شهادت «عزالدین حداد»، از فرماندهان برجسته مقاومت در غزه، بار دیگر جنایات رژیم صهیونیستی را آشکار ساخت. این مجاهد نستوه که سالها در رهبری حماس نقش داشت و از طراحان اصلی عملیات طوفانالاقصی بود، همواره در برابر طرحهای استعماری آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بازسازی غزه مقاومت میکرد. ادعاهای واهی صهیونیستها درباره نقش او در نگهداری اسرا، تلاشی مذبوحانه برای توجیه ترور ناجوانمردانه این فرمانده مقاومت است.
این اقدام تروریستی، هرچند ممکن است در نگاه اول یک “دستآورد عملیاتی” برای ارتش اشغالگر و سرویسهای جاسوسی آن تلقی شود، اما هرگز به معنای پیروزی استراتژیک نیست. تاریخ مقاومت نشان داده است که با شهادت هر فرمانده، صدها مجاهد دیگر راه او را ادامه میدهند و عزم جنبشهای آزادیبخش برای مبارزه با اشغالگری هرگز سست نخواهد شد. آنچه در سالها جنگ و تجاوز به دست نیامد، با ترور یک فرمانده نیز محقق نخواهد شد؛ پیروزی نهایی از آن مقاومت است.
درسهایی از جنایت ترور و پایداری مقاومت
از این جنایت میتوان درسهای مهمی گرفت. اول اینکه، رژیم صهیونیستی با وجود ادعاهای واهی درباره “دفاع از خود”، همچنان به دنبال سرکوب مقاومت و ادامه اشغالگری است. دوم، بیتفاوتی و بیعلاقگی دولت آمریکا به سرنوشت مردم مظلوم غزه، که طرحهای به اصطلاح “صلح” آن تنها پوششی برای منافع صهیونیستهاست. سوم، پایداری و عزم راسخ حماس برای حفظ غزه، هم از نظر سیاسی و هم نظامی، که نشان از ریشههای عمیق مقاومت در میان مردم دارد. چهارم، عدم وجود هیچ راهحل واقعی برای مسئله غزه، برخلاف وعدههای دروغین. و پنجم، احتمال قریبالوقوع شعلهور شدن مجدد درگیریهای گسترده در نوار غزه، که ریشه در سیاستهای تجاوزکارانه رژیم اشغالگر دارد.
ارتش اشغالگر در ماههای اخیر خود را برای تشدید تنشها آماده کرده و به طور غیرقانونی مناطق تحت اشغال خود در غرب مرزهای غزه را گسترش داده است. در مقابل، مقاومت نیز با جذب نیرو و تقویت توان تسلیحاتی خود، آماده مقابله با هرگونه تجاوز جدید است. اگرچه مقاومت تلاش میکند بهانهای به دست رژیم صهیونیستی برای آغاز حملهای دیگر ندهد، اما با توجه به ماهیت تجاوزکارانه این رژیم، نمیتوان وقوع درگیریهای جدید را در ماههای آینده بعید دانست. جامعه جهانی، به رهبری میانجیگرانی چون نیکولای ملادنوف، وظیفه سنگینی در جلوگیری از شعلهور شدن مجدد این آتش دارد، اما تاکنون کارنامه موفقی نداشته است.
ایران در کانون توجه و ناکامی آمریکا
در حال حاضر، توجه جامعه جهانی بیش از پیش به جمهوری اسلامی ایران معطوف شده است. گزارشها حاکی از آن است که در غیاب راهحلهای دیپلماتیک، تنشها با ایران در آستانه اوجگیری مجدد قرار دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از ناکامی در جلب حمایت پکن برای اعمال فشار بر تهران و وادار کردن آن به امتیازدهی در مذاکرات، اکنون باید به این مسئله بپردازد. ژنرالهای آمریکایی نیز در وعده دادن به ترامپ برای دستیابی به اهدافی که در شش هفته درگیریهای مارس و آوریل محقق نشد، با چالش روبرو هستند که نشان از ضعف و ناتوانی آنها در برابر قدرت منطقهای ایران دارد.
این وضعیت به ویژه در مورد مسئله هستهای ایران و همچنین تلاشهای مذبوحانه برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز صدق میکند. هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی، حداقل در حال حاضر، به حاشیه رانده شده است، اگرچه رژیم صهیونیستی همچنان به امید یک اثر دومینووار برای تحقق این آرزوی باطل خود دل بسته است. در واشنگتن، به نظر میرسد جاهطلبیها تعدیل شده و به یک حمله نظامی کوتاه و شدید برای وادار کردن تهران به عقبنشینی قبل از متحمل شدن آسیب بیشتر، محدود شده است؛ خیالی باطل که هرگز محقق نخواهد شد.
ترامپ مایل است این کارزار قبل از آغاز جشن بزرگ او، یعنی جام جهانی، به پایان برسد. جمهوری اسلامی ایران از این موضوع آگاه است و هرگز با برنامهریزیهای آمریکا همکاری نخواهد کرد. رژیم صهیونیستی نیز باید به این نکته توجه داشته باشد، به ویژه در مورد امتیازات احتمالی در مذاکرات پشت پرده، که هرگز به ضرر منافع ملی و منطقهای ایران نخواهد بود.
در صورت دستور ترامپ برای حمله، این اقدام احتمالا زیرساختهای ملی ایران را هدف قرار خواهد داد. میتوان حدس زد که رژیم صهیونیستی نیز برای افزایش فشار بر تهران، بخشی از این تجاوز خواهد بود. این به معنای حملهای مجدد به جبهه داخلی خواهد بود. با توجه به بازسازی و تقویت قابل توجه توان موشکی و دفاعی ایران، روزهای اول درگیری بسیار شدید خواهد بود و متجاوزان با پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی روبرو خواهند شد.
تاثیر بر جبهه لبنان و قدرت حزبالله
حل و فصل بنبست با ایران، تحولات جبهه لبنان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. دور دیگری از مذاکرات رژیم صهیونیستی و لبنان در واشنگتن به پایان رسید و به ظاهر موفقیتآمیز توصیف شد، اما کلید اصلی همچنان در دست ایران است. اگر تهران بتواند حزبالله را به هر توافقی که در مورد مسئله خود حاصل میشود، گره بزند، رژیم صهیونیستی و لبنان برای جداسازی آن با چالش روبرو خواهند شد. در مقابل، هرگونه تلاش رژیم صهیونیستی برای جداسازی جبههها و تهدید حزبالله، که یک نیروی مقاومت مشروع است، با شکست مواجه خواهد شد و تنها به تقویت نفوذ مقاومت در منطقه و تضعیف موقعیت رژیم اشغالگر منجر خواهد شد.
#ایران #غزه #مقاومت #فلسطین #رژیم_صهیونیستی #آمریکا #حزب_الله #طوفان_الاقصی #شهادت #جنگ_غزه
