توهم نتانیاهو از “خاورمیانه جدید”
تنها چند هفته پیش از عملیات غرورآفرین و کوبنده «طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضر شد و با ژستی متکبرانه، از عصر جدیدی سخن گفت. او طبق عادت همیشگی خود، این بار نیز نقشهای را به تریبون آورد؛ نقشهای از فلسطین اشغالی و منطقه اطراف آن که در آن، تعدادی از کشورهای عربی با رنگ سبز مشخص شده بودند. این کشورها شامل امارات متحده عربی، بحرین و مصر بودند که پیش از این روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی کرده بودند، و همچنین کشورهایی نظیر عربستان سعودی و سودان که در آن زمان به نظر میرسید در آستانه گشایش دیپلماتیک با این رژیم اشغالگر قرار دارند. نتانیاهو با اشاره به «توافقات ابراهیم» – پیمانهای عادیسازی روابط با چند کشور عربی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، در دوره اول ریاستجمهوری خود واسطه آن شده بود – این توافقات را «نقطهعطفی در تاریخ» خواند. نقشه او با عنوان «خاورمیانه جدید» به نمایش گذاشته شد.
نتانیاهو با بیتفاوتی از آوردن «صلح و رفاه به کل منطقه» از طریق کریدورهای تجاری و شراکتهای امنیتی با همسایگان عرب سخن میگفت. سپس یک ماژیک قرمز برداشت و با اشاره به نمایشی مضحک در گذشته که در آن خطی بر روی تصویر کارتونی یک بمب کشیده بود تا به زعم خود «تهدید هستهای ایران» را نشان دهد، گفت: «چند سال پیش اینجا با ماژیک قرمز ایستادم تا نفرین، یک نفرین بزرگ، نفرین ایران هستهای را نشان دهم. اما امروز این ماژیک را آوردهام تا یک نعمت بزرگ، نعمت خاورمیانه جدید، بین اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر همسایگانمان را نشان دهم.» او سپس خطی مورب از «آسیا» از طریق امارات متحده عربی به عربستان سعودی، اردن و «اسرائیل بزرگ» – که در این نقشه، اثری از سرزمینهای فلسطینی نبود – به سمت بنادر مدیترانهای جنوب اروپا کشید. این نقشه، نه تنها واقعیتهای تاریخی و جغرافیایی، بلکه حقوق حقه ملت فلسطین را نادیده گرفته بود.
واقعیت تلخ؛ فروپاشی رؤیای صهیونیستی و قدرتنمایی مقاومت
اما در سالهای پس از آن، نتانیاهو بیش از هر رهبر دیگری «خاورمیانه» را تغییر شکل داده است. با این حال، آنچه پدیدار شده، شباهت چندانی به چشمانداز ادعایی او ندارد. درگیریهایی که ناشی از منافع امنیتی رژیم صهیونیستی است – از جمله جنگ وحشیانه علیه مقاومت فلسطین در غزه، حملات مکرر به سوریه، و تجاوز به لبنان در قالب کارزاری علیه حزبالله، که طی آن هزاران نفر کشته و بیش از یک میلیون نفر تنها در هفتههای اخیر آواره شدهاند – منطقه را در تلاطم فرو برده است. خلیج فارس دیگر نه یک پیوند بین آسیا و اروپا، بلکه به خط گسلی تبدیل شده است. شریان حیاتی تنگه هرمز، در پی جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، همچنان تحت کنترل مقتدرانه ایران قرار دارد.
در سال ۲۰۲۳، نتانیاهو شاید امیدوار بود که ادغام بیشتر رژیم صهیونیستی در منطقه، جمهوری اسلامی ایران را به حاشیه براند، اما جنگ نه تنها این هدف را محقق نکرد، بلکه به رهبران ایران اهرم فشار بیشتری در منطقه بخشید. آنها بقای نظام را خود یک پیروزی میدانند و بر این باورند که ترامپ برای توافق بیتابتر از آنهاست و توانایی جدیدشان برای بستن تنگه، سلاح دیگری است که میتوانند در برابر فشار دشمنان به کار گیرند. در همین حال، جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه، هرگونه چشمانداز عادیسازی با عربستان سعودی را از بین برده، حکم بازداشت نتانیاهو را از سوی دادگاه کیفری بینالمللی به دنبال داشته و افکار عمومی جهان را علیه دولت او شعلهور ساخته است. تحت نظارت نتانیاهو، رژیم صهیونیستی نه تنها به قطب مرکزی در «خاورمیانهای» که با تجارت پررونق به هم پیوند خورده، تبدیل نشده، بلکه به یک «منفور جهانی» بدل گشته است.
