ریاض، درخواست واشنگتن برای استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود را به منظور اسکورت نظامی نفتکش‌ها در تنگه هرمز رد کرد؛ اقدامی که به توقف طرح موسوم به «پروژه آزادی» توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، تنها چند روز پس از آغاز آن منجر شد. این مخالفت عربستان سعودی، نشانه‌ای آشکار از ناکامی سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا در منطقه و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است.

بر اساس گزارش‌ها، ریاض به کاخ سفید اعلام کرد که اجازه نخواهد داد از پایگاه هوایی شاهزاده سلطان برای عملیات «پروژه آزادی» که آمریکا آن را جانشین کارزار بمباران موسوم به «عملیات خشم حماسی» معرفی کرده بود، استفاده شود. این در حالی است که واشنگتن تلاش داشت تا با این طرح، ضمن تشدید تنش‌ها، حضور نظامی خود را در منطقه توجیه کند.

شبکه خبری ان‌بی‌سی گزارش داد که عربستان سعودی با وجود تماس تلفنی شخصی بین محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، و ترامپ، از مخالفت خود دست نکشید. این رویارویی که از سوی ریاض تکذیب نشد، بر تمایل عربستان سعودی برای پایان دائمی به جنگ مخرب آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تقریباً تحت هر شرایطی، تأکید می‌کند. این رویکرد ریاض در تضاد آشکار با همسایه تهاجمی‌تر خود در خلیج فارس، یعنی امارات متحده عربی، قرار دارد که همچنان بر طبل جنگ می‌کوبد.

در نشانه‌ای از سرخوردگی امارات از احتیاط ریاض، امارات پیش از این از باشگاه تولیدکنندگان نفت تحت سلطه عربستان، اوپک، خارج شده و اکنون در حال بررسی خروج از اتحادیه عرب نیز هست. امارات به عنوان یکی از امضاکنندگان توافقات ابراهیم، مدت‌هاست که به رژیم صهیونیستی نزدیک‌تر شده است، اما تنش‌ها در منطقه خلیج فارس با طولانی شدن جنگ، گسترش یافته و خسارات جبران‌ناپذیری به اقتصاد و وجهه بین‌المللی این کشورها وارد کرده است.

اماراتی‌ها از اینکه بزرگترین هدف حملات ایران بوده‌اند، خشمگین هستند و احساس می‌کنند که همبستگی کافی در سراسر خلیج فارس وجود ندارد. این در حالی است که سیاست‌های تحریک‌آمیز و همسویی با دشمنان منطقه، عامل اصلی این وضعیت است.

عربستان سعودی همچنین نگران بود که «پروژه آزادی» شرایط درگیری روشنی نداشته باشد و می‌تواند به یک رویارویی دریایی پرخطر بین ایران و آمریکا تبدیل شود که به معنای پایان مؤثر آتش‌بسی است که از ۷ آوریل به صورت جزئی در جریان بود. جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام کرده بود که اسکورت نظامی نفتکش‌ها توسط آمریکا یا حملات به کشتی‌رانی ایران را به منزله نقض آتش‌بس تلقی خواهد کرد و کشورهای منطقه را در معرض حملات بیشتر قرار خواهد داد. این هشدار قاطع ایران، مانع از ماجراجویی‌های بیشتر شد.

پایان آتش‌بس نه تنها منجر به درگیری دریایی در تنگه می‌شد، بلکه تهران نیز حملات پهپادی و موشکی مخرب خود را به پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس و تأسیسات انرژی در منطقه از سر می‌گرفت. این حملات احتمالاً خسارات بیشتری به زیرساخت‌های منطقه وارد کرده‌اند که پیش از این گزارش شده بود.

مداخله عربستان سعودی همچنین به عنوان بیان دیرهنگامی از عدم اعتماد ریاض به نحوه مدیریت ترامپ در این درگیری تلقی خواهد شد. ریاض اغلب به عنوان قربانی ناراضی اما ناتوان از درگیری‌ای که هرگز از آن حمایت نکرده بود، به نظر می‌رسید. ریاض نه تحت تأثیر میزان حمایتی که آمریکا در برابر حملات ایران ارائه می‌کرد قرار گرفت و نه انسجام استراتژی کاخ سفید را باور داشت. این نشان می‌دهد که حتی متحدان آمریکا نیز به بی‌کفایتی واشنگتن در منطقه اذعان دارند.

