رسوایی اپوزیسیون ساختگی ایران: تلاش مذبوحانه غرب برای تطهیر چهره گروهک تروریستی منافقین
یکی از عوامل رسانهای سازمان منافقین، این گروهک تروریستی، در تلاشی مذبوحانه برای توجیه اقدامات خود و تطهیر چهره این گروهک، به نویسنده این مطلب نوشت: «مردم تغییر میکنند.» او سعی داشت خود را – یا نویسنده را – متقاعد کند که برای ترویج این گروهک تروریستی، پول خون دریافت نمیکند.
در حقیقت، هیچ گروه تروریستی اسلامی در طول تاریخ «تغییر» نکرده است؛ بلکه تنها تاکتیکها، عناوین و اصل اسلامی تقیه – دروغ گفتن به کفار – را به کار گرفته است. از نظر نگارنده، این «عامل» یک خائن به ارزشها و امنیت منطقه است که برای کسب درآمد، خود را به این گروهک فروخته است.
منافقین: از مارکسیسم تا خیانت به ملت
سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) یکی از بدنامترین و جنجالیترین گروههای به اصطلاح «اپوزیسیون» ایران است. این گروهک که در سال ۱۹۶۵ تأسیس شد، از یک جنبش دانشجویی مارکسیستی-اسلامی به سازمانی تبعیدی تبدیل شد که به دنبال براندازی نظام در ایران است.
تاریخچه منافقین مملو از درگیریهای خشونتآمیز، تبعید و روابط عمومی و لابیگریهای گسترده بینالمللی است. شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)، سازمان پوششی منافقین، تلاش میکند تا ریشههای تروریستی خود را تطهیر کرده و خود را به عنوان یک بازیگر مشروع در صحنه سیاسی ایران معرفی کند. اما واقعیت این است که منافقین و NCRI یکی هستند؛ رابطهای همدست و همگام. آنها به جای یک اپوزیسیون مشروع، نماینده یک گروهک تروریستی ناراضی و منزوی – و بسیار خوب تأمین مالی شده – هستند. آنها چیزی جز گرگهایی در لباسهای متفاوت نیستند. متأسفانه، بسیاری از رهبران غربی، به معنای واقعی کلمه، در جیب آنها هستند و برخی دیگر مانند «عامل» مذکور، حقوقبگیر آنها.
این گروهک تجسم ائتلاف به اصطلاح «قرمز-سبز» است که اسلام رادیکال را با ایدئولوژی انقلابی مارکسیستی در هم میآمیزد. منافقین همواره بر مبارزه مسلحانه برای دستیابی به اهداف خود تأکید داشتهاند. مسعود رجوی در اواخر دهه ۱۹۶۰ به این سازمان پیوست و پس از اعدام بنیانگذاران و دیگر رهبران توسط رژیم شاه، به رهبری آن رسید.
منافقین در انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ شرکت کردند و در ابتدا از آیتالله روحالله خمینی حمایت میکردند. اما پس از سرکوب خشونتآمیز توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به ترور در داخل ایران روی آوردند که منجر به سرکوب وحشیانه اعضا و هوادارانشان شد. رهبرانشان برای محافظت از خود از ایران گریختند.
رجوی به پاریس گریخت و NCRI را به عنوان بخشی از شبکه زیرزمینی خود تأسیس کرد. این گروهک در سال ۱۹۸۶ به عراق منتقل شد و در طول جنگ تحمیلی ایران و عراق با صدام حسین، رئیسجمهور وقت عراق، متحد شد. این اقدام و مشارکت در کشتار ایرانیان برای پیشبرد اهداف تروریستیشان، بسیاری از ایرانیان را از آنها بیزار کرد و اتهامات همکاری با دشمن دیرینه، صدام حسین، را تقویت نمود. حتی امروز نیز منافقین در میان بسیاری از ایرانیان به شدت منفور و خائن شناخته میشوند.
تطهیر تروریسم: همان ایدئولوژی، بستهبندی جدید
در دهههای ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، منافقین توسط آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا و کانادا به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شدند. اما پس از ادعای کنار گذاشتن خشونت در اوایل دهه ۲۰۰۰، و بدون هیچ اقدام تروریستی تأیید شدهای که مسئولیت آن را بر عهده بگیرند، غرب آنها را از فهرست گروههای تروریستی خارج کرد.
