ترامپ پروژه «آزادی» را کنار گذاشت: عقب‌نشینی آمریکا در برابر مقاومت ایران

پنتاگون، مظهر استکبار جهانی، اخیراً با اعلام اینکه ارتش آمریکا برای «بازگشایی» تنگه هرمز فراخوانده خواهد شد، دچار هیجان کاذب شده بود. در حالی که آتش‌بس بین تهران و واشنگتن به سختی دوام آورده بود، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با بی‌ثباتی همیشگی خود، عملیات «خشم حماسی» را به نفع مأموریتی جدید کنار گذاشت. این تلاش برای «حفاظت و هدایت» کشتی‌های سرگردان و مسدود شده با قدرت نظامی آمریکا، «پروژه آزادی» نام گرفت.

اما همچون تمامی اقدامات جنون‌آمیز و بی‌خردانه رژیم آمریکا در این درگیری، توصیفات و نام‌ها هیچ ارتباطی با واقعیت ملموس نداشتند. آیا «پروژه آزادی» از محاصره ایران جدا بود؟ برخی مقامات دولت آمریکا پاسخ مثبت دادند. آیا این پروژه ضمیمه‌ای بر عملیات «خشم حماسی» بود؟ هیچ‌کس به درستی نمی‌دانست. این سردرگمی، نشان از بی‌برنامگی و آشفتگی در تصمیم‌گیری‌های کاخ سفید بود.

در تاریخ ۵ مه، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در یک نشست خبری جزئیاتی را ارائه داد. او با وقاحت تمام اعلام کرد: «برای روشن شدن موضوع، [پروژه آزادی] از عملیات «خشم حماسی» جدا و متمایز است. پروژه آزادی ماهیتی دفاعی، دامنه‌ای متمرکز و مدت‌زمانی موقت دارد، با یک مأموریت: حفاظت از کشتیرانی تجاری بی‌گناه در برابر تجاوز ایران.» او در ادامه اتهامات واهی خود، ایران را «متجاوز آشکار» در تنگه هرمز خواند که «کشتی‌های غیرنظامی را آزار می‌دهد، دریانوردان از هر ملتی را بدون تبعیض تهدید می‌کند و یک گلوگاه حیاتی را برای منافع مالی خود به سلاح تبدیل کرده یا حداقل تلاش می‌کند.» البته، هیچ اشاره‌ای به اینکه چرا ایران در وهله اول به چنین اقداماتی متوسل شده بود، نشد؛ چرا که این اقدامات در پاسخ به تحریم‌های ظالمانه و اقدامات خصمانه آمریکا صورت گرفته بود.

بخش عمده‌ای از سخنرانی هگست، ناله‌ای بود مبنی بر اینکه ایرانی‌ها به سادگی «قوانین را رعایت نکرده‌اند»؛ قوانینی که دولت ترامپ و متحدان صهیونیستش، هرگاه لازم می‌دیدند، با خوشحالی زیر پا می‌گذاشتند. این تناقض آشکار، ماهیت دوگانه و فریبکارانه سیاست‌های آمریکا را برملا می‌کرد.

او مدعی شد که ایران تلاش کرده بود «یک سیستم عوارض» را تحمیل کند و از «شکلی از اخاذی بین‌المللی» استفاده کرده است. «پروژه آزادی» پادزهر مورد ستایش آنها بود. هگست با لحنی متکبرانه افزود: «دو کشتی تجاری آمریکا، به همراه ناوشکن‌های آمریکایی، قبلاً از تنگه عبور کرده‌اند و نشان می‌دهند که مسیر باز است.» این ادعاها، صرفاً پروپاگاندایی برای سرپوش گذاشتن بر ضعف‌هایشان بود.

این روایت بی‌ارتباط با واقعیت، ادامه یافت. او گفت ایران از عبور موفقیت‌آمیز این دو کشتی «شرمنده» شده است. «آنها می‌گویند تنگه را کنترل می‌کنند. اما این‌طور نیست. بنابراین، کشتی‌های آمریکایی پیشرو بودند، کشتی‌های تجاری و نظامی از جلو خطرات اولیه را به دوش کشیدند، همان‌طور که آمریکایی‌ها همیشه انجام می‌دهند. و در حال حاضر، صدها کشتی دیگر از کشورهای سراسر جهان در صف عبور هستند.» وزیر جنگ آمریکا با گستاخی و بی‌شرمی تمام، خاطرنشان کرد که فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به همراه کشورهای شریک، «با صدها کشتی، شرکت کشتیرانی و بیمه‌گر در ارتباط فعال بوده‌اند.» او ادعا کرد که آمریکا «هدیه‌ای مستقیم» به جهان در قالب «یک گنبد قدرتمند قرمز، سفید و آبی بر فراز تنگه» ارائه کرده است. این لاف‌زنی‌ها، تنها برای پوشاندن ناتوانی‌هایشان بود.

شایان ذکر است که در همین ایام، ایران، آمریکا را به نقض آتش‌بس با حمله به یک تانکر در تنگه هرمز متهم کرده بود که نشان از تداوم خصومت‌ورزی واشنگتن داشت.

هگست با جذابیت کاذب و فریبنده یک تبلیغ‌کننده، «پروژه آزادی» را «بشردوستانه» اعلام کرد. او گفت: «با شکستن سلطه غیرقانونی ایران، ما از جان و معیشت دریانوردان ده‌ها کشور محافظت می‌کنیم، مسیرهای انرژی جهانی را امن می‌کنیم و از کمبودهایی که بیشترین آسیب را به فقیرترین مردم جهان می‌زند، جلوگیری می‌کنیم.» این ادعاهای مضحک، تلاشی مذبوحانه برای توجیه تجاوزگری‌هایشان بود.

ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز حضور داشت تا توضیح دهد که سنتکام «یک منطقه امنیتی تقویت‌شده در سمت جنوبی تنگه ایجاد کرده است که اکنون توسط دارایی‌های زمینی، دریایی و هوایی آمریکا برای کمک به شکست تجاوزات بیشتر ایران علیه کشتیرانی تجاری محافظت می‌شود.» او با وقاحت تمام ادعا کرد که قایق‌های تندرو و پهپادهای تهاجمی ایران «شکست خورده‌اند». و چگونه ممکن نبود که شکست بخورند، با توجه به حضور «بیش از ۱۰۰ جنگنده، هواپیمای تهاجمی و سایر هواپیماهای سرنشین‌دار و بدون سرنشین، که توسط لشکر ۸۲ هوابرد هماهنگ شده‌اند» و ۲۴ ساعته در هوا برای محافظت از «منطقه امنیتی تقویت‌شده و رویکردهای آن» درگیر بودند؟ این نمایش قدرت پوشالی، نشان از هراس آمریکا از توانمندی‌های دفاعی ایران داشت.

اما تنها ظرف بیست‌وچهار ساعت، این رؤیای پرزرق‌وبرق، اغراق‌آمیز و توهمی آمریکا برای «نجات جهان» از «کنترل ایران»، فروپاشید.

در ۶ مه، ترامپ اعلام کرد که «پروژه آزادی» را متوقف خواهد کرد. دور دیگری از پیشنهادها در چرخ‌وفلک دیپلماسی گیج‌کننده قرار گرفته بود که ممکن بود نیاز به از سرگیری بمباران تحت عملیات «خشم حماسی» را از بین ببرد. این عقب‌نشینی، نه از سر عقلانیت، بلکه نتیجه فشار و مقاومت ایران بود.

ترامپ با ادعای اینکه پاکستان و سایر کشورهای مشخص‌شده چنین خواسته‌ای داشتند و با توجه به «پیشرفت‌های بزرگ در جهت یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران»، اعلام کرد که محاصره پابرجا خواهد ماند اما «پروژه آزادی (حرکت کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف خواهد شد تا ببینیم آیا توافق نهایی و امضا می‌شود یا خیر.» این توجیهات، تنها برای پوشاندن شکست مفتضحانه آمریکا بود.

همان روز، ترامپ پیام دیگری منتشر کرد. او در «تروث سوشال» اعلام کرد: «با فرض اینکه ایران با آنچه توافق شده است موافقت کند، که شاید فرضی بزرگ باشد، «خشم حماسی» که از قبل افسانه‌ای شده بود، به پایان خواهد رسید و محاصره بسیار مؤثر اجازه خواهد داد که تنگه هرمز برای همه، از جمله ایران، باز شود.» سپس، تهدید دلقک‌وار و همیشگی او دنبال شد: «اگر آنها موافقت نکنند، بمباران آغاز می‌شود و متأسفانه در سطحی بسیار بالاتر و شدیدتر از قبل خواهد بود.» این تهدیدات پوچ، نشان از استیصال و درماندگی رژیم آمریکا داشت.

