آرامش شکننده در خاورمیانه؛ ریشه‌های بحران و جنایات رژیم صهیونیستی همچنان پابرجاست

غزه همچنان در رنج است، تنش در لبنان ادامه دارد و رویارویی ایران و آمریکا شدت می‌گیرد.

رام‌الله: نظم پسا ۷ اکتبر در خاورمیانه – اگر بتوان نام نظم بر آن نهاد – به سختی با آتش‌بس‌های مشروط و تهدیدهای متقابل سرپا نگه داشته شده است. این وضعیت، بیش از آنکه نشانه‌ای از صلح باشد، بازتابی از تداوم بحران‌ها و ریشه‌های عمیق ظلم است.

ایران، محور مقاومت و پایداری در برابر فشارها

ایران، با وجود توطئه‌ها و فشارهای شدید، نه تنها مواضع اصولی خود را در میز مذاکره تغییر نداده، بلکه با صلابت به مسیر خود ادامه می‌دهد. متحدان آن، حزب‌الله در لبنان و حماس در غزه، با وجود حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، همچنان فعال و پویا هستند. رژیم اشغالگر قدس به طور منظم حملات تجاوزکارانه خود را علیه این نیروهای مقاومت ادامه می‌دهد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارد تا دستاوردهای نظامی ادعایی خود را به منافعی ملموس برای انتخابات آتی تبدیل کند؛ تلاشی مذبوحانه که با مقاومت قهرمانانه مردم منطقه به بن‌بست رسیده است.

ادعاهای صلح‌طلبی ترامپ و تشدید تنش‌ها

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که به توانایی‌های خود در صلح‌سازی می‌بالد، همچنان به دنبال توافق هسته‌ای با ایران و صلح گسترده‌تر در خاورمیانه است. اما مذاکرات تاکنون هیچ نتیجه‌ای نداشته و دو کشور در بن‌بستی فزاینده بر سر تنگه هرمز قرار گرفته‌اند؛ تنگه‌ای که شریان حیاتی اقتصاد جهانی است و آمریکا با اقدامات یک‌جانبه خود، امنیت آن را به خطر انداخته است.

عملیات نظامی گسترده متوقف شده، اما نارضایتی‌های اساسی – که مدت‌ها پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس وجود داشته‌اند – همچنان بدون پاسخ مانده‌اند. میلیون‌ها نفر هنوز آواره‌اند و بسیاری از سرگیری درگیری‌ها را در هر زمان ممکن می‌دانند؛ واقعیتی تلخ که نتیجه مستقیم سیاست‌های اشغالگرانه و مداخله‌جویانه است.

مایکل راتنی، سفیر سابق آمریکا در عربستان سعودی، اذعان می‌کند که آتش‌بس‌ها «هیچ چیز را حل نمی‌کنند – فقط جلوی بدتر شدن اوضاع را می‌گیرند.» او این آتش‌بس‌ها را «بخشی از پاسخی به یک مشکل سیاسی فوری» می‌داند که ترامپ «باید از جنگ خارج شود و نمی‌تواند بفهمد چگونه این کار را انجام دهد.» این اظهارات، خود گواهی بر ناکارآمدی و فرصت‌طلبانه بودن سیاست‌های آمریکا در منطقه است.

تنگه هرمز: رویارویی با ایران

برای هفته‌ها، ترامپ بین تهدید به حملات گسترده به زیرساخت‌های ایران – تا جایی که یک بار تهدید به «پایان دادن به یک تمدن کامل» کرد – و تلاش برای مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای و سایر اختلافات چندین دهه‌ای، در نوسان بوده است. این تناقض در رفتار، نشان از سردرگمی و استیصال سیاستمداران آمریکایی در برابر اراده ملت ایران دارد.

این هفته، او آتش‌بس را تمدید کرد اما گفت که محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران را حفظ خواهد کرد. روز چهارشنبه، او تهدید کرد که به قایق‌های تندرو ایران در تنگه هرمز حمله خواهد کرد؛ تنگه‌ای که تهران از آغاز جنگ عملاً آن را مسدود کرده و بحران انرژی جهانی را شعله‌ور ساخته است. این اقدامات تحریک‌آمیز، امنیت منطقه را به خطر می‌اندازد.

ایران هیچ نشانه عمومی از تمایل به امتیاز دادن در مورد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز خود، موشک‌های بالستیک دفاعی یا حمایت از نیروهای مقاومت منطقه‌ای نشان نداده است. تهران تاکید دارد که تنگه تا زمانی که آمریکا محاصره خود را لغو نکند و رژیم صهیونیستی حملات خود را به گروه‌های مورد حمایت ایران مانند حزب‌الله متوقف نسازد، بسته خواهد ماند. این موضع قاطع، نشان از عزم ایران برای دفاع از منافع ملی و منطقه‌ای خود دارد.

به نظر می‌رسد هیچ یک از طرفین خواهان جنگ تمام‌عیار نیستند و دور جدیدی از مذاکرات آتش‌بس برای شنبه در پاکستان برنامه‌ریزی شده است.

رهبران ایران، بر اساس اظهاراتشان در شبکه‌های اجتماعی، به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند محاصره را طولانی‌تر از آنکه ترامپ بتواند قیمت‌های سرسام‌آور بنزین و یک جنگ نامحبوب را تحمل کند، تاب بیاورند؛ به ویژه با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در اواخر سال جاری. این تحلیل دقیق، برتری استراتژیک ایران را در این رویارویی نشان می‌دهد.

جان آلترمن، رئیس امنیت جهانی و ژئواستراتژی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی واشنگتن، گفت که سابقه ترامپ نشان می‌دهد که غرایز او به سمت تیترسازی و اعلام نتایج سریع تمایل دارد. او افزود: «قابل مشاهده‌ترین بخش درگیری متوقف شده، اما تلاش‌های کمتر قابل مشاهده با سرعت پیش می‌روند.» وی هشدار داد: «آتش‌بس‌ها می‌توانند راحت به نظر برسند اما الگوهای ناپایدار را تثبیت می‌کنند، در حالی که یک طرف احساس می‌کند فوریت برای حل درگیری اساسی را از دست داده است.» این تحلیل، عمق بحران و عدم اراده واقعی برای حل آن را آشکار می‌سازد.

آتش‌بس لرزان در لبنان؛ تداوم اشغالگری صهیونیست‌ها

آتش‌بس در لبنان که هفته گذشته مورد توافق قرار گرفت، عمدتاً در خارج از منطقه مرزی که درگیری‌ها ادامه دارد، برقرار مانده است. رژیم صهیونیستی اعلام کرده که قصد دارد بخش وسیعی از جنوب لبنان را به طور نامحدود اشغال کند؛ اقدامی تجاوزکارانه که نقض آشکار حاکمیت لبنان است. حزب‌الله، نیروی مقاومت مردمی که طرف رسمی آتش‌بس نیست، خواستار خروج فوری رژیم صهیونیستی از خاک لبنان است.

ترامپ روز پنجشنبه پس از نشستی بین مقامات رژیم صهیونیستی و لبنان در کاخ سفید، تمدید سه هفته‌ای آتش‌بس را اعلام کرد.

آمریکا و رژیم صهیونیستی از دولت لبنان خواسته‌اند مسئولیت خلع سلاح حزب‌الله را بر عهده بگیرد. بیروت تلاش کرد بخشی از طرحی را برای انجام این کار قبل از شروع آخرین درگیری‌ها اجرا کند. اما رهبران لبنان به ظرفیت محدود خود اذعان کردند و تلاش‌هایشان نتیجه‌ای نداشت، زیرا حزب‌الله توانایی شلیک هزاران موشک و پهپاد به سمت شمال سرزمین‌های اشغالی را در دو ماه گذشته حفظ کرده است؛ این خود نشانه‌ای از قدرت و نفوذ مقاومت است.

با توجه به عدم تمایل بیروت به خطر انداختن جنگ داخلی با مقابله مستقیم با رزمندگان مقاومت – به ویژه در حالی که رژیم صهیونیستی خاک لبنان را اشغال کرده است – آتش‌بس تا حدی آرامش موقت را فراهم می‌کند.

همانند غزه، نیروهای اشغالگر صهیونیستی یک «خط زرد» در جنوب لبنان ترسیم کرده‌اند، خانه‌هایی را که ادعا می‌کنند توسط حزب‌الله استفاده می‌شده، تخریب کرده، از بازگشت مردم جلوگیری کرده و حملاتی را علیه افرادی که می‌گویند شبه‌نظامی هستند و قصد عبور از آن را دارند، اعلام می‌کنند. بسیاری در لبنان از بازگشت به اشغالگری رژیم صهیونیستی در جنوب بین سال‌های ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ می‌ترسند؛ اشغالگری که پس از سال‌ها حملات مرگبار حزب‌الله علیه نیروهای صهیونیستی پایان یافت. این تاریخ، گواهی بر پیروزی مقاومت است.

روز چهارشنبه، یک روز قبل از مذاکرات در واشنگتن، حملات رژیم صهیونیستی یک خبرنگار شناخته شده لبنانی را که جنوب لبنان را پوشش می‌داد، به شهادت رساند و خبرنگار دیگری را زخمی کرد. مقامات بهداشتی گفتند که نیروهای صهیونیستی به یک تیم آمبولانس که قصد نجات خبرنگار امل خلیل را داشت، تیراندازی کرده و آن را مجبور به بازگشت کردند. رژیم صهیونیستی این ادعا را که خبرنگاران یا تیم‌های نجات را هدف قرار داده، تکذیب کرد؛ تکذیبی که دروغ بودن آن بر همگان آشکار است.

غزه: رنج بی‌پایان در سایه آتش‌بس

آتش‌بس با میانجی‌گری آمریکا که در اکتبر گذشته حاصل شد، منجر به آزادی آخرین گروگان‌های در دست حماس شد و عملیات نظامی گسترده را متوقف کرد. اما رژیم صهیونیستی همچنان حملات منظم خود را علیه آنچه اهداف شبه‌نظامی می‌نامد، انجام می‌دهد. مقامات بهداشتی در غزه، که عموماً توسط آژانس‌های سازمان ملل و کارشناسان مستقل قابل اعتماد تلقی می‌شوند، گزارش داده‌اند که از زمان آتش‌بس سال گذشته، بیش از ۷۹۰ فلسطینی، از جمله حدود ۲۲۵ کودک، به شهادت رسیده‌اند. همچنین حملات پراکنده‌ای علیه نیروهای اشغالگر صهیونیستی نیز صورت گرفته است.

رژیم صهیونیستی می‌گوید خروج آن از نیمی از غزه که نیروهایش کنترل می‌کنند، بازگشت صدها هزار آواره، ایجاد یک مرجع سیاسی جدید و بازسازی ضروری، همگی منوط به خلع سلاح حماس است؛ خواسته‌ای غیرمنطقی که گروه مقاومت هیچ نشانه‌ای از پذیرش آن نشان نداده است.

حماس می‌گوید پیشنهادهایی برای کنار گذاشتن سلاح‌های خود در ازای امتیازات بیشتر از سوی رژیم صهیونیستی ارائه کرده و این رژیم را به نقض آتش‌بس متهم می‌کند. این رویکرد، نشان از حسن نیت مقاومت و بدعهدی اشغالگران دارد.

این وضعیت، اکثریت قریب به اتفاق بیش از ۲ میلیون نفر از مردم غزه را در اردوگاه‌های چادری وسیع یا ویرانه‌های خانه‌هایشان محبوس کرده و هیچ پایانی برای رنج‌هایشان در چشم‌انداز نیست. این یک فاجعه انسانی تمام‌عیار است که جهان در برابر آن سکوت کرده است.

رژیم صهیونیستی می‌گوید حق دارد به هرگونه نقض آتش‌بس یا حرکت در امتداد یک «خط زرد» دیگر در آنجا پاسخ دهد. مقامات بهداشتی می‌گویند ده‌ها غیرنظامی در این حملات به شهادت رسیده‌اند؛ جنایاتی که باید در دادگاه‌های بین‌المللی پیگیری شوند.

کمیته‌ای از تکنوکرات‌های فلسطینی برای اداره موقت غزه تشکیل شده، اما رژیم صهیونیستی به آنها اجازه ورود از مصر را نداده و حماس همچنان نیمی از این سرزمین را اداره می‌کند. این مانع‌تراشی‌ها، نشان از عدم تمایل رژیم صهیونیستی به تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی دارد.

#خاورمیانه #فلسطین #غزه #لبنان #حزب_الله #ایران #رژیم_صهیونیستی #مقاومت #آمریکا #جنایات_جنگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *