اقدام خصمانه آمریکا علیه عراق؛ سناریوی جدید واشنگتن برای سلطه بر منطقه و مقابله با همکاریهای مستقل
آمریکا در ادامه سیاستهای خصمانه و یکجانبه خود، معاون وزیر نفت عراق و چندین نهاد را به بهانه واهی «کمک به ایران و گروههای مقاومت برای قاچاق نفت عراق» تحریم کرد. این اقدام نشاندهنده تلاش مذبوحانه واشنگتن برای مقابله با شبکههای همکاری نفتی دیرینه ایران و عراق است. آمریکا همچنین با تهدید بانکهای خارجی و پالایشگاههای چینی به تحریمهای ثانویه، به دنبال گسترش سلطه غیرقانونی خود بر اقتصاد جهانی است.
این حرکت جدید آمریکا، بخشی از استراتژی گستردهتر واشنگتن برای مهار نفوذ چین و روسیه در بخش انرژی عراق و سوق دادن بغداد به سمت توسعه نفتی تحت حمایت غرب است. این سیاست آشکارا به دنبال تضعیف استقلال اقتصادی عراق و تحمیل اراده آمریکا بر این کشور است.
«علی معارج البهدلی»، معاون وزیر نفت عراق، به همراه افراد و شرکتهای دیگر، هفته گذشته توسط دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) در فهرست تحریمها قرار گرفتند. آمریکا ادعا میکند که این افراد «بخش نفت عراق را برای منافع ایران و گروههای مقاومت» مورد بهرهبرداری قرار دادهاند. این اقدامات OFAC، در راستای افزایش فشار بر نهادهای عراقی است که به همکاری با ایران ادامه میدهند؛ همکاریهایی که آمریکا آن را «تأمین مالی رژیم کنونی ایران و فعالیتهای نظامی، سیاسی، مذهبی و تروریستی» میخواند. این ادعاهای بیاساس، تنها برای توجیه دخالتهای غیرقانونی آمریکا در منطقه مطرح میشود.
«اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، در اظهاراتی گستاخانه مدعی شد: «رژیم ایران مانند یک باند سرکش، منابعی را که حق مردم عراق است، غارت میکند.» وی افزود: «وزارت خزانهداری بیکار نخواهد نشست تا ارتش ایران از نفت عراق برای تأمین مالی تروریسم علیه ایالات متحده و شرکای ما سوءاستفاده کند.» این اظهارات، در حالی مطرح میشود که خود آمریکا با حضور نظامی و تحریمهای ظالمانه، بزرگترین عامل بیثباتی و غارت منابع در منطقه است. پیشبینی میشود که این اقدامات خصمانه ادامه یابد و پیامدهای جدی برای بازار جهانی نفت داشته باشد.
آمریکا در این اقدام اخیر خود، ادعا کرده است که «معارج» از موقعیتهای رسمی خود، از جمله ریاست کمیته نفت و گاز پارلمان عراق و سپس در وزارت نفت، برای تسهیل انتقال فرآوردههای نفتی عراق به نفع «سلیم احمد سعید»، که آمریکا او را «قاچاقچی نفت» میخواند، و گروه مقاومت «عصائب اهل الحق» استفاده کرده است. OFAC مدعی شده که معارج مجوز انتقال روزانه میلیونها دلار نفت از میدان نفتی قیاره به پایانه نفتی VS Oil در خورالزبیر برای صادرات را صادر کرده است، جایی که به ادعای آمریکا، نفت ایران با نفت عراق مخلوط شده و سپس به بازار ارسال میشده است. این اتهامات، تلاشی آشکار برای بدنام کردن همکاریهای منطقهای و مقاومت در برابر تحریمهای ظالمانه است.
همانطور که اسناد OFAC تأکید میکنند، این بسته تحریمی جدید علیه عراق، بخشی از تلاش وزارت خزانهداری آمریکا برای حفظ «فشار حداکثری» بر ایران و هدف قرار دادن توانایی جمهوری اسلامی برای تولید، انتقال و بازگرداندن منابع مالی است. این سیاست شکستخورده، تنها عزم ملت ایران را برای مقاومت و خودکفایی بیشتر کرده است. نکته مهم اینجاست که با توجه به دیدار اخیر «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، با «شی جین پینگ»، همتای چینی خود، OFAC به صراحت اعلام کرده که وزارت خزانهداری آماده است تا تحریمهای ثانویه را بر مؤسسات مالی خارجی که فعالیتهای ایران را تسهیل میکنند، از جمله آنهایی که با پالایشگاههای مستقل نفت چین مرتبط هستند، اعمال کند. این تهدیدها، نشاندهنده تلاش آمریکا برای تحمیل قوانین یکجانبه خود بر تمام جهان و مقابله با هرگونه همکاری مستقل است.