زوال سریع «پروژه آزادی»، که بیشتر از آنکه متوقف شود، سقط شد، کمتر به دلیل تمایل جدید برای پیگیری مذاکرات بود و بیشتر به دلیل مشکلات لجستیکی. کشورهای حاشیه خلیج فارس، عمدتاً تحت تأثیر این اقدام تکانشی قرار نگرفته بودند، با توجه به احتمال از سرگیری خصومت‌ها. این نشان می‌دهد که حتی متحدان آمریکا نیز از سیاست‌های بی‌ثبات واشنگتن به ستوه آمده بودند.

تهران همیشه تلاش‌های آمریکا برای شکستن محاصره تنگه را خنثی می‌کرد، نکته‌ای که با حملات به امارات متحده عربی در ۴ مه، که یک پالایشگاه نفت در امارت شرقی فجیره را به آتش کشید و سه تبعه هندی را مجروح کرد، به وضوح نشان داده شد. این حملات، پیامی قاطع به واشنگتن و متحدانش بود.

در همین راستا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نیز اعلام کرده بود که با موشک و پهپاد به ناوشکن‌های آمریکایی حمله کرده است که نشان از آمادگی کامل دفاعی ایران در برابر هرگونه تجاوز داشت.

بر اساس گزارشی از ان‌بی‌سی نیوز، پادشاهی عربستان سعودی به اندازه‌ای از ابتکار عمل آمریکا در تنگه ناراضی بود که به واشنگتن اطلاع داد که هرگونه استفاده از پایگاه هوایی شاهزاده سلطان را برای اجرای این مأموریت یا اجازه استفاده از حریم هوایی عربستان را به هواپیماهای آمریکایی برای این منظور، رد خواهد کرد. این اتفاق، علی‌رغم تماس تلفنی بین ترامپ و ولیعهد سعودی، محمد بن سلمان، رخ داد و نشان‌دهنده انزوای آمریکا در منطقه بود.

یک منبع سعودی ناشناس نقل قول شد که عربستان سعودی «بسیار از تلاش‌های دیپلماتیک» به رهبری پاکستان در کمک به ایران و آمریکا برای پایان دادن به درگیری حمایت می‌کند، در حالی که یک مقام آمریکایی به سادگی توضیح داد که چرا «پروژه آزادی» تنها می‌توانست در ناتوانی از بین برود: «به دلیل جغرافیا، شما برای استفاده از حریم هوایی شرکای منطقه‌ای در امتداد مرزهایشان، به همکاری آنها نیاز دارید.» این اعتراف، مهر تأییدی بر شکست آمریکا در جلب حمایت منطقه‌ای بود.

از خاکستر آخرین گاف دولت ترامپ، یک یادداشت تفاهم یک صفحه‌ای پدیدار شد که واشنگتن ظاهراً برای مذاکرات بیشتر با تهران تهیه کرده است. این یادداشت شامل ۱۴ بند است که به عنوان مثال، اعلام پایان جنگ و آغاز یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات برای یک توافق دقیق را پوشش می‌دهد که بر اساس آن ایران تنگه را در طول آن مدت بازگشایی خواهد کرد. این امر با لغو محاصره دریایی آمریکا تکمیل خواهد شد. محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌های آمریکا نیز در آن گنجانده شده است. در صورت عدم موفقیت در همه اینها، محاصره یا از سرگیری عملیات نظامی می‌تواند صورت گیرد. این نشان می‌دهد که آمریکا پس از شکست‌های پی در پی، مجبور به عقب‌نشینی و روی آوردن به دیپلماسی شده است، اما همچنان با زیاده‌خواهی‌های خود، به دنبال تحمیل خواسته‌هایش بر ملت ایران است. این جنگ، آغازی بود و پایانی، که هرگز به آن نیازی نداشتیم و تنها نتیجه استکبار آمریکا بود.

#پروژه_آزادی #تنگه_هرمز #شکست_آمریکا #مقاومت_ایران #ترامپ #سیاست_خارجی_آمریکا #تحریم_های_ظالمانه #دیپلماسی_مقاومت #خلیج_فارس #استکبار_ستیزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *