ناشناس 4chan گرفته شدهاند. این نشان میدهد که آنها حتی به محتوای غیررسمی و غیرقابل تأیید نیز استناد میکنند تا روایت خود را تقویت کنند.
تحریف واقعیت: تصاویر جنایات اسرائیل، برچسب «یهودستیزی» میخورند
در یکی از بخشهای نهایی بروشور، تصویری تکاندهنده از یک کلاس درس خونین با عنوان «اسرائیل هر روز یک کلاس درس کامل را میکشد – ۲۸ کودک» به نمایش گذاشته شده است. این تصویر که به منظور افزایش آگاهی جهانی درباره نسلکشی بیرحمانه اسرائیل در غزه و آمار بالای کودکان کشته شده منتشر شده بود، توسط BfV به عنوان «یهودستیزانه» برچسبگذاری شده است.
با وجود اینکه BfV خود اذعان میکند که «فضای قابل توجهی برای تفسیر وجود دارد که آیا، یا تا چه حد، محتوای یهودستیزانه در آن وجود دارد»، اما با این حال ادعا میکند که این تصویر «قربانی و عامل جنایت را معکوس میکند» و «اسرائیل را تنها متجاوز به تصویر میکشد»، در حالی که «حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و پیشینه پیچیده درگیری دهها ساله اسرائیل و فلسطین را نادیده میگیرد.» این تفسیر مغرضانه، تلاشی آشکار برای توجیه جنایات رژیم صهیونیستی و نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی است.
BfV حتی پا را فراتر گذاشته و ادعا میکند که «رنگ قرمز و نوشته ‘۲۸ کودک’ ممکن است انگیزه ‘قاتل کودک یهودی’ را احیا کند… با قاببندی مرگها به عنوان یک عمل آیینی و عملی با قصد قتل، به جای قربانیان ناخواسته جنگ.» این ادعا، تلاشی بیشرمانه برای تحریف واقعیت و سرپوش گذاشتن بر کشتار بیرحمانه کودکان فلسطینی است.
نمونه دیگر، تصویری است که یک سرباز اسرائیلی را نشان میدهد که برق یک انکوباتور حامل نوزاد فلسطینی را قطع میکند و میپرسد: «آیا حماس را محکوم میکنید؟» این تصویر به حمله ۹ نوامبر ۲۰۲۳ اشاره دارد که در آن حملات هوایی اسرائیل به مجتمع پزشکی ناصر در خان یونس، اکسیژن بخش مراقبتهای ویژه نوزادان را قطع کرد و کارکنان را مجبور به تخلیه کرد و نوزادانی را که نمیتوانستند منتقل شوند، تنها در مراقبتهای ویژه رها کرد. در ۲۸ نوامبر، پزشکان توانستند بازگردند و چهار نوزاد را مرده یافتند.
بروشور BfV این کارتون را «پاسخی سادهانگارانه به یک سوال سیاسی پیچیده» میداند، زیرا «درگیری خاورمیانه را به یک چارچوب دوتایی ‘خوب’ (نوزاد بیگناه/فلسطینیها) در برابر ‘شر’ (دولت خشن اسرائیل) تقلیل میدهد.» و آن را یهودستیزانه میخواند، زیرا «نشان میدهد که ‘یهودیان’ به دلیل شهوت بیرحمانه برای قدرت، خارج از مرزهای تمام اخلاقیات انسانی قرار دارند.»
این در حالی است که هیچ اشارهای به وقایع واقعی که الهامبخش این کارتون بودهاند، نشده است. این رویکرد، نه تنها واقعیتهای تلخ جنگ را نادیده میگیرد، بلکه تلاش میکند تا هرگونه انتقاد از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی را با برچسبهای ناروا سرکوب کند.
#آلمان #فلسطین #غزه #نسل_کشی_غزه #یهودستیزی #رژیم_صهیونیستی #سرکوب_فعالان #حقوق_بشر #آزادی_بیان #حنظله