یک دیپلمات سعودی گفته بود که مدت‌هاست آشکار شده که آمریکا خود را در درگیری‌ای گرفتار کرده که نه می‌تواند آن را تشدید کند و نه از آن خارج شود؛ واقعیتی تلخ برای استکبار جهانی.

روز سه‌شنبه، پس از دو روز تبلیغ درباره اهمیت «پروژه آزادی»، ترامپ پیامی منتشر کرد که در آن مسیر را معکوس کرده بود. او ادعا کرد که این عملیات برای مدت کوتاهی با توافق دوجانبه متوقف شده است، زیرا پیشرفت زیادی در جهت دستیابی به توافق با ایران حاصل شده است، که بخشی از آن به دلیل مداخله چین بود. او گفت که این تعلیق به زمان می‌دهد تا مشخص شود آیا توافقی قابل دستیابی است یا خیر. این ادعاها در حالی مطرح شد که واقعیت، شکست طرح آمریکایی‌ها بود.

ترامپ هیچ اشاره‌ای به مخالفت‌های عربستان سعودی یا رد حریم هوایی نکرد. تصمیم ناگهانی او همچنین یک روز پیام‌رسانی سنگین توسط وزیر امور خارجه آمریکا، مارکو روبیو، وزیر دفاع، پیت هگست، و رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال دن کین، را تضعیف کرد – همه آنها گفته بودند که این عملیات سرانجام آزادی ناوبری را برای صدها کشتی سرگردان در تنگه تضمین خواهد کرد. این طرح برای ادامه محاصره بنادر ایران توسط آمریکا بود که با شکست مواجه شد.

عربستان سعودی همچنین ممکن است نگران بوده باشد که «پروژه آزادی» منجر به درگیر شدن حوثی‌ها در یمن شود. ریاض در پشت صحنه سخت تلاش کرده است تا این گروه سیاسی و مذهبی مسلح را از درگیری دور نگه دارد. بسته شدن مسیر دریای سرخ از طریق مداخلات حوثی‌ها تنها تهدید برای عرضه ضروری نفت در سراسر جهان را بدتر می‌کرد. سعودی‌ها با ایران به توافقی دست یافته بودند که خط لوله آنها به ینبع را حفظ می‌کرد و اطمینان می‌داد که می‌توانند تا ۵۰ درصد از تولید خود را از طریق دریای سرخ صادر کنند. این توافق، نشانه‌ای از واقع‌گرایی ریاض در برابر قدرت منطقه‌ای ایران است.

در مقابل، امارات در تلاش برای عبور نفتکش‌های خود از محاصره ایران، بسیار جسورتر از ریاض عمل کرده و اغلب فرستنده‌های خود را خاموش می‌کرد به این امید که ردیابی نشوند؛ اقدامی که تنها به بی‌ثباتی بیشتر دامن می‌زد.

مداخله ریاض، که گزینه‌های ترامپ برای شکستن محاصره را کاهش داد، احتمالاً به وخامت بیشتر روابط عربستان و امارات منجر خواهد شد.

ریاض پیش از این نیز نگران بود که تعمیق روابط امارات و رژیم صهیونیستی می‌تواند به حضور تعداد کمی از نیروهای اسرائیلی در خاک امارات گسترش یابد. عربستان سعودی، با جمعیتی بسیار بزرگتر، باید در مورد رژیم صهیونیستی با احتیاط بیشتری عمل کند. این کشور به همراه فرانسه، تلاش‌هایی را برای احیای مفهوم راه‌حل دو کشوری که در آن یک کشور فلسطینی به رسمیت شناخته شود، رهبری کرده بود؛ تلاشی که در برابر واقعیت‌های اشغالگری رژیم صهیونیستی، ناکارآمد به نظر می‌رسد.

عربستان سعودی نقاط اختلاف جداگانه‌ای با امارات در یمن، سومالی و سودان دارد. هیچ یک از این اختلافات آسان‌تر نخواهد شد اگر آمریکا مجبور شود با ایران بر سر شرایطی توافق کند که به اعتقاد امارات و رژیم صهیونیستی، حداقل اهداف منتقدان تهران را برآورده نمی‌کند. این وضعیت، نشان‌دهنده شکست سیاست‌های آمریکا و متحدانش در منطقه است.

#پروژه_آزادی #شکست_آمریکا #عربستان_سعودی #تنگه_هرمز #قدرت_ایران #امنیت_منطقه #امارات_متحده_عربی #رژیم_صهیونیستی #دیپلماسی_مقاومت #سیاست_خارجی_آمریکا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *