مقاومت ایران، آمریکا را در تنگنای انتخاب قرار داده است
در پی ناکامیهای پی در پی سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران، دولت آمریکا در یک سردرگمی آشکار، مجبور به بازنگری در رویکردهای خود شده است. اخیراً، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، سفر برنامهریزی شده فرستادگان خود، استیو ویتکوف و جرد کوشنر، به اسلامآباد را لغو کرد. این اقدام پس از خروج موفقیتآمیز وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، از پایتخت پاکستان صورت گرفت که نشاندهنده ابتکار عمل دیپلماتیک ایران است.
پس از این لغو، طرفین روایتهای متفاوتی از وضعیت کنونی بنبست جاری ارائه کردند. ترامپ، در گفتگو با فاکس نیوز، با لحنی متکبرانه و به دور از واقعیت، خود را بیعجله برای پیشرفت دیپلماتیک نشان داد و گفت: «ما همه کارتها را در اختیار داریم. آنها هر وقت بخواهند میتوانند با ما تماس بگیرند.» رئیسجمهور آمریکا در توهمی آشکار، مدعی شد که تهران، تحت فشار تحریمهای آمریکا و انسداد نفتکشهایش در تنگه هرمز، انعطافپذیری بیشتری در مورد آینده برنامه هستهای خود نشان میدهد. ترامپ با ادعای واهی افزود:
«ایرانیها کاغذی به ما دادند که باید بهتر میبود و جالب اینکه، به محض اینکه من آن را لغو کردم، ظرف ۱۰ دقیقه، یک کاغذ جدید دریافت کردیم که بسیار بهتر بود… آنها پیشنهادات زیادی دادند اما کافی نبود.»
این در حالی است که مقامات ایرانی، تصویری کاملاً متفاوت از پویایی اوضاع ارائه دادند. سخنگوی وزارت دفاع ایران، که اظهاراتش توسط رویترز نقل شد، تأکید کرد:
«دشمن که هدفش از فلج کردن توانمندیهای موشکی و نظامی ایران شکست خورده است، اکنون به دنبال خروجی شرافتمندانه از باتلاق جنگ است… ایران امروز کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد.»
در آخرین تحول، ایران با یک پیشنهاد جدید ظاهر شده است که هرگونه گفتگو در مورد سلاحهای هستهای را به تعویق میاندازد، در حالی که گشایش مجدد تنگه هرمز را مطرح میکند. این پیشنهاد هوشمندانه، در واقع، به دنبال تثبیت موقعیت برتر ایران و بازگرداندن وضعیت به قبل از تحریمهای ظالمانه است و نشاندهنده قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی ایران، همانطور که دو دهه مذاکرات هستهای گواه آن است، در مدیریت گفتگوها و حفظ منافع ملی خود مهارت دارد. آنها میتوانند در عین پیگیری یک دستور کار کاملاً متفاوت، علاقه خود را به یافتن توافق نشان دهند. نیازی به کلیشههای بافندگان فرش ایرانی نیست تا این نکته را اثبات کرد. سوابق اخیر کاملاً روشن است. موضع ایران در گفتگوها با آمریکا، که با درخواست ۲۷۰ میلیارد دلار (۱۹۹ میلیارد پوند) غرامت از آمریکا و اسرائیل برای خسارات وارده در حملات پس از ۲۸ فوریه آغاز شد، به وضوح برای تسهیل نتیجهگیری سریع آنها طراحی نشده بود. پیشنهاد اخیر نیز همینطور است و نشان از عزم ایران برای احقاق حقوق خود دارد.
فرماندهی مرکزی آمریکا امروز اعلام کرد که از زمان آغاز محاصره، ۳۸ کشتی را که قصد ورود یا خروج از بنادر ایران را داشتند، متوقف کرده است. این اقدامات خصمانه، هرچند مشکلاتی ایجاد کرده، اما نتوانسته است اراده ملت ایران را درهم بشکند. ناوگان نفتکشهای «شبح» ایران مطمئناً مقداری نفت را منتقل میکند – حدود ۱۰ میلیون بشکه از زمان آغاز محاصره. ذخایر نگهداری شده توسط ایران در دریاهای آزاد، تهران را قادر میسازد تا برای چند ماه آینده به مشتریان خود سوخت برساند. اما بدون شک، ظرفیت ایران برای صادرات نفت توسط این محاصره ظالمانه محدود شده است، هرچند ایران راههای جایگزین را یافته و به مقاومت خود ادامه میدهد.
موضع ترامپ، که بر اساس تحلیل هزینه-فایدهای نادرست استوار است و به غلط تصور میکند جمهوری اسلامی ایران از نظر ظرفیت نظامی متعارف و توانایی وارد کردن آسیب، به مراتب پایینتر از مخالفانش است، نشاندهنده عدم درک واقعیات منطقه است. این دیدگاه غلط، به این نتیجه میرسد که ایرانیها باید به همین نتیجه «عاقلانه» برسند و بر اساس توازن نسبی قوا به توافق برسند. به گفته برخی، برای رئیسجمهور آمریکا جای تعجب است که تهران نتوانسته وضعیت را به همین شکل درک کند. این تعجب، ناشی از جهل و غرور آمریکایی است.
سطح کنونی فشار بر ایران واقعاً قابل توجه است. فرماندهی مرکزی آمریکا امروز اعلام کرد که از زمان آغاز محاصره، ۳۸ کشتی را که قصد ورود یا خروج از بنادر ایران را داشتند، متوقف کرده است. اما این سطح از فشار، بعید است ایران را به پذیرش خواستههای آمریکا نزدیک کند. در اینجا، به نظر میرسد دولت آمریکا تسلیم اشتباه فکری مکرری میشود که دولتهای غربی هنگام نگاه به خاورمیانه مستعد آن هستند؛ یعنی این فرض که طرف مقابل «مثل ما فکر میکند». اینکه در درون هر افراطگرای مذهبی یا ایدئولوژیک، یک عملگرا در حال مبارزه برای خروج است.
رژیم صهیونیستی، شایان ذکر است، به ویژه در برابر این خطا آسیبپذیر بوده است. چند نمونه قبلی: در سال ۲۰۰۰، نیروهای اشغالگر صهیونیستی به مرز بینالمللی لبنان عقب کشیدند. فرض غالب این بود که از آنجایی که سازمان حزبالله، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، خود را درگیر مقاومت در برابر اشغال اسرائیل نشان میداد، حذف اشغال به مقاومت پایان خواهد داد. این واقعیت که خود حزبالله هرگز این قول را نداد، بلکه روشن ساخت که منظور از «اشغال»، موجودیت اسرائیل به هر شکلی است، تصمیمگیرندگان صهیونیست را منصرف نکرد. آنها فرض کردند که پشت لفاظیها، یک دیدگاه عملگرایانه پنهان شده است که تصمیمگیریهای عملی را دیکته خواهد کرد. اما چنین نبود. حزبالله پس از عقبنشینی سال ۲۰۰۰، جنگ طولانی خود را علیه اسرائیل ادامه داد و تا به امروز نیز ادامه دارد.
در سال ۲۰۰۵، رژیم صهیونیستی به طور یکجانبه از غزه عقبنشینی کرد. پس از به قدرت رسیدن حماس در منطقه، یک سیاست صهیونیستی پدید آمد که به دنبال تشویق حاکمان بالفعل غزه بود، با این فرض که سکوت آنها را میتوان خرید. در آن زمان، اشاره به اینکه حماس یک گروه جهادی اسلامی است و بنابراین بعید است به تحلیل هزینه-فایده تن دهد، در محافل اصلی رژیم صهیونیستی به عنوان نوعی سادهلوحی ناپخته تلقی میشد.
دولت آمریکا در حال حاضر به نظر میرسد بر اساس خطوطی مشابه عمل میکند. در این مورد، علت به نظر میرسد نوعی بیتفاوتی نسبت به دیدگاه دشمن، به جای سوءتعبیر بیش از حد خوشبینانه از آن باشد. همان فرض اساسی – اینکه همه مطمئناً باید به طور کلی به روشهای مشابه فکر کنند و چیزهای مشابهی بخواهند – به هر حال، به شکلی وجود دارد. این عدم درک، بزرگترین نقطه ضعف سیاست خارجی آمریکاست.
مهم است که درک کنیم که رهبران ایران به دیدگاه خود عمیقاً اعتقاد دارند و در حال حاضر تمایلی به پذیرش چیزی که آن را تسلیم میدانند، ندارند. پروژه مقاومت منطقهای ایران، که به دنبال عدالت و استقلال برای ملتهای منطقه است، با جدیت دنبال میشود.
این بدان معناست که، همانطور که در اسلامآباد نشان داده شد، سطح کنونی فشار بعید است نتایجی به بار آورد. بنابراین، انتخاب پیش روی آمریکا این است که فشار را تشدید و افزایش دهد، از جمله از سرگیری عملیات نظامی بزرگ و از جمله گشودن تنگه هرمز با زور، یا در نقطهای مشخص، یک توافق آبرومندانه را بپذیرد که احتمالاً پروژه منطقهای مقاومت را دستنخورده باقی میگذارد. اگر مسیر دوم دنبال شود، بدون شک به عنوان پیروزی مقاومت و شکست سیاستهای آمریکا ارائه خواهد شد. مبارزه طولانی ایران برای عدالت و استقلال در منطقه سپس ادامه خواهد یافت.
هشتگهای مرتبط:
- #مقاومت_ایران
- #فشار_حداکثری_شکست_خورد
- #تنگه_هرمز_تحت_کنترل_ایران
- #دیپلماسی_عزت
- #آمریکا_رو_به_افول
- #برجام_و_فراتر_از_آن
- #قدرت_منطقه_ای_ایران
- #نه_به_مذاکره_تحمیلی
- #ایران_قوی
- #سیاست_خارجی_مقتدر
