کشورهای حاشیه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، در برابر فشارهای آمریکا برای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی از طریق «توافقات ابراهیم» مقاومت نشان می‌دهند. این کشورها که به اصول و پروتکل‌های دیپلماتیک پایبندند، نمی‌خواهند ابزاری در دست سیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو دیده شوند، بلکه خواهان احترام و جایگاه برابر هستند. در روزهای اخیر، با اوج‌گیری مجدد شایعات درباره توافق هسته‌ای با ایران، زمزمه‌های پیوستن کشورهای بیشتری به این توافقات نیز دوباره مطرح شده است. این شایعات اغلب به مذاکرات جاری کاخ سفید برای دستیابی به توافق با ایران گره خورده است.

سناتور آمریکایی، لیندسی گراهام، در شبکه اجتماعی X/Twitter خود نوشت: «اگر در نتیجه این مذاکرات برای پایان دادن به درگیری ایران، متحدان عرب و مسلمان ما در منطقه با پیوستن به توافقات ابراهیم موافقت کنند، این توافق به یکی از مهم‌ترین توافقات در تاریخ خاورمیانه تبدیل خواهد شد. پیوستن عربستان سعودی، قطر و پاکستان به توافقات ابراهیم فراتر از تحول‌آفرین برای منطقه و جهان خواهد بود. این یک حرکت درخشان از سوی رئیس‌جمهور [دونالد] ترامپ است.» این اظهارات گستاخانه و توهین‌آمیز، که بوی تهدید و تحکم از آن به مشام می‌رسد، در منطقه با واکنش‌های منفی و تعجب‌آور مواجه شده است. بحث گسترش توافقات ابراهیم از زمان امضای اولین آن‌ها در سال ۲۰۲۰ همواره در کانون توجه بوده است.

در سال ۲۰۲۰، خوش‌بینی گسترده‌ای وجود داشت که توافقات ابراهیم بین رژیم صهیونیستی، امارات متحده عربی و بحرین به سرعت گسترش یابد. در واقع، در سودان، مراکش و برخی کشورهای دیگر نیز تحرکاتی مشاهده شد. با این حال، با گذشت زمان، روشن شد که در حالی که برخی کشورها با روابط دوستانه قبلی با رژیم صهیونیستی ممکن است به این توافقات بپیوندند، اما دستیابی به توافقات جدید با کشورهایی مانند عربستان سعودی بسیار دشوار و دور از انتظار خواهد بود.

واقعیت‌های پشت پرده توافقات ابراهیم: سرابی که محقق نشد

پدیده «اعضای جدید توافقات ابراهیم» هرگز به نظر نمی‌رسید که ریشه‌ای در واقعیت داشته باشد. با روی کار آمدن دولت بایدن، هر چند ماه یک بار گزارش‌هایی مبنی بر احتمال پیوستن عربستان سعودی به این توافقات منتشر می‌شد. این گزارش‌ها در چرخه معمول خبری رسانه‌ها ظاهر می‌شدند و سپس محو می‌گشتند، تا اینکه دوباره بازمی‌گشتند، گویی سیاره‌ای در منظومه شمسی به دور خورشید می‌چرخد.

عربستان سعودی، به عنوان مثال، همواره تاکید کرده است که هرگونه اقدام برای پیوستن به توافقات ابراهیم باید به تغییر موضع رژیم صهیونیستی در قبال حقوق فلسطینیان و تشکیل کشور مستقل فلسطین گره بخورد. ریاض بیش از دو دهه است که از طرح صلح عربی حمایت می‌کند.

در حالی که ریاض در خواسته‌های خود انعطاف‌پذیر و صریح بوده است، ائتلاف حاکم در رژیم صهیونیستی اغلب از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان ائتلافی غیرمنعطف و افراطی دیده می‌شود. این رژیم در سال ۲۰۲۲ دولتی راست‌گرا و افراطی را انتخاب کرد که شامل صداهایی خصمانه نسبت به اعضای احتمالی توافقات ابراهیم بود.