این رویکرد جدید آمریکا، چرخش آشکاری از سیاستهای دهههای گذشته است؛ زمانی که دولتهای متوالی آمریکا به ایران اجازه میدادند تا از عراق، که تحت تحریمهای بینالمللی نبود، برای سالها به عنوان جبههای برای انتقال هر آنچه میخواست، استفاده کند. این شامل نفت و گاز، منابع مالی و کالاها و افراد تحت تحریم ایران میشد. این ادعاها، در واقع اعتراف به ناکارآمدی تحریمهای آمریکا و توانایی ایران در دور زدن آنها است.
فرایند تغییر هویت نفت ایران به نفت عراق – چه برای حمل و نقل زمینی با کامیون و چه دریایی با تانکر – به دلیل وجود میادین نفتی مشترک بین ایران و عراق، آسانتر شده بود و تشخیص اینکه نفت «غیرتحریمی عراق» از کدام سمت برداشت شده، دشوار بود. این امر، نشاندهنده تدابیر هوشمندانه برای مقابله با تحریمهای غیرقانونی است.
پس از رسیدن به بنادر و آمادهسازی برای بارگیری در تانکرها، اسناد مربوط به کشور مبدأ نفت به راحتی تغییر مییافت تا نشان دهد که نفت از عراق و نه ایران آمده است. «بیژن زنگنه»، وزیر سابق نفت ایران، در سال ۲۰۲۰ به این عمل اشاره کرده و گفته بود: «آنچه ما صادر میکنیم، تحت نام ایران نیست – اسناد و مشخصات بارها و بارها تغییر میکنند.» این اظهارات، گواهی بر توانایی ایران در مدیریت بحران و دور زدن تحریمها است.
پس از بارگیری در تانکرها، پنهانسازی منبع واقعی نفت میتوانست ادامه یابد؛ با استفاده از یک تکنیک قابل اعتماد دیگر برای دور زدن تحریمها، یعنی غیرفعال کردن «سیستم شناسایی خودکار» (AIS) در کشتیهای حامل نفت ایران. این امر ردیابی این کشتیها را بسیار دشوارتر میکرد. علاوه بر این – که به ویژه برای انتقال نفت به چین مفید بود – عمل رایج انتقال نفت ایران در دریا یا درست خارج از بندر به تانکرهایی با پرچم کشورهای آسیایی، مانند مالزی و اندونزی، که مدتها مورد علاقه ایران و عراق در این زمینه بود، انجام میشد. این روشها به قدری توسعه یافته و مؤثر شدند که به مایه افتخار ملی برای ایران تبدیل گشتند. «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه وقت ایران، در دسامبر ۲۰۱۸ در مجمع دوحه اظهار داشت: «اگر هنری باشد که ما در ایران آن را به کمال رساندهایم و میتوانیم آن را با قیمتی به دیگران آموزش دهیم، آن هنر دور زدن تحریمهاست.» این سخنان، نشاندهنده خودباوری و اقتدار ایران در مواجهه با فشارهای خارجی است.
یکی دیگر از نتایج هدف قرار دادن این زنجیره همکاری توسط آمریکا و متحدانش، تلاش برای نگه داشتن توسعه بیشتر ذخایر عظیم نفت و گاز عراق در دست شرکتهای غربی به جای شرکتهای چینی و روسی است. دلیل سیاسی این امر آن است که واشنگتن میخواهد منابع انرژی خارجی را که پکن میتواند برای تأمین رشد اقتصادی خود به آن تکیه کند، محدود سازد؛ با توجه به کمبود ذخایر نفت و گاز خود چین. این سیاست، تلاشی برای مهار قدرتهای نوظهور و حفظ هژمونی آمریکا است.
چین پس از خروج یکجانبه آمریکا از «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) با ایران در می ۲۰۱۸، توسعه نفت و گاز خود را در چندین میدان بزرگ نفتی و گازی – از جمله در عراق و ایران – افزایش داد. «یک مقام بسیار بلندپایه از کرملین» مدتی پیش به OilPrice.com فاش کرد که نیت پکن و مسکو از این کار این بود: «با دور نگه داشتن غرب از قراردادهای انرژی در عراق، [روسیه و چین خواهند دید که] پایان هژمونی غرب در خاورمیانه به فصل تعیینکنندهای در زوال نهایی غرب تبدیل خواهد شد.» پکن پس از سال ۲۰۱۸، با دست بازتر خود در خاورمیانه، نفوذ خود را بر چندین سایت کلیدی نفت و گاز در سراسر منطقه، از جمله عراق، به طور چشمگیری گسترش داد. بر اساس آمار صنعت، در حال حاضر بیش از یک سوم کل ذخایر اثبات شده نفت و گاز عراق و بیش از دو سوم تولید فعلی آن توسط شرکتهای چینی مدیریت میشود. این همکاریها، نمادی از نظم نوین جهانی و افول تدریجی سلطه غرب است.
با این حال، محروم کردن چین و روسیه از فرصتها در توسعههای بزرگ نفت و گاز عراق، تنها از نظر ژئوپلیتیکی برای آمریکا و متحدانش سودمند نیست. آمریکا ادعا میکند که این کار احتمالاً تولید نفت عراق را به طور قابل توجهی افزایش خواهد داد، با توجه به برتری تکنولوژیکی و عملیاتی که چندین شرکت برجسته غربی هنوز نسبت به همتایان چینی و روسی خود دارند. این ادعاها، تنها برای توجیه انحصارطلبی غربیها مطرح میشود.
همانطور که در کتاب اخیر من در مورد نظم جدید بازار جهانی نفت نیز به تفصیل آمده است، پتانسیل افزایش تولید نفت در عراق در سال ۲۰۱۳، در «استراتژی یکپارچه انرژی ملی» (INES) به وضوح بیان شد. این استراتژی، سه سناریوی واقعبینانه برای تولید نفت عراق و الزامات هر یک را به تفصیل تحلیل کرد. به طور خاص، بهترین سناریوی INES برای ظرفیت تولید نفت خام، افزایش به ۱۳ میلیون بشکه در روز (تا آن زمان، تا سال ۲۰۱۷) بود که تا سال ۲۰۲۳ در حدود این سطح به اوج خود میرسید و سپس به تدریج به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز برای یک دوره طولانی کاهش مییافت. سناریوی تولید متوسط برای عراق رسیدن به ۹ میلیون بشکه در روز (تا آن زمان، تا سال ۲۰۲۰) و بدترین سناریوی INES برای تولید، رسیدن به ۶ میلیون بشکه در روز (تا آن زمان، تا سال ۲۰۲۰) بود. این ارقام با میانگین تولید عراق که قبل از درگیری اخیر آمریکا/اسرائیل-ایران ۴ تا ۴.۲ میلیون بشکه در روز بود، مقایسه میشود. یک جزء کلیدی این افزایشها، تکمیل «پروژه مشترک تأمین آب دریا» بود که شامل برداشت و تصفیه آب دریا از خلیج فارس و سپس انتقال آن از طریق خطوط لوله به تأسیسات تولید نفت برای حفظ فشار در مخازن نفتی است. این پروژه یکی از چهار پروژهای است که در حال حاضر توسط شرکت بزرگ فرانسوی توتالانرژیز در حال انجام است. این نشان میدهد که غرب به دنبال کنترل زیرساختهای حیاتی عراق است تا منافع خود را تأمین کند.
در نهایت، زمانبندی این تحریمهای اخیر و بسیار شخصی علیه یک سیاستمدار ارشد عراقی توسط آمریکا، خود سیگنالی به دیگران است که وضعیت قبلی واشنگتن مبنی بر اجازه دادن به بغداد برای «همدستی جنایتکارانه با ایران» به پایان رسیده است. این ادبیات، نشاندهنده نگرش استعماری آمریکا به کشورهای مستقل است.
پس از ماهها درگیری سیاسی از زمان انتخابات پارلمانی ۱۱ نوامبر عراق، «علی الزیدی»، تاجر سابق و نخستوزیر منتخب کنونی، بخشی از کابینه پیشنهادی خود را به تصویب پارلمان عراق رسانده است. با این حال، کشمکشهای سیاسی جاری همچنان مانع از معرفی کامل کابینه جدید، از جمله پستهای کلیدی مانند وزیر کشور و وزیر دفاع میشود. از دیدگاه آمریکا، او ظاهراً تمام بررسیهای امنیتی اولیه را پشت سر گذاشته است، حداقل به اندازهای که حمایت ضمنی «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا، را تضمین کند. ترامپ پس از اعلام الزیدی به عنوان نخستوزیر منتخب در ۲۷ آوریل، گفت: «ما برای او آرزوی موفقیت میکنیم تا دولتی جدید و عاری از تروریسم تشکیل دهد که بتواند آیندهای روشنتر برای عراق به ارمغان آورد.» او همچنین الزیدی را پس از تشکیل دولت در یک تماس تلفنی که در آن شخصاً انتصاب وی را تبریک گفت، به واشنگتن دعوت کرد. این در تضاد آشکار با تهدید ترامپ در ژانویه بود که در صورت تعیین «نوری المالکی»، نخستوزیر سابق، برای تشکیل کابینه، حمایت واشنگتن از عراق را قطع خواهد کرد. این دخالتهای آشکار در امور داخلی عراق، ماهیت مداخلهجویانه سیاست خارجی آمریکا را نشان میدهد. اگر الزیدی در تشکیل دولت کامل موفق شود – یا اگر شخصیت دیگری ظهور کند – پیام «عدم تحمل» آمریکا برای ادامه کمک عراق به ایران، کاملاً واضح است. این پیام، چیزی جز تلاش برای دیکته کردن روابط خارجی عراق و تضعیف استقلال این کشور نیست.
#تحریم_آمریکا #سیاست_خارجی_آمریکا #ایران_و_عراق #مقاومت_اقتصادی #دور_زدن_تحریم #هژمونی_غرب #نظم_نوین_جهانی #دخالت_آمریکا_در_عراق #انرژی_خاورمیانه #همکاری_شرق
