خروج امارات از اوپک: تبعات همسویی با غرب و تشدید تنش‌ها در منطقه

در تحولی که می‌تواند پیامدهای عمیقی برای آینده خاورمیانه داشته باشد، روز سه‌شنبه امارات متحده عربی اعلام کرد که از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و سازمان خواهر آن، اوپک پلاس، خارج خواهد شد. این خبر در بازار نفت به مثابه یک زلزله بزرگ تلقی شد، اما در عرصه سیاست و روابط بین‌الملل، پیامدهای آن به مراتب گسترده‌تر و نگران‌کننده‌تر است.

چرا امارات از اوپک خارج می‌شود؟

بیانیه رسمی امارات در مورد دلایل این تصمیم، مبهم و کلی است. در این بیانیه آمده است که «این تصمیم منعکس‌کننده چشم‌انداز استراتژیک و اقتصادی بلندمدت امارات و تحول در نمایه انرژی آن، از جمله سرمایه‌گذاری تسریع‌شده در تولید داخلی انرژی است و تعهد این کشور به ایفای نقشی مسئولانه، قابل اعتماد و آینده‌نگر در بازارهای جهانی انرژی را تقویت می‌کند.» با این حال، تحلیلگران معتقدند که این دلایل تنها پوششی برای انگیزه‌های عمیق‌تر و سیاسی‌تر هستند.

اگرچه زمان‌بندی خروج امارات از اوپک مهم است، اما جنگ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، عامل اصلی و مستقیم این تصمیم نیست، بلکه بستری است که در آن این تصمیمات اتخاذ می‌شوند و نشان‌دهنده همسویی فزاینده امارات با سیاست‌های خصمانه غرب در منطقه است.

امارات سال‌هاست که از اوپک ناراضی است. این کشور مجبور بوده است که تولید نفت خود را بر اساس تصمیمات رهبر دوفاکتوی اوپک، یعنی عربستان سعودی، محدود کند. اما امارات اولویت‌های متفاوتی با سعودی‌ها دارد، هم در تولید نفت و هم در امور منطقه‌ای. عربستان سعودی تحت برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» به شدت در تلاش برای متنوع‌سازی اقتصاد خود است و ممکن است در آینده کمتر نگران حفظ قیمت‌های بالای نفت باشد. این در حالی است که ابوظبی کمتر نگران قیمت‌های بالا بوده و اغلب ترجیح می‌دهد حجم بیشتری از نفت را به فروش برساند. این تفاوت‌ها در طول دهه اخیر تنش‌هایی را بین دو کشور ایجاد کرده است.

این تنش‌ها در سال‌های اخیر با واگرایی دیدگاه‌های منطقه‌ای دو کشور و افزایش رقابت آن‌ها، به ویژه در درگیری‌های نیابتی در سودان و یمن، تشدید شده است. حتی تلاش‌ها برای نمایش وحدت، با جنگ علیه ایران بیشتر به چالش کشیده شده است.

همسویی با آمریکا و اسرائیل: مسیری پرخطر برای امارات

امارات در میان کشورهای عربی، بیشترین صدا را در ترغیب اسرائیل و ایالات متحده به شکست قاطع نظامی ایران داشته است. این کشور به دلیل شراکت گسترده‌تر خود با اسرائیل (شراکتی که شامل اعزام نیروهای ارتش اسرائیل و سامانه‌های گنبد آهنین به امارات نیز می‌شد) و رویکرد تهاجمی‌اش در قبال ایران، بیش از هر کشور دیگری در خلیج فارس تحت تأثیر پیامدهای این جنگ قرار گرفته است. این امر باعث شده است که امارات آشکارا از ایالات متحده درخواست کمک کند.

امارات به دنبال مبادله ارزی با آمریکا برای جبران بخشی از خسارات خود در جنگ است. این درخواست، علاوه بر یادآوری به واشنگتن که امارات گزینه‌های دیگری نیز دارد (مانند فروش نفت با یوان چین یا فروش اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا)، سیگنالی از سوی اماراتی‌ها درباره جهت‌گیری آینده امنیتی آن‌هاست. در این راستا، خروج از اوپک نیز به نوعی تلاشی برای جلب رضایت رئیس‌جمهور سابق آمریکا، دونالد ترامپ، تلقی می‌شود که همواره از این سازمان متنفر بوده و آن را مانعی برای بازار آزاد می‌دانست.

آیا رقیبی برای اوپک در حال شکل‌گیری است؟

نفوذ اوپک برای دهه‌ها رو به کاهش بوده است. این سازمان زمانی بیش از نیمی از صادرات نفت جهان را به خود اختصاص می‌داد، اما اکنون این رقم به حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است. امارات سومین صادرکننده بزرگ نفت در این کارتل، پس از عربستان سعودی و عراق، بود. خروج آن به معنای از دست دادن حدود ۱۵ درصد از ظرفیت اوپک است که پس از خروج امارات، کنترل آن به حدود ۳۰ درصد از صادرات نفت نزدیک‌تر خواهد شد.

