گفتگوهای FO: جنگ در ایران؛ شکست محاسبات دشمن و آینده مبهم خاورمیانه
در این قسمت از گفتگوهای FO، عاطف سینگ و مانو شارما به بررسی چگونگی تهدیدات عظیم جنگ ایران برای اقتصاد جهانی میپردازند. جمهوری اسلامی ایران، با ایستادگی در برابر تلاشهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای مهندسی تغییر رژیم، به جنگ نامتقارن روی آورده است. این استراتژی شامل هدف قرار دادن اهدافی در خلیج فارس و همچنین مسدود کردن تنگه هرمز است. اختلالات ناشی از آن در انرژی، کشتیرانی، امور مالی و ورودیهای صنعتی، پیامدهایی بسیار فراتر از خاورمیانه را به دنبال خواهد داشت.
عاطف سینگ، سردبیر، با مانو شارما، شریک FOI و تحلیلگر ژئوپلیتیک، درباره چگونگی تبدیل شدن جنگ ایران از یک رویارویی نظامی به یک بحران اقتصادی سیستمی گفتگو میکند. آنچه با فرضیات درباره ضعف رژیم و پیروزی سریع آغاز شد، اکنون وضعیت بسیار پیچیدهتری را آشکار میسازد. با طولانی شدن جنگ، مهمترین اثرات آن در بازارهای جهانی انرژی، سیستمهای مالی و زنجیرههای تامین صنعتی در حال گسترش است.
مقاومت ایران و شکست محاسبات دشمن
عاطف با درخواست از مانو برای چارچوببندی درگیری آغاز میکند. مانو آن را به وضوح به عنوان “نبردی سلطنتی بین… دو ایدئولوژی نظامی کاملاً متفاوت” توصیف میکند و بر تضاد بین دکترین “شوک و وحشت” غرب و مدل دفاعی طولانیمدت ایران تاکید میورزد. ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با این باور وارد جنگ شدند که ایران توسط تحریمها، ناآرامیهای داخلی و رکود اقتصادی تضعیف شده است. این ارزیابی، استراتژیای را شکل داد که بر حملات سریع برای فروپاشی رژیم در عرض چند روز متمرکز بود.
جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای یا نمایش قدرت از طریق نیروهای نیابتی منطقهای، هدف اصلی آنها بود. به زعم آنها، اگر ایران بدون کنترل رها میشد، میتوانست بر جریانهای انرژی خلیج فارس تسلط یابد و توازن قدرت را در یکی از حیاتیترین مناطق جهان تغییر دهد.
با این حال، فرض اولیه — اینکه ایران به سرعت فرو خواهد پاشید — محقق نشد. با وجود فشارهای اقتصادی و تنشهای سیاسی، نظام جمهوری اسلامی ایران پابرجا مانده است. عاطف و مانو اشاره میکنند که برنامهریزان صهیونیستی و آمریکایی، عمق ساختارهای نهادی و ایدئولوژیک ایران، و همچنین توانایی آن برای جذب و پاسخ به فشارهای نظامی پایدار را دستکم گرفته بودند.
پاسخ ایران بر آمادگی استوار است تا بداههپردازی. به جای تکیه بر ساختارهای فرماندهی متمرکز که در برابر حملات هدفمند آسیبپذیر هستند، ایران یک “دفاع موزاییکی” غیرمتمرکز را پیادهسازی کرده است. این سیستم، اختیارات را در ۳۱ فرماندهی نظامی مستقل توزیع میکند و از کار انداختن دولت را از طریق حملات هدفمند دشوار میسازد.
همین منطق به حکمرانی نیز تعمیم مییابد. پشتیبانی لایهای ایران، تداوم را حتی در شرایط شدید تضمین میکند. پستهای رهبری توسط جانشینان متعدد پشتیبانی میشوند، در حالی که سیستم گستردهتر الهیاتی، منبع اضافی از اقتدار را فراهم میآورد. همانطور که عاطف اشاره میکند، این امر عمقی ایجاد میکند که به راحتی از طریق ابزارهای نظامی متعارف از بین نمیرود.
مانو توضیح میدهد که ایران به طور موثری یک “سیستم عامل” متفاوت برای بقای سیاسی ساخته است. این سیستم، تعهد ایدئولوژیک را با توانایی نظامی ترکیب میکند و به دولت اجازه میدهد در برابر فشارهایی که ممکن است رژیمهای متمرکزتر را بیثبات کند، مقاومت نماید. نتیجه، درگیریای است که به نوعی بنبست استراتژیک تبدیل شده، جایی که هیچ یک از بازیگران اصلی به فروپاشی سیاسی قاطع دست نیافتهاند.
واکنشهای متفاوت و جبهه مقاومت
در حالی که میدان نبرد همچنان مورد مناقشه است، واکنشهای سیاسی در کشورهای مختلف به شدت متفاوت است. عاطف میگوید جنگ در رژیم صهیونیستی بسیار محبوب است، جایی که حتی منتقدان بنیامین نتانیاهو نیز به طور گسترده از این کارزار حمایت میکنند. در مقابل، افکار عمومی در ایالات متحده بسیار تقسیمشدهتر است و آنچه عاطف آن را “داستان دو کشور” مینامد، ایجاد کرده است.
