طرح نمکی: آیا همکاریهای منطقهای برای نجات دریای مرده میتواند افقهای جدیدی در دیپلماسی خاورمیانه بگشاید؟
آنچه در آوریل ۲۰۱۶ با کنجکاوی یک فوتوژورنالیست آغاز شد، به یک ماموریت جهانی تبدیل شده است: بایگانی کردن این «مناظر بکر و اولیه» پیش از آنکه در غبار سفید تاریخ محو شوند.
آوریل ۲۰۲۶، روز زمین. من در سواحل شمالی دریای مرده ایستادهام و یک دهه غرق شدن عمیق در منظرهای را جشن میگیرم که با سرعتی هم زمینشناختی و هم عمیقاً شخصی، از جهان عقبنشینی میکند.
این دریاچههای پایانی، کمعمق، بسیار شور و بدون خروجی به دریا، به عنوان حساسترین دماسنجهای زیستمحیطی جهان عمل میکنند. امروز، آنها در نقطه بحرانی قرار دارند.
دریای مرده به تنهایی هر روز معادل ۶۰۰ استخر المپیک آب از دست میدهد. سطح آن اکنون تقریباً در منفی ۴۳۹.۸ متر قرار دارد، کاهشی خیرهکننده که زمین را با بیش از ۷۰۰۰ گودال فرورفته زخم کرده و ساختمانها و مزارع را بلعیده است.
در پاسخ به این وضعیت، تیم من و من در پروژه احیای دریای مرده، دسترسی تخصصی با قایقهای سازگار با محیط زیست را از طریق پروژه خود توسعه دادیم تا جهان بتواند شاهد این زیبایی اولیه باشد. اعتقاد اصلی ما این است که تجربه مستقیم این سواحل بیگانه، تنها راه برای برانگیختن تعهد جهانی لازم برای نجات آنهاست.
دریاچه خواهر: سفری از حس آشنایی ماه مانند
این اودیسه در ژانویه ۲۰۲۳ طی یک سفر اکتشافی به دریاچه مونو در کالیفرنیا به نقطه عطفی رسید؛ کاوشی که توسط نشنال جئوگرافیک برای بررسی ارتباط عمیق «دریاچه خواهر» از دریچه نگاه یک اسرائیلی تشویق شده بود.
این سفر آزمونی طاقتفرسا برای استقامت بود: یک پرواز ۱۶ ساعته از تلآویو به سانفرانسیسکو، و سپس یک رانندگی شش ساعته به سمت شرق از میان ارتفاعات برفی سیرا شرقی. با راندن جیپ از میان برف سنگین و جنگلهای کاج باستانی، سرانجام به لبه حوضه مونو رسیدم. با پیمودن مسیرهای خارج از جاده که زمانی زیر آب بودند، حس آشنایی فوری و عمیقی به من دست داد: حس آشنایی ماه مانند.
محیط اطراف سورئال بود. من کنار آبهای روغنی و قلیایی ایستاده بودم و هزاران توپ کف را که توسط سطوح بالای pH ایجاد شده بودند، تماشا میکردم که مانند گویهای غلتان دریا به سمت سواحل نمایان شده حرکت میکردند. دستم را دراز کردم تا آب را لمس کنم، بافت عجیب و لغزنده آن را حس کردم، در حالی که کلونیهایی از مگسهای قلیایی در آبهای کمعمق پرواز میکردند.
در حوضه جنوبی دریاچه، خود را در میان «برجهای» شبحوار توفای آهکی سرگردان یافتم.
به رابرت دی پائولو، تکنسین مرمت، گفتم: «وقتی احساس میکنید روی ماه راه میروید، میدانید که به دریاچه خواهر دریای مرده رسیدهاید.»
این سازندها، که توسط کیمیای شیمیایی چشمههای آب شیرین آتشفشانی و آب شور بسیار شور شکل گرفتهاند، تصاویر آینهای واقعی از «دودکشهای نمکی» هستند که من در پایینترین نقطه زمین مستند کردهام.
علم فرازمینی و مرزهای متحد
این برخورد به طور طبیعی فراتر از زمین از طریق همکاری من با آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا گسترش یافت. تحقیقات آن یکی از پایدارترین سوالات بشریت را بررسی میکند: آیا هرگز در مریخ حیات وجود داشته است و آیا میتواند در نمک حفظ شده باشد؟ در این زمینه، دریای مرده به عنوان یک آزمایشگاه طبیعی نادر برای مشابهان مریخی ظاهر میشود.
همزمان، کار من با کمیته دریاچه مونو، یک سازمان غیردولتی فعال به مدت ۴۵ سال، مرز موازی دیگری را برجسته کرد: دریاچه مونو به عنوان مدلی برای «جهانهای اقیانوسی» یخی انسلادوس، قمر زحل، و اروپا، قمر مشتری، عمل میکند. در هر دو دریاچه، ما بررسی میکنیم که چگونه نشانههای زیستی در شرایط بسیار شور دوام میآورند. قدم زدن در این سواحل، پلی است بین بقای سیاره ما و مرز نهایی اکتشافات انسانی.
متأسفانه، زیبایی این دریاچهها با افول شدید آنها همراه است. در دریاچه مونو، عقبنشینی آب یک پل زمینی خطرناک به جزایر کوچکی ایجاد کرده است که مرغان دریایی کالیفرنیا در آنجا لانه میکنند و به کایوتها اجازه میدهد تا کلونیای را که بخشی از مسیر پروازی ماقبل تاریخ اقیانوس آرام از آلاسکا تا پاتاگونیا است، تهدید کنند. برای مقابله با این موضوع، کمیته حتی یک حصار الکتریکی قابل حمل به طول یک مایل را برای محافظت از مرغان دریایی برنامهریزی کرده است.
ماموریت من سپس به یک فراخوان جاهطلبانه برای ایجاد اتحادیه بینالمللی دریاچههای شور تبدیل شد، ائتلافی که قصد دارد فعالان و نمایندگانی از پرو، ایران، یوتا، تبت و آرژانتین را متحد کند. با ادغام تلاشهای پروژه احیای دریای مرده و کمیته دریاچه مونو، ما امیدوار بودیم که حمایت از محیط زیست را از طریق تبادل مشترک اقدامات، از موانع فیزیکی گرفته تا سیاستهای منطقهای سطح بالا در مورد آب، بازآفرینی کنیم.
با این حال، جهان در پی تحولات اخیر منطقهای و رخدادهای ناگوار، دچار تغییر شد. فجایع آن روزها یک وقفه عمیق و دردناک را تحمیل کرد و اولویتهای من و اولویتهای کل جهان را اساساً تغییر داد. در سایه چنین تاریکی، تمرکز بر نوآوری زیستمحیطی به طور موقت تحتالشعاع نیاز فوری و اساسی به تابآوری انسانی و ثبات منطقهای قرار گرفت.
با این حال، حتی با وجود اینکه چشمانداز ماموریت ما توسط درگیریها بازتعریف شده است، حقیقت اصلی باقی میماند: بقای منطقه ما و مردم آن به طور جداییناپذیری با این آبها مرتبط است. اگرچه مسیر پیچیدهتر شده است، اما هرگز برای امید دیر نیست. چشمانداز یک جبهه متحد شور رها نشده است؛ اکنون بخشی از یک ضرورت بزرگتر و حتی فوریتر برای بهبود است، و ثابت میکند که حتی در پی فاجعه، انگیزه برای حفظ سیاره مشترک ما میتواند کاتالیزور قدرتمندی برای «فردایی بهتر» باشد.
غولهای تشنه: ردیابی نبض دریاچههای پایانی
بقای این غولهای شور به یک تعادل هیدرولوژیکی ظریف بستگی دارد. هم دریای مرده و هم دریاچه مونو، دریاچههای پایانی در حوضههای بسته هستند، اکوسیستمهایی که آب بدون خروجی به داخل آنها جریان مییابد و مواد معدنی غلیظ و حساسیت بالایی را نسبت به هرگونه اختلال زیستمحیطی از خود نشان میدهند.
در سیرا شرقی کالیفرنیا، دریاچه مونو از جریانهای کوهستانی که مدتهاست توسط انسان منحرف شدهاند، حیات میگیرد. در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۲۶، ارتفاع سطح دریاچه ۱۹۴۵.۴ متر بود. در حالی که این نشاندهنده بهبودی جزئی پس از زمستان پرباران ۲۰۲۳ است، اما تقریباً ۳ متر پایینتر از هدف زیستمحیطی ایالت باقی مانده است.
این دریاچه یک توقفگاه حیاتی در مسیر پروازی اقیانوس آرام باقی مانده و از میلیونها پرنده مهاجر حمایت میکند و «سیاست نی در لیوان» را نشان میدهد، جایی که بقای یک اکوسیستم ماقبل تاریخ در برابر نیازهای آب شهری یک کلانشهر بزرگ سنجیده میشود.
دریای مرده تحولی سریعتر را نشان میدهد. سطح آن تقریباً در منفی ۴۳۹.۸ متر زیر سطح دریا قرار دارد و هر سال بیش از یک متر عقبنشینی میکند. رگههای تاریخی دریا، رود اردن، رود یرموک و نهر آرنون، تقریباً قطع شدهاند. تثبیت دریا به تخمین ۷۰۰ میلیون متر مکعب آب شیرین سالانه نیاز دارد. در عوض، این اکوسیستم در حال حاضر توسط استخراج مواد معدنی و وجود بیش از ۱۰۰۰ پمپ آب غیرمجاز اردنی در امتداد شاخههای شمالی آن خشک میشود.
این «غولهای تشنه» داستان مشترکی از وابستگی به منابع آب شکننده و فرصت فوری برای تجدید حیات از طریق اقدام هماهنگ و بینالمللی را نشان میدهند.
اتحادیه پایانی: دیپلماسی محیط زیست و همکاریهای منطقهای
احیای دریاچههای پایانی جهان نیازمند یک چارچوب جهانی است: ایجاد اتحادیه بینالمللی دریاچههای شور. این ائتلاف مناطق مختلفی از دریاچه نمک بزرگ یوتا تا مار چیکیتای آرژانتین، و از دریای سالتون کالیفرنیا تا دریای مرده را به هم متصل میکند و تبادل گسترده دانش و نوآوریهای فناورانه را ممکن میسازد.
در مارس ۲۰۱۸، در سواحل شبحوار و متروک دریای سالتون ایستادم، که زمانی یک مقصد تفریحی هالیوودی در دهه ۱۹۵۰ بود و اکنون صحنهای از ویرانی وحشتناک است. با قدم زدن در میان کیلومترها ماهی خشک و مرده و مشاهده گرد و غبار سمی که از بستر دریاچه در حال عقبنشینی به هوا برمیخاست، شباهت عمیقی به دریای مرده در من ایجاد شد. هر دو حوضههای باستانی هستند که توسط انحراف رگههای طبیعی خود – رودخانه کلرادو و رود اردن – در حال خشک شدن هستند. این «دریاهای نمکی» یک تراژدی مشترک دارند: اکوسیستم در حال فروپاشی است زیرا ما استخراج را بر نبض اولیه زمین اولویت دادهایم.
سیستمهای آبی از مرزها فراتر میروند. آنها زبان مشترکی را ارائه میدهند که از طریق آن ملتها میتوانند همکاری کنند، حتی زمانی که گفتگوی سیاسی شکست خورده است.
در سفرهای اخیرم در غرب ایالات متحده، جریان رودخانه کلرادو را دنبال کردم، زیرا اکوسیستمهای وسیعی را تغذیه میکند. شباهتها به خاورمیانه غیرقابل انکار میشوند.
این چشمانداز، اساس «دیپلماسی آب مدنی» را تشکیل میدهد، مرحله بعدی همکاریهای منطقهای که بر اساس مسئولیت مشترک زیستمحیطی بنا شده و اعتماد را تقویت میکند. این رویکرد، مدیریت محیط زیست را به عنوان ستون اصلی ارتباطات برجسته میکند.
تعامل من با این رویکرد از طریق دعوت وزارت تغییرات اقلیمی و محیط زیست امارات متحده عربی آغاز شد و از آن زمان به رهبری برنامههای مردم به مردم با شرکای بحرینی گسترش یافته است. این ابتکارات نشان میدهد که چگونه مناظر مشترک میتوانند جوامع را گرد هم آورند و «ثبات استراتژیک» برای صلح ایجاد کنند.
ما از دوران «آژیرهای هشدار قرمز»، صدایی که از زندگی در مناطق بحرانی به خوبی میشناسم، فراتر میرویم و همان فوریت را برای «هشدارهای قرمز» زیستمحیطی که در طول رانش گل در مونتهسیتو احساس کردم، به کار میبریم. با رفتار با رودخانههایمان به عنوان گنجینههای مشترک به جای مرزهای مورد مناقشه، میراثی از همکاری را پرورش میدهیم.
مسیر شفا: سلامت، فردای ایران و آینده صلح
از زمان آغاز تحولات اخیر، تمرکز حرفهای من تغییر عمیقی به سمت تقاطع سلامت، خوددرمانی و حفاظت از طبیعت داشته است. در این دوران تروما و تابآوری، سفر بیش از یک فرار است؛ وسیلهای برای ارتباط عمیقتر و ریشهدارتر با زمین و هویتهای خودمان است. سلامت، به معنای واقعی کلمه، به معنای «پوست کندن» لایههای سطحی درگیری و نفس برای خودآگاهی بیشتر و ارتباط با «حیاط خلوت» خودمان است.
با هدایت افراد به محیطهای بکر و اولیه دریای مرده و دریاچه مونو، فضایی برای تأمل ایجاد میکنیم که با سکوت و حضور عناصر شکل میگیرد. در هوای سنگین و غنی از مواد معدنی این فضاهای باستانی، سر و صدای زندگی روزمره و درگیریها کاهش مییابد. آنچه باقی میماند، وضوح است. تنها زمانی که بتوانیم در این فضاهای ساکت و قدرتمند به خودمان گوش دهیم، میتوانیم واقعاً به دیگران گوش دهیم.
این فلسفه شفابخش به چشمانداز ما برای «فردای منطقه» و به ویژه گنجینههای نمکی در خطر انقراض ایران نیز گسترش مییابد. ما به آیندهای مینگریم که در آن بتوانیم با همکاریهای بینالمللی، به تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای نجات دریاچه ارومیه، «دریای سالتون» ایران، یاری رسانیم. جمهوری اسلامی ایران خود نیز تلاشهای گستردهای برای احیای این دریاچه انجام داده است و همکاریهای جهانی میتواند این تلاشها را تقویت کند. با ایجاد زیرساختهای دیپلماسی آب امروز، ما برای روزی آماده میشویم که بتوانیم در کنار مردم ایران و با همکاری مسئولان این کشور، دریاچههای نمکی را که جغرافیای مشترک، فرهنگ و هویت ما را تعریف میکنند، احیا کنیم.
بحرانها در دریای سالتون کالیفرنیا و دریاچه ارومیه در ایران، بخشهایی از یک روایت جهانی مشترک از غفلت و احیای بالقوه هستند که توسط همان رشتههای شکننده بقای اکولوژیکی به هم متصل شدهاند. ماموریت من این است که «راهکار دریای مرده» به هدیهای تبدیل شود که بتوانیم با ایران به اشتراک بگذاریم و تخصص خود را در دیپلماسی محیط زیست و گردشگری سلامت به ابزاری برای شفای منطقهای تبدیل کنیم.
ما فقط آب را نجات نمیدهیم؛ ما روح فرهنگی یک منطقه را احیا میکنیم. در آغوش بیزمان این دریاچههای خواهر، از صحرای یهودیه تا سیرا نوادا و کوههای ایران، این باور را مییابیم که شکنندهترین نقاط زمین میتوانند زادگاه پایدارترین صلح آن باشند.
همانطور که در آستانه دوران جدیدی ایستادهایم، تشخیص میدهیم که مسیر صلح با نمک این سواحل باستانی هموار شده است، و ثابت میکند که حتی در خشکترین محیطها نیز، امید میتواند شکوفا شود.
پورتال محیط زیست و تغییرات اقلیمی با همکاری دانشکده پایداری و تغییرات اقلیمی گلدمن سوننفلد در دانشگاه بن گوریون نگب تولید میشود. جروزالم پست تمام تصمیمات تحریریه مربوط به محتوا را حفظ میکند.
#دریای_مرده #دریاچه_ارومیه #دیپلماسی_آب #همکاری_منطقهای #حفاظت_محیط_زیست #تغییرات_اقلیمی #سلامت_طبیعت #احیای_دریاچهها #صلح_پایدار #منابع_آب_مشترک