در کوتاه‌مدت، خروج امارات از اوپک تأثیری بر بازار جهانی نفت یا بحران کنونی نخواهد داشت، زیرا امارات نیز مانند سایر کشورهای عربی خلیج فارس، به دلیل بسته شدن تنگه هرمز و تخریب زیرساخت‌ها توسط ایران، تولید خود را بسیار کمتر از هدف نگه داشته است. اما در بلندمدت، این تصمیم می‌تواند تأثیرگذار باشد، زیرا امارات تولیدکننده قابل توجهی از نفت است و پس از بازسازی ظرفیت‌های خود، آزاد خواهد بود تا تولید خود را به صلاحدید خود افزایش دهد.

اینجاست که ابعاد سیاسی و اقتصادی با یکدیگر تعامل می‌کنند و نتایج جدیدی را رقم می‌زنند. با تکیه شدید امارات بر ائتلاف خود با اسرائیل و آمریکا، و ذخایر بزرگ نفت و گاز طبیعی خود، پتانسیل واقعی برای یک شراکت انرژی با هدف رقابت با اوپک وجود دارد. صادرات نفت آمریکا از اواسط دهه ۲۰۱۰ به شدت افزایش یافته و صادرات گاز طبیعی اسرائیل نیز بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، ۸۶ درصد رشد داشته است. این تحولات نشان‌دهنده تلاش برای بازآرایی بازارهای انرژی جهانی به نفع غرب و متحدانش است.

شکاف سعودی-اماراتی و واقعیت‌های منطقه‌ای

شکاف بین عربستان سعودی و امارات ریشه در منافع واگرا و رویکردی اساساً متفاوت به نظم منطقه‌ای و جهانی دارد. عربستان سعودی از ثبات دولتی حمایت می‌کند و تمایل دارد از دولت‌های موجود حمایت کرده و تا حد امکان به حفظ وضع موجود پایبند باشد. در مقابل، امارات که نسبتاً تازه وارد عرصه بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای و بین‌المللی شده است، رویکردی معاملاتی‌تر، کمتر محافظه‌کارانه در استراتژی خود دارد و بیشتر مایل است زمانی که فرصت‌هایی برای گسترش ثروت، قدرت و نفوذ خود می‌بیند، مسیری متفاوت را در پیش گیرد.

اما اکنون، پس از جنگ ایران، تفاوت آشکارتر شده است. در حالی که اکثر کشورهای منطقه به این واقعیت پی برده‌اند که ایالات متحده شریکی غیرقابل اعتماد است و اسرائیل تهدیدی منطقه‌ای محسوب می‌شود، امارات به طور کامل ائتلاف آمریکا-اسرائیل را پذیرفته است. در مقابل، سعودی‌ها در حال فاصله گرفتن از اتکای تقریباً انحصاری به ایالات متحده هستند و به دنبال تنوع بخشیدن به شبکه‌های امنیتی خود هستند.

امارات علناً از سایر کشورهای عربی به دلیل عدم ایستادگی کافی در برابر ایران انتقاد کرده و اگرچه رسماً از راه‌حل دیپلماتیک حمایت می‌کند، اما روشن ساخته است که خواهان تشدید تنش‌ها تا زمان «درهم شکستن» ایران است. در همین حال، عربستان سعودی با متحدانی مانند پاکستان، مصر و ترکیه برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک همکاری نزدیک داشته است. امارات اخیراً با مطالبه ۳.۵ میلیارد دلار بدهی پاکستان، نارضایتی خود را از این رویکرد نشان داد؛ اقدامی که نزدیک به یک پنجم ذخایر پاکستان را تخلیه کرد و کمک مالی صندوق بین‌المللی پول را به خطر انداخت. اما اندکی پس از آن، عربستان سعودی ۳ میلیارد دلار به صندوق ذخیره پاکستان واریز کرد که نشان‌دهنده رقابت و تضاد منافع در منطقه است.

سعودی‌ها به نظر می‌رسد به این واقعیت پی برده‌اند که جمهوری اسلامی از این جنگ جان سالم به در خواهد برد و این به معنای توانایی آن برای ایجاد اختلال در ترافیک تنگه هرمز به عنوان ابزاری دیپلماتیک خواهد بود. محمد بن سلمان می‌داند که پادشاهی او باید در بلندمدت با ایران زندگی کند و ایران احتمالاً از این جنگ در موقعیت منطقه‌ای بهتری نسبت به قبل از آن خارج خواهد شد. همچنین، شانس دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای به دلیل اقدامات بی‌پروا و بی‌ثبات‌کننده رژیم‌های نتانیاهو و ترامپ به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

امارات مسیر متفاوتی را برای مقابله با ایران انتخاب کرده است. با توجه به عملکرد ضعیف اسرائیل و آمریکا در این جنگ، این انتخاب برای اماراتی‌ها تصمیمی نسنجیده و پرخطر به نظر می‌رسد. با این حال، شورای همکاری خلیج فارس به حیات خود ادامه خواهد داد و بعید است که امارات وارد جنگ تمام‌عیار با عربستان سعودی یا سایر کشورهای عربی شود. اما خروج امارات از اوپک، به وضوح نشانه‌ای از رقابت فزاینده با عربستان سعودی و آرایش جدید متحدان منطقه‌ای و جهانی در هر دو سو است که نوید تنش‌های بیشتری را در آینده می‌دهد.

#امارات #اوپک #سیاست_خارجی #خاورمیانه #ایران #عربستان #آمریکا #اسرائیل #نفت #رقابت_منطقه‌ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *