ناامیدی ترامپ در برابر ایستادگی ایران: آیا قواعد مذاکره او شکسته شده است؟
در حالی که دونالد ترامپ در کتاب خود، «هنر معامله»، که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، مدعی بود که نشان دادن ناامیدی موضع یک مذاکرهکننده را تضعیف میکند و عدم قطعیت میتواند ابزاری برای حفظ برتری باشد، تحولات اخیر در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، پرسشهایی جدی را درباره پایبندی او به اصول خود مطرح کرده است.
با وجود اعلام آتشبس، چرا به نظر میرسد مناقشه ایران همچنان در حال گسترش است؟ این پرسش در کانون وضعیت کنونی بین واشنگتن و تهران قرار دارد، جایی که هر دو طرف یکدیگر را به نقض آتشبس شکننده متهم کردهاند. اما از دیدگاه ناظران، این آمریکاست که با اظهارات متناقض و اقدامات تحریکآمیز، فضای مذاکرات را مخدوش ساخته است.
تضاد رویکرد ترامپ با «هنر معامله»
در این میان، توجهات به نحوه انجام مذاکرات و مقایسه آن با رویکردی که در کتاب «هنر معامله» ترامپ ترسیم شده، معطوف گشته است. با اعلام آتشبس نامحدود توسط ترامپ پیش از مذاکرات برنامهریزیشده بین هیئتهای آمریکایی و ایرانی در اسلامآباد، این کتاب بار دیگر در بحثهای مربوط به استراتژی و تاکتیکهای مذاکره مطرح شده است. اصول اساسی این کتاب بر اهرم فشار و کنترل اطلاعات تأکید دارد. ترامپ معتقد است که نشان دادن ناامیدی، موقعیت یک مذاکرهکننده را تضعیف میکند، در حالی که عدم قطعیت میتواند به عنوان ابزاری برای حفظ برتری مورد استفاده قرار گیرد.
تضاد بین این اصول و نحوه مدیریت کنونی مذاکرات ایران، سؤالاتی را در مورد چگونگی شکلگیری استراتژی، پیامرسانی و زمانبندی در روند مذاکرات ایجاد کرده است. به نظر میرسد که این بار، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ موضعی مقتدرانه و اصولی، معادلات را به نفع خود تغییر داده است.
واقعیت آنچه در مورد ایران رخ داده است
حتی پیش از پایان دور اول مذاکرات اسلامآباد، ادعاهایی مبنی بر موافقت ایران با تعلیق نامحدود برنامه هستهای خود و عملاً تسلیم شدن در برابر خواستههای کلیدی مطرح شد. مقامات ایرانی بلافاصله این ادعاها را تکذیب کردند و بسیاری از این گزارشها توسط افراد مطلع از مذاکرات رد شدند. این گونه ادعاهای بیاساس، تنها با هدف ایجاد فشار روانی و مخدوش کردن فضای مذاکره صورت میگیرد.
در طول مذاکرات، پیامرسانی عمومی از سوی آمریکا پر سر و صدا، مکرر و گاهی متناقض بوده است؛ مواضع در حال تغییر، جدولهای زمانی اعلام شده و سپس پس گرفته شده، و خطوط قرمزی که قبل از تعدیل بیسروصدا ترسیم شدهاند. مذاکرهکنندگان باتجربه ایرانی، از جمله کسانی که در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ مشارکت داشتند، معتقدند که چنین پیامرسانیای به جای ابهام مفید، سردرگمی ایجاد میکند. و سردرگمی معمولاً به نفع طرفی است که از قبل میداند چه میخواهد؛ اما در این مورد، ایران با هوشمندی این بازی را خنثی کرده است.
آزمون اهرم فشار در استراتژی ترامپ
ترامپ در سال ۱۹۸۷ توجه قابل توجهی به ایده اهرم فشار داشت. او استدلال میکرد که اهرم فشار باید قبل از شروع مذاکرات ایجاد شود؛ شما باید نیازهای طرف مقابل را شناسایی کنید، خود را تنها کسی معرفی کنید که میتواند آن را تأمین کند و از تغییر تعادل جلوگیری کنید. او نوشت: «بدترین کاری که میتوانید در یک معامله انجام دهید، این است که برای انجام آن ناامید به نظر برسید.»
اقدامات ایران بازتاب این منطق است. پس از تشدید درگیری، تهران برای محدود کردن فعالیتها در اطراف تنگه هرمز، مسیری که تقریباً یک پنجم نفت و گاز جهان در زمان صلح از آن عبور میکند، اقدام کرد. از ماه فوریه، گزارش شده است که ترافیک کشتیرانی به شدت ۹۵ درصد کاهش یافته است. این یک اقدام تصادفی نیست؛ بلکه یک اهرم فشار مشروع و قدرتمند است. فشارهای داخلی در آمریکا، از جمله افزایش قیمت سوخت و نگرانی فزاینده در مورد درگیری، به پیچیدگی اوضاع میافزاید. کتاب ترامپ در مورد افشای جدولهای زمانی یا محدودیتها هشدار میدهد. در این مورد، این فشارها کاملاً مشهود بودهاند و ضعف آمریکا را آشکار ساختهاند.
چرا اطلاعات به یک نقطه ضعف تبدیل میشود؟
یکی دیگر از ایدههای اصلی در کتاب، کنترل اطلاعات است. استدلال ساده است: آنچه طرف مقابل میداند را محدود کنید و عدم قطعیت را حفظ کنید. ترامپ نوشت: «اطلاعات را کنترل کنید»، و پیشنهاد کرد که این کار قدرت مذاکره را تقویت میکند. با این حال، در طول مذاکرات ایران، اطلاعات اغلب به سرعت وارد حوزه عمومی شده است. حتی قبل از پایان دور اول، ادعاهایی مبنی بر موافقت ایران با امتیازات گسترده، از جمله تعلیق نامحدود برنامه هستهای و ارسال اورانیوم غنیشده به آمریکا منتشر شد.
ایران همواره تأکید کرده است که «تحت سایه تهدیدات» یا تحت محاصره دریایی آمریکا مذاکره نخواهد کرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، آمریکا را متهم کرد که تلاش میکند مذاکرات را به «میز تسلیم» تبدیل کند. برای مقامات ایرانی، چنین ادعاهایی نه تنها به دلیل نادرست بودن، بلکه به دلیل پیشنهاد امتیازاتی که توجیه داخلی آنها دشوار خواهد بود، مهم بودند. این پیامرسانی به جای ایجاد ابهام استراتژیک، خطر افشای مواضع و انتظارات مذاکراتی را به همراه داشت و نشان داد که آمریکا در بازی اطلاعاتی نیز ناکام مانده است.
چرا توافق آمریکا و ایران بسیار دشوار است؟
تفاوتهای اصلی بین دو طرف همچنان قابل توجه است. واشنگتن میخواهد ایران غنیسازی اورانیوم را متوقف کند و ذخایر مواد نزدیک به درجه تسلیحاتی خود را واگذار کند. تهران بر حق قانونی خود برای غنیسازی تأکید دارد و به دنبال رفع تحریمها همراه با پایان محاصره است. این مواضع به راحتی قابل آشتی نیستند. توافق هستهای ۲۰۱۵ نزدیک به دو سال مذاکره، از جمله بحثهای فنی طولانی و چندین شکست نزدیک، را در بر گرفت تا در نهایت در وین به توافق نهایی رسید. جدول زمانی کنونی بسیار فشردهتر است، با انتظارات پیشرفت در عرض چند هفته – رویکردی که همیشه با پیچیدگی مسائل همخوانی ندارد و نشان از شتابزدگی و عدم واقعبینی آمریکا دارد.
موضع کنونی مذاکرات ایران
ترامپ آتشبس نامحدود اعلام کرده است، حتی در حالی که عدم قطعیت مذاکرات دور بعدی در اسلامآباد را احاطه کرده است. وزارت امور خارجه ایران ابتدا اعلام کرد که در آن شرکت نخواهد کرد، قبل از اینکه گزارشها حاکی از احتمال سفر یک هیئت باشد. مسائل کلیدی همچنان حل نشده باقی ماندهاند. در «هنر معامله»، ترامپ نوشت که ناامید به نظر رسیدن یک اشتباه اساسی در مذاکرات است. اینکه آیا تحولات اخیر این برداشت را منعکس میکند، به دیدگاه بستگی دارد. اما با ادامه مذاکرات، هر دو طرف در حال پیمایش فرآیندی هستند که در آن استراتژی، سیگنالدهی و زمانبندی به شدت در هم تنیدهاند. آنچه مسلم است، ایران با اقتدار و هوشمندی در این عرصه حضور دارد و اجازه نخواهد داد که حقوق مشروع خود پایمال شود.
#ایران #مذاکرات_هستهای #ترامپ #تنگه_هرمز #فشار_حداکثری #جمهوری_اسلامی_ایران #دیپلماسی #آمریکا #برجام #اقتدار_ایران