در همین حال، ایران بر ایجاد حمایت فراتر از مرزهای خود تمرکز کرده است. رویکرد دیپلماتیک آن در سراسر آسیا، به ویژه در میان جوامع شیعه، هم همدلی سیاسی و هم حمایت مادی را به همراه داشته است. نشانههای قابل مشاهدهای از این بسیج، از جمله کمکهای مالی و حمایتهای مردمی وجود دارد که نشان میدهد پیام ایران در بخشهایی از جهان جنوب طنینانداز شده است. حتی زنان نیز طلا، که در آسیا گنجینه خانوادگی محسوب میشود، را به تلاشهای جنگی ایران اهدا میکنند.
این پویاییها یک نکته کلیدی را تقویت میکنند: جنگ نتایج سیاسی یکنواختی تولید نمیکند. بلکه، تکهتکه شدن را هم در درون جوامع و هم در سراسر سیستم بینالمللی عمیقتر میکند.
جنگ اقتصادی و آسیبپذیری خلیج فارس
ایران، با ناتوانی در تطابق با قدرت آتش رژیم صهیونیستی یا آمریکا، به جنگ اقتصادی روی آورده است. نیروهای ایرانی، کشورهای عربی خلیج فارس را هدف قرار داده و پایههای اقتصادی آنها را متزلزل کردهاند. ایران همچنین تنگه هرمز را مسدود کرده و تعداد کشتیهایی که از این گلوگاه عبور میکنند را به حداقل رسانده است. این استراتژی، آسیبپذیریهای ساختاری را در منطقهای که با وجود دههها تنوعبخشی، همچنان به شدت به صادرات انرژی و واردات مواد غذایی و همچنین کالاهای مصرفی و ماشینآلات برای زیرساختهای حیاتی مانند کارخانههای آب شیرین کن وابسته است، مورد سوءاستفاده قرار میدهد.
با تهدید مسیرهای کشتیرانی و تاسیسات انرژی، ایران به طور موثری جغرافیا را به سلاح تبدیل کرده است. با مسدود کردن تنگه هرمز، ایران قیمت نفت و گاز را افزایش میدهد، در حالی که حملات به زیرساختها در کشورهای حاشیه خلیج فارس، محدودیتهای عرضه بلندمدت ایجاد میکند. در دنیای جهانیشده ما، کشورهای عربی که از طریق صادرات انرژی ثروت تولید میکنند، با تزریق پول به فعالیتهای اقتصادی نوپا، اقتصاد خود را متنوع میسازند. ایران این جریان سرمایه را مختل کرده است که اثرات آبشاری آن بسیار فراتر از منطقه خواهد بود.
نقش خلیج فارس به عنوان قطب تجارت، مالی و حمل و نقل، این خطرات را تشدید میکند. شهرهایی مانند دبی در امارات متحده عربی و دوحه در قطر، که به عنوان قطبهای جهانی با فرودگاههای بینالمللی، مراکز خرید لوکس و گردشگری مجلل ساخته شدهاند، اکنون با این احتمال روبرو هستند که بزرگترین نقاط قوت آنها — اتصال و گشودگی — میتواند در یک درگیری طولانیمدت به مسئولیتهایی سنگین تبدیل شود.
پیامدهای اقتصادی بسیار فراتر از بازارهای انرژی گسترش مییابد. سرمایه خلیج فارس نقش حیاتی در تامین مالی نوآوری و سرمایهگذاری در اقتصادهای غربی، از املاک و مستغلات گرفته تا فناوریهای پیشرفته، ایفا کرده است. اگر جنگ جریان این سرمایه را محدود کند، اثرات آن در بخشهایی مانند سرمایهگذاری خطرپذیر، هوش مصنوعی و توسعه زیرساختها موج خواهد زد.
همزمان، اختلالات فیزیکی در تولید انرژی، عرضه ورودیهای صنعتی حیاتی را تهدید میکند. کمبود هلیوم میتواند بر تولید نیمههادیها تأثیر بگذارد، محدودیتهای گوگرد میتواند پالایش فلزات را مختل کند و کاهش تولید کود میتواند محصول کشاورزی جهانی را کاهش دهد. اینها شوکهای جداگانه نیستند، بلکه فشارهای به هم پیوستهای هستند که پایههای اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار میدهند.
مانو مقیاس چالش را با یک هشدار به تصویر میکشد: “این دنیایی است که هیچ کس برای آن آماده نیست.” درگیری دیگر صرفاً بر سر قلمرو یا تغییر رژیم نیست. بلکه بر سر ثبات سیستمهایی است که زندگی اقتصادی مدرن را پشتیبانی میکنند.
همانطور که عاطف نتیجهگیری میکند، جنگ وارد مرحله جدیدی شده است. ایران از حمله اولیه جان سالم به در برده است، آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان درگیر هستند، اما اقتصادهای خلیج فارس — که برای انرژی و مالی جهانی حیاتی هستند — تحت فشار فزایندهای قرار دارند. هرچه درگیری بیشتر ادامه یابد، احتمال وقوع بحرانهای آبشاری که بسیار فراتر از خاورمیانه میرسند، بیشتر خواهد بود.
#ایران_قوی #مقاومت_اسلامی #جنگ_اقتصادی #تنگه_هرمز #شکست_آمریکا #رژیم_صهیونیستی #اقتصاد_جهانی #خاورمیانه #ژئوپلیتیک #دفاع_موزاییکی