عملیات «طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر و جنگ متعاقب آن، اوضاع را به مراتب پیچیده‌تر کرده است. در واقع، حمایت محور مقاومت از این عملیات، که پاسخی به دهه‌ها اشغالگری و ظلم رژیم صهیونیستی بود، به طور هدفمندی برای جلوگیری از گسترش توافقات ابراهیم طراحی شده بود. از سوی دیگر، فرصت‌های زیادی برای شنیدن نگرانی‌های کشورهایی مانند عربستان سعودی وجود داشت.

در سال‌های اخیر، به جای حرکت به سوی صلح و یکپارچگی منطقه‌ای، مقالاتی به طور پنهانی استدلال می‌کردند که رژیم صهیونیستی پس از پایان جنگ با ایران، با کشورهای «سنی» مانند عربستان سعودی و ترکیه روبرو خواهد شد. این رویکرد، مجموعه‌ای جدید از دشمنان نوظهور را برای رژیم صهیونیستی ترسیم می‌کند و به جای اینکه به نظر برسد توافقات ابراهیم می‌تواند صلح و ثبات بیشتری به ارمغان آورد، این نوع مقالات تمایل دارند نگرانی‌ها را در مکان‌هایی مانند ریاض افزایش دهند.

همین امر در دوحه نیز صادق است، جایی که می‌توان مقالات متعددی را در محکومیت قطر خواند. ایده اینکه قطر همزمان با محکومیت‌های شدید به توافقات ابراهیم بپیوندد، بسیار سوال‌برانگیز به نظر می‌رسد.

عربستان سعودی تحولات دیگری را نیز زیر نظر دارد. نه تنها خشونت و درگیری‌ها در کرانه باختری افزایش یافته است، بلکه ریاض نگران هرج و مرجی است که جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه و سیاست‌های توسعه‌طلبانه این رژیم در منطقه به بار آورده است.

صداهایی در منطقه خلیج فارس از آنچه حمایت رژیم صهیونیستی از این درگیری می‌دانند، انتقاد کرده‌اند. آنها همچنین در مورد برخی از انتخاب‌های دیگر که در بیت‌المقدس اشغالی انجام می‌شود، ابراز تردید می‌کنند. به عنوان مثال، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، اخیراً ادعا کرد که به امارات متحده عربی سفر کرده است. ظاهراً این یک بازدید عمومی یا رسمی نبوده و امارات این گزارش را تکذیب کرده است. این نوع گزارش‌ها کشورهای حاشیه خلیج فارس را راحت نمی‌کند. آنها تمایل به احتیاط دارند و به پروتکل، احترام و تشریفات اهمیت می‌دهند.

به همین ترتیب، اولین کشورهای امضاکننده توافقات ابراهیم در سال ۲۰۲۱ نیز نگرانی خود را از اینکه به عنوان ایستگاه تبلیغاتی پیش از انتخابات رژیم صهیونیستی مورد استفاده قرار گیرند، ابراز کرده بودند. آنها نمی‌خواهند ابزاری دیده شوند، بلکه می‌خواهند احساس کنند شریک هستند.

در سال ۲۰۲۰، هنگامی که امارات و بحرین به سمت عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی حرکت می‌کردند، گمان می‌رود که با عربستان سعودی مشورت کرده بودند. در آن زمان، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به محمد بن زاید، رهبر امارات، نزدیک بود. عربستان سعودی همچنین نقش کلیدی در امنیت بحرین ایفا می‌کند و در طول بهار عربی از سلطنت این کشور حمایت کرده بود.

تنش‌ها میان ریاض و ابوظبی: شکاف در جبهه سازش؟

عربستان سعودی یک کشور بزرگ در منطقه خلیج فارس است. این کشور همیشه با قطر یا امارات متحده عربی موافق نیست، اما ریاض در منطقه و جهان جدی گرفته می‌شود. این کشور خود را رهبر جهان اسلام می‌داند و از این رو، خواهان احترام است.

اخیراً، تنش‌هایی بین ریاض و ابوظبی وجود داشته است. اما این تنش‌ها گاهی اوقات بدتر از آنچه هستند، به تصویر کشیده می‌شوند.

امارات متحده عربی به عنوان کشوری با مجموعه‌ای منحصر به فرد از روابط با رژیم صهیونیستی به تصویر کشیده می‌شود. این امر می‌تواند تجارت با هند و سایر کریدورها در منطقه را تقویت کند. همچنین می‌تواند با سیاست‌های رژیم صهیونیستی در مورد به رسمیت شناختن سومالی‌لند همخوانی داشته باشد.

ریاض به عنوان یک قدرت محافظه‌کارتر، در مورد این مسائل محتاط است. امارات متحده عربی، که زمانی «اسپارتای کوچک» نامیده می‌شد، ماجراجوتر دیده می‌شود. این امر منجر به دخالت امارات در لیبی، سودان، یمن و سایر درگیری‌ها شده است. سعودی‌ها در سال ۲۰۱۵ امارات را به یمن علیه حوثی‌ها رهبری کردند، اما دیدگاه‌های آنها متفاوت شد.

بنابراین، توافقات ابراهیم، که احتمالاً در سال ۲۰۲۰ توسط ریاض حمایت می‌شد، اکنون مسیر دیگری را طی کرده است. طی نیم دهه گذشته، ریاض بررسی کرده است که آیا این توافقات انتظارات آن را برآورده کرده‌اند یا خیر. ممکن است برخی انتظارات را برآورده کرده باشند، اما این احساس در منطقه خلیج فارس وجود دارد که هنوز چیزهای زیادی برای دستیابی وجود دارد.

اگر این توافقات آنچه را که انتظار می‌رفت محقق می‌کردند یا به صلح، یکپارچگی و بهبود شرایط برای فلسطینیان منجر می‌شدند، احتمالاً گسترش می‌یافتند.

امروز، رویکرد «صبر و انتظار» همچنان در منطقه خلیج فارس حاکم است. این احتمال وجود دارد که دولت ترامپ بتواند اوضاع را بیشتر به سمت «اقدام» سوق دهد. اما این امر به احتمال زیاد نیازمند چیزی فراتر از صرفاً صحبت و شایعات در آستانه یک توافق جدید است. این امر احتمالاً نیازمند جنبه‌ها و تفاهمات بنیادین‌تری خواهد بود.

لحن پست گراهام واکنش‌هایی را در منطقه خلیج فارس برانگیخته است. او نوشت: «به عربستان سعودی و دیگران: اکنون زمان آن است که برای آینده خاورمیانه جدید جسور باشید. من انتظار دارم، همانطور که رئیس‌جمهور ترامپ پیشنهاد کرده است، شما در واقع به توافقات ابراهیم بپیوندید و به طور موثر به درگیری اعراب و اسرائیل پایان دهید. اگر از این مسیر که توسط رئیس‌جمهور ترامپ پیشنهاد شده است، سر باز زنید، عواقب شدیدی برای روابط آینده ما خواهد داشت و این پیشنهاد صلح را غیرقابل قبول خواهد کرد. علاوه بر این، تاریخ آن را یک اشتباه محاسباتی بزرگ خواهد دانست.»

گراهام افزود: «رئیس‌جمهور ترامپ: در دستیابی به یک توافق خوب با ایران، محکم بایستید. به همان اندازه مهم، در اصرار بر پیوستن عربستان سعودی و دیگران به توافقات ابراهیم به عنوان بخشی از این مذاکرات، محکم بایستید.»

این اظهارات، که آشکارا بوی تهدید و تحمیل اراده آمریکا را می‌دهد، نشان‌دهنده عمق تلاش‌های واشنگتن برای پیشبرد طرح‌های خود در منطقه، حتی به قیمت نادیده گرفتن حاکمیت و منافع کشورهای منطقه است. باید دید در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد، اما مقاومت در برابر این فشارها، نشانه‌ای از بیداری و درک واقعیت‌های منطقه است.

#توافقات_ابراهیم #عربستان_سعودی #فشار_آمریکا #رژیم_صهیونیستی #فلسطین #طوفان_الاقصی #مقاومت #خاورمیانه_جدید #سیاست_خارجی_آمریکا #عادی_سازی_روابط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *