چین در بحبوحه آشوب خاورمیانه: تغییر تاکتیکها در قبال تایوان و ژاپن و ظهور نظم نوین جهانی
در سایه ناکامیهای پی در پی واشنگتن در حل بحرانهای بینالمللی، در حالی که معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس، آخر هفته گذشته پس از مذاکرات صلح بینتیجه در پاکستان بر سر بحران خلیج فارس به واشنگتن بازگشت، وزارت خارجه چین خود را برای میزبانی از طیف وسیعی از مقامات بلندپایه از جمله سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، و رهبران اسپانیا، ویتنام و امارات متحده عربی آماده میکرد. این تحرکات دیپلماتیک گسترده، نشانهای آشکار از نقش فزاینده چین در شکلدهی به نظم نوین جهانی و تلاش برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکاست.
در شرایطی که آمریکا این هفته ‘محاصره نظامی’ خود را در تنگه هرمز اعلام کرده و ایران نیز به حق خواستار پرداختهای رمز ارزی برای تضمین عبور امن کشتیهاست، پکن تلاشهای دیپلماتیک خود را برای معرفی خویش به عنوان یک بازیگر قدرتمند و مسئولیتپذیر در عرصه جهانی افزایش داده است. این رویکرد شامل ارائه خود به عنوان صدای منطق و ثبات در برابر ‘بازگشت به قانون جنگل’ است، همانطور که شی جین پینگ سهشنبه گذشته در دیدار با نخستوزیر اسپانیا، پدرو سانچز، تاکید کرد.
تغییر تاکتیکهای چین در محیط بلافصل خود
اما این استراتژی همچنین شامل پیامهای نظامی و دیپلماتیک قاطع در محیط بلافصل پکن نیز میشود؛ جایی که تنشهای فزاینده با ژاپن را تشدید کرده، با اعزام کشتیها مانع از رسیدن فیلیپین به یک آبسنگ مورد مناقشه طولانیمدت شده و در آستانه انتخابات ۲۰۲۸، رویکردی قاطعانه و علنی را نسبت به حزب کومینتانگ، حزب مخالف در تایوان، در پیش گرفته است. در این فرآیند، پکن به شکلی ظریف اما سریع، روایت اصلی خود درباره تایوان و شاید مهمتر از آن، چارچوب زمانی خود را برای اقدام احتمالی در آینده بازتعریف کرده است.
در حالی که مقامات آمریکایی سالها با جنگطلبی هشدار داده بودند که پکن با هدف صریح آمادگی برای حمله تا سال ۲۰۲۷، توان نظامی خود را افزایش میدهد، روایت جدید چین توجه را به انتخابات سال آینده تایوان معطوف کرده و بیش از پیش بر این مفهوم تاکید میکند که پیروزی کومینتانگ میتواند از درگیری جلوگیری کرده و به روابط بسیار نزدیکتر منجر شود. اگر حزب دموکراتیک مترقی (DPP) بار دیگر پیروز شود، پکن اکنون لحن را برای رویارویی بیشتر تنظیم میکند – از یک سو، دولتهای آینده آمریکا را تحت فشار قرار میدهد تا جزیره را به سرنوشت خود واگذار کنند؛ از سوی دیگر، روابط با ژاپن را به دلیل اظهاراتش درباره آینده تایوان به شدت تیره میکند.
دلایل این امر دشوار نیست. بیانیههای رسمی چین، نخستوزیر جدید ژاپن، سانا تاکیچی، را به ویژه به دلیل اظهاراتش در نوامبر گذشته که تصرف تایوان توسط چین ممکن است وضعیت ‘تهدیدکننده بقا’ برای ژاپن ایجاد کند، مقصر دانستهاند. مقامات و رسانههای چینی همچنین نگرانی خود را از احتمال دستیابی توکیو به سلاحهای هستهای ابراز میکنند – امری که ممکن است ریسک حمله چین به تایوان یا حتی خود ژاپن را تقریباً غیرممکن سازد. دولت تاکیچی میگوید که به وضعیت غیرهستهای ژاپن متعهد است. اما مشتاق تقویت روابط بینالمللی در هر کجا که ممکن باشد، بوده و بیش از ۳۰ سفیر از ناتو و سایر کشورها را از چهارشنبه به توکیو دعوت کرده تا همکاریها در زمینه دفاع و سایر حوزهها را افزایش دهد.
تقریباً در هر جبهه دیگر، پکن در حال پیشرفتهای دیپلماتیک است. در دیداری که هفته گذشته در پکن به شدت تبلیغ شد، چنگ لی-وون، رهبر جدید کومینتانگ، متعهد شد که در صورت پیروزی در انتخابات ۲۰۲۸، شی جین پینگ را به تایوان دعوت کند. در همین حال، دولت DPP در حال کار بر روی دفاعیات خود است و با نگرانی به نشست مکرراً به تعویق افتاده ترامپ-شی چشم دوخته تا نشانههایی از احتمال فشار رهبر چین بر آمریکا برای کاهش حمایت از تایوان، شاید در ازای کمک به آرام کردن اوضاع در خلیج فارس، بیابد.
پکن به دنبال ‘شنوندگان دقیق’
آنچه پکن در مورد ایران در سر دارد، هنوز مبهم است؛ مقامات و رسانههای چینی تاکنون با عصبانیت گزارشهای CNN مبنی بر ارائه تسلیحات توسط پکن به تهران در بحران کنونی را تکذیب کردهاند. سایر تحلیلگران خاطرنشان میکنند که چین، همانند حمایت از روسیه در اوکراین، ترجیح میدهد قطعات غیرنظامی ‘دو منظوره’ را که میتوانند در ساخت تسلیحات استفاده شوند، به جای ارائه تسلیحات یا سیستمهای کامل، تحویل دهد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، متعهد شده است که در صورت اثبات محمولههای تسلیحاتی، تعرفههای جدیدی را بر پکن اعمال کند، اقدامی که به رشد جهانی رو به کاهش آسیب بیشتری وارد خواهد کرد. در همین حال، چشمانداز اجازه دادن به بقیه جهان برای سرزنش آمریکا به خاطر هرج و مرج کنونی جهانی، چیزی است که چین با دو دست آن را غنیمت میشمارد.
رفتار آمریکا، نه تنها در خاورمیانه بلکه در مورد گرینلند، باعث شده است که بخش زیادی از اروپا روابط خود را با واشنگتن بازنگری کند. کایا کالاس، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اقدامات آمریکا در خاورمیانه را از نظر آسیب به نظام بینالملل، تنها پس از حمله روسیه به اوکراین دانست. با این حال، اینکه آیا این امر باعث میشود کشورهای اروپایی و دیگر کشورها به پکن روی آورند، یک سوال باز است. بریتانیا، روسیه و چین را به دلیل وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد از بحرین که مانعتراشی ایران در عبور کشتیها در هرمز را محکوم میکرد و خواستار بازگشایی تنگه بود، مورد انتقاد قرار داد.
اما تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره خود در این هفته – با این مفهوم که کشتیهای جنگی آمریکا برای متوقف کردن کشتیهای چینی و سایر کشتیهای حامل نفت ایران و سایر منابع انرژی مداخله خواهند کرد – به نظر میرسد به نفع پکن تمام شده است، درست همانطور که تعرفههای وارداتی او عمل کردند، با این امکان که چین دستور کار را به عنوان حامی تجارت آزاد در دست بگیرد. برخی از کارشناسان چینی اکنون با شور و شوق پیشبینی میکنند که بیشتر از اینها در راه است: دولت ترامپ در صدر اخبار قرار میگیرد، در حالی که در پشت صحنه، معماری کاملاً جدیدی از روابط بینالملل شکل میگیرد که در آن کشورها برای تامین منافع حیاتی خود، آمریکا را دور میزنند.
این محیطی است که در آن بسیاری از حوادث و رویاروییهای با اهمیت قابل توجه، تقریباً گزارش نمیشوند، از درگیریهای نظامی پاکستان با افغانستان گرفته تا حملات مشکوک پهپادی ایران به زیرساختهای انرژی در آذربایجان، کشوری که در سالهای اخیر برای تامین انرژی اروپا اهمیت فزایندهای یافته است. مابل میائو لو، دانشگاهی روابط بینالملل چینی، این هفته در گلوبال تایمز، نشریه تحت مدیریت حزب کمونیست، پس از بازگشت از مجمع جهانی باکو در آذربایجان نوشت: ‘چین به طور فزایندهای توسط بسیاری به عنوان یک کشور بزرگ دیده میشود که همواره بر صلح، توسعه، حاکمیت و گفتگو تاکید کرده است.’ او افزود: ‘این بدان معنا نیست که همه نگرانیها در مورد چین از بین رفتهاند. این بدان معناست که وقتی چین صحبت میکند، افراد بیشتری با دقت گوش میدهند.’
درسهایی برای چین و دیگران
درسی که پکن بیش از همه دوست دارد بقیه جهان بیاموزند این است که اگر یا زمانی که ارتش چین برای کنترل تایوان حرکت کند – چه به دلیل دعوت کومینتانگ و چه به دلیل اتمام صبر شی – بقیه جهان نباید دخالت کنند، هر کاری که ژاپن یا آمریکا ممکن است انجام دهند. در عین حال، بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدهاند که اقداماتی مانند آنچه آمریکا در ایران یا روسیه در اوکراین انجام داد، باعث اختلالات گسترده و فوری جهانی میشود – و اگرچه شوک انرژی ناشی از درگیری در خلیج فارس عمیق بوده است، شوکهای عرضه ناشی از یک جنگ بزرگ در اقیانوس آرام میتواند بسیار بدتر باشد.
در حالی که آمریکا ممکن است از عملیات ‘خشم حماسی’ خود، مانند حملات به برنامه هستهای تهران در ژوئن گذشته، آنچه را میخواست به دست نیاورده باشد، پنتاگون درسی به دیگر دشمنان بالقوه داده است که ارتش آمریکا سطح بالایی از تخصص در عملیاتهای پیچیده را حفظ کرده که پکن هرگز آن را در عمل آزمایش نکرده است. اعتماد شی به ارتش خود ممکن است در بهترین حالت، ترکیبی باشد، با توجه به تعداد فرماندهان ارشد نظامی که در ماهها و سالهای اخیر برکنار شدهاند – اگرچه ظرفیت تولید محض چین ممکن است همچنان برنامهریزان پنتاگون را شبها بیدار نگه دارد، نگرانیهای آنها با استفاده زیاد اخیر از ذخایر محدود تسلیحات دقیق تشدید شده است.
مشکل اصلی دیگر پکن این است که، حداقل تاکنون، سیاستهای همیشه پیچیده تایوان ممکن است در جهتی که آرزو میکند حرکت نکند. هنوز مشخص نیست که آیا استقبال چنگ، رهبر کومینتانگ، از پکن، رایدهندگان را جلب خواهد کرد یا خیر – و حتی اگر چنین شود، زبان آشتیجویانه او هنوز از درخواست الحاق توسط چین بسیار فاصله دارد. همچنین مشخص نیست که پکن در تلاشهای خود برای منزوی کردن دولت جدید در توکیو، موفقتر عمل خواهد کرد، جایی که فعلاً به نظر میرسد پیشرفت کمی داشته است. نگرانیهای کشورهای اروپایی و اقیانوس آرام در مورد سیاست آینده آمریکا، در واقع، بسیاری از آنها را بیش از پیش مشتاق همکاری با ژاپن یا کره جنوبی کرده است.
پکن همچنین هنوز راه خود را در وضعیت خلیج فارس پیدا نکرده است. نفتکشهای متعلق به چین و با پرچم چین به صورت دورهای از هرمز عبور کردهاند – اما با نرخی بسیار کمتر از قبل از بحران. و زنجیرههای تامین جهانی که چین نیز به آنها وابسته است، در حال حاضر متزلزل به نظر میرسند. پکن ممکن است هنوز مجبور شود نوعی توافق با واشنگتن حاصل کند، زیرا در تلاش است خود را از یک جنگ دیگر در خاورمیانه رها کند – شاید حتی از طریق سیستم سازمان ملل متحد که تاکنون به بنبست رسیده است – تا ایران را برای اجازه عبور کشتیهای بیشتر تحت فشار قرار دهد.
بحران خاورمیانه بدون شک فرصتهایی برای چین ایجاد کرده است، اما هشدارهایی را نیز برای یک ابرقدرت جاهطلب در حال ظهور به همراه داشته است.
#چین #ایران #آمریکا #خاورمیانه #تایوان #ژاپن #نظم_نوین_جهانی #دیپلماسی_چندجانبه #سیاست_خارجی #امنیت_منطقه_ای