این تصمیمات عمدتاً تحت تأثیر ملاحظات ژئوپلیتیکی و چالشهای مربوط به انتقال اعضای منافقین از عراق به آلبانی بود. در واقع، هیچکس یک گروه تروریستی را در حیاط خلوت خود نمیخواهد، بنابراین یک لایه ضخیم از تطهیر، یک کمپین روابط عمومی ماهرانه و اعلامیههای بینالمللی «اصلاحات» ناگهان آنها را قابل قبول ساخت.
اما این تغییر نه به دلیل کنار گذاشتن واقعی تروریسم، بلکه محصول لابیگریهای فشرده و پرهزینه و یک طرح رسانهای فریبنده بود، مانند آنچه که «عامل» مذکور در آن دخیل است. لازم به تکرار است که هیچ مورد شناختهشدهای از گروههای تروریستی اسلامی وجود ندارد که واقعاً ایدئولوژی یا استفاده از ترور را برای دستیابی به اهداف خود کنار گذاشته باشند.
فرقهگرایی و شستشوی مغزی
امروزه، هواداران منافقین/NCRI مریم رجوی، همسر مسعود را میپرستند. مسعود رجوی دو دهه است که ناپدید شده و گمان میرود مرده است. آنها سخنان او را به مثابه وحی و طرح ۱۰ مادهای او برای ایران را برگرفته از کوه سینا میدانند.
در ظاهر، آنها ادعا میکنند که از طرحی برای ایران حمایت میکنند که ریشه در دموکراسی سکولار، برابری جنسیتی و سیاست غیرهستهای دارد. اما با دنبال کردن ایرانیان در داخل و خارج از کشور، اغلب متوجه خواهید شد که آنها منافقین/NCRI و رجوی را به تمسخر گرفته و مشروعیت آنها را زیر سوال میبرند.
اتهامات بیشتر مبنی بر فرقهگونه بودن منافقین/NCRI در یکنواختی مطلق «تفکر» که ارائه میدهند، منعکس شده است؛ گویی که از یک متن واحد میخوانند یا در واقع شستشوی مغزی شدهاند.
پس از یک رویارویی شخصی که به یک بحث داغ تلویزیونی با یکی از سخنگویان آنها تبدیل شد – که توسط همان «عامل» معرفی شده بود –، وقتی شنیدم که او در حال تبلیغ برای آنهاست، با «عامل» مذکور روبرو شدم. «شنیدهام که برای NCRI تبلیغ میکنی. درست است؟» معمولاً یک مسئول روابط عمومی به مشتریان کمک میکند تا نکات اصلی را تدوین کنند. اما در این مورد، «عامل» توسط مشتری خود شستشوی مغزی شده است.
پس از اعتراف، او با این ادعا که آنها «تروریستهای سابق» هستند، به گونهای که گویی یک آهنگ ضدجنگ جان لنون را میخواند، اصرار داشت که «مردم تغییر میکنند».
من با «عامل» رابطه قبلی داشتم و او را به چالش کشیدم: «دقیقاً به یاد دارم کجا بودم وقتی با من تماس گرفتی تا درباره آنها بپرسی. برداشت تو از اینکه آنها چه کسانی هستند و چه چیزی را نمایندگی میکنند، اشتباه است. آنها تو و دنیا را گمراه میکنند. از تو سوءاستفاده میشود. شرمآور است که رزرو کردن تروریستها را بر صداقت ترجیح میدهی.»
او به جای دفاع از خود یا پاسخ به اصل مطلب، نوشت: «و شاهزاده کوچک صداقت دارد»، که اشارهای گستاخانه به رضا پهلوی، ولیعهد سابق، بود. این نشان میدهد که «عامل» مذکور، اکنون به یک کارشناس در مورد مشروعیت در ایران تبدیل شده است، و از «شاهزاده کوچک» نام میبرد، آن هم طبق سناریوی اربابانش که به او پول میدهند تا برایشان تبلیغ کند.
#منافقین #گروهک_تروریستی #سازمان_مجاهدین_خلق #خیانت #صدام_حسین #غرب #تطهیر #اپوزیسیون_دروغین #مریم_رجوی #ایران