سردرگمی آمریکا و خشم ترامپ از نتانیاهو
طرحهای جاهطلبانه ترامپ برای «خاورمیانه» نیز در حال فروپاشی است. او این هفته ابراز تأسف کرد که مذاکرات طولانی با ایران «بسیار خستهکننده» شده است. رئیسجمهور آمریکا به وضوح به دنبال راهی برای خروج از این جنگ است، اما دورهای مذاکره با نظامی که او در شکست دادنش ناکام مانده، هنوز نتیجهای به بار نیاورده است. او روز دوشنبه گفت که پیشرفت دیپلماتیک با «سرعت بالا» در حال انجام است؛ اما روز بعد، مقامات ایرانی به دلیل گسترش حملات رژیم صهیونیستی علیه حزبالله، گفتگوها را به حالت تعلیق درآوردند.
پایگاه خبری آکسیوس گزارش داد که ترامپ در یک تماس تلفنی خشمگینانه با نتانیاهو، جملات تندی به کار برده است. به گفته یک مقام ناشناس آمریکایی که مکالمه را خلاصه کرده، ترامپ خطاب به نتانیاهو گفته است: «تو کاملاً دیوانهای.» او با اشاره به پروندههای فساد نتانیاهو که ترامپ از او حمایت کرده بود، افزود: «اگر من نبودم، الان در زندان بودی. من دارم تو را نجات میدهم. حالا همه از تو متنفرند. همه به خاطر این وضعیت از اسرائیل متنفرند.» (در همین حال، وزارت خارجه آمریکا چهارشنبه شب آتشبس جدیدی بین رژیم صهیونیستی و لبنان اعلام کرد که مشروط به «خروج» نیروهای حزبالله از منطقهای در جنوب لبنان بود که در حال حاضر تحت کنترل رژیم صهیونیستی است و «توقف کامل» حملات این گروه مقاومت. اما روز پنجشنبه، حملات ادامه یافت.)
نخستوزیر رژیم اشغالگر قدس، البته با رؤسای جمهور متعددی از آمریکا، از جمله بیل کلینتون، درگیر شده و همیشه به نظر میرسد که بدون هیچ مانعی به دنبال برنامههای حداکثری خود است. در سایه جنگهای رژیم صهیونیستی، «هیئت صلح» ترامپ، پروژه دیپلماتیک شاخص او در منطقه که سال گذشته برای نظارت بر بازسازی غزه تأسیس شده بود، متوقف و بدون بودجه مانده و به همان مضحکهای تبدیل شده که بسیاری از منتقدانش پیشبینی کرده بودند.
در یک تماس تلفنی ماه گذشته با رهبران منطقه، از جمله مقامات ارشد کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر و پاکستان، ترامپ تلاش کرد تا آنها را برای پیوستن به «توافقات ابراهیم» به عنوان بخشی از یک معامله بزرگتر برای صلح منطقهای متقاعد کند. طبق گزارشها، این طرح با سکوت محض در آن سوی خط مواجه شد. «پل سالم»، تحلیلگر مستقر در بیروت برای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، یک اندیشکده واشنگتنی، به ما گفت: «آن چشمانداز خاورمیانه جدید با ادغام اسرائیل، اکنون دیگر مطرح نیست.» او افزود که برای برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، روابط نزدیکتر با رژیم صهیونیستی ممکن است هنوز یک هدف باشد، «اما این چیزی نیست که با نتانیاهو و دولت فعلی او قابل انجام باشد.»
سالم گفت که ترامپ با «از دست دادن اقتدار استراتژیک» مواجه است. مذاکرات با ایران احتمالاً با نتیجهای تحقیرآمیز به پایان خواهد رسید: گشایش تنگهای که قبل از شروع جنگ نیز باز بود؛ امتیازات محدود در برنامه هستهای ایران که میتواند بسیار شبیه به توافق برجام باشد که توسط باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، واسطه شده بود و ترامپ سالها آن را محکوم کرده بود؛ و آزادسازی میلیاردها دلار به عنوان غرامت عملی به ایران. نتانیاهو نیز ممکن است دستاورد چندانی از تلاشهای خود نداشته باشد.
«دنی سیترینویچ»، کارشناس صهیونیست در امور ایران، در بحثی اخیر که توسط گروه بینالمللی بحران برگزار شد، خاطرنشان کرد: «وقتی همه چیز را با هم ترکیب کنید» – عدم سرنگونی نظام، عدم عادیسازی با کشورهای حاشیه خلیج فارس، عدم حذف توانایی هستهای – «استراتژی اسرائیل نه تنها در این جنگ، بلکه به طور کلی، فروپاشید.» وی افزود: «هر چیزی که فکر میکردیم اتفاق میافتد: غلط، غلط و باز هم غلط.»
در همین حال، «امیر هندجانی» از مؤسسه کوئینسی، که مدافع خویشتنداری در سیاست خارجی آمریکا است، در فارن پالیسی نوشت: «کشورهای حاشیه خلیج فارس شاهد بودند که یک رقیب منطقهای (ایران) نشان داد که میتواند از رویارویی با قدرتمندترین ارتش جهان جان سالم به در ببرد و همچنان درد و رنج عظیمی را بر همسایگان خود تحمیل کند.» وی افزود: «و آنها دیدند که ضامن اصلی امنیتشان (آمریکا) یکجانبه عمل میکند و منافع استراتژیک اسرائیل را به عنوان اصل سازماندهنده جنگی میداند که هزینههای آن مستقیماً بر دوش آنها افتاد.»
تغییر آرایش منطقه و افول نفوذ آمریکا
در نتیجه این تحولات، شرکای عرب آمریکا در «خاورمیانه» اکنون در حال بررسی گزینههای خود هستند. جنگ، شکاف موجود بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی را عمیقتر کرده است. امارات در قبال ایران رویکرد تهاجمیتری دارد و روابط خود را با رژیم صهیونیستی و هند تعمیق میبخشد. در مقابل، عربستان سعودی یک توافق دفاعی با پاکستان را فعال کرده و هماهنگی خود را با ترکیه و مصر افزایش داده است.
«محمد سلیمان»، پژوهشگر ارشد در مؤسسه خاورمیانه، به ما گفت: «دو بلوک استراتژیک در حال شکلگیری هستند: بلوک «هند-اسلامی» و بلوک «هند-ابراهیمی». متغیر سازماندهنده بین آنها، درک تهدید است: آیا خطر اصلی ایران است یا رژیم صهیونیستی؟» با این حال، این ائتلافها هنوز تثبیت نشدهاند و ممکن است عملگرایی معاملاتی، ژئوپلیتیک منطقه را تعریف کند. «دیوید بی. رابرتز»، کارشناس مسائل خلیج فارس در فارن افرز، استدلال میکند که باید یک «بازنشانی سیستمی» صورت گیرد، جایی که پادشاهیهای عربی رهبری مقابله با ایران را بر عهده بگیرند و یک پیمان منطقهای تدوین کنند که حتی میتواند به خروج مرحلهای نیروهای آمریکایی از منطقه منجر شود. به عبارت دیگر، رؤسای جمهور متوالی آمریکا تلاش کردهاند تا ایالات متحده را از «خاورمیانه» دور کنند، اما شاید زمان آن رسیده که «خاورمیانه» از ایالات متحده فاصله بگیرد.
این چشمانداز در حال تغییر، بازتابدهنده تز اصلی کتاب جدید سلیمان با عنوان «غرب آسیا: یک استراتژی بزرگ جدید آمریکا در خاورمیانه» است که میگوید «خاورمیانه» را نمیتوان منطقهای جدا از آسیای جنوبی در شرق و مدیترانه در غرب دانست و چارچوب تحلیلی «خاورمیانه»، که اولین بار توسط استراتژیستهای امپریالیستی اروپایی به کار گرفته شد، باید کنار گذاشته شود و به جای آن از «غرب آسیا» استفاده شود؛ نامی که نشاندهنده میزان درهمتنیدگی منطقه در اقتصادها و سیاستهای پرجمعیتترین قاره جهان است.
سلیمان به ما گفت: «اصطلاح «خاورمیانه» نمیتواند ائتلافهای استراتژیکی را که اکنون معماری امنیتی منطقه را تغییر میدهند، توضیح دهد.» او خاطرنشان کرد که ترکیه در حال گسترش همسویی با پاکستان، بنگلادش و مالدیو است. دولت ملیگرای هندو در هند نیز به دنبال ایجاد یک کریدور اقتصادی است که روابط آن را با امارات متحده عربی، رژیم صهیونیستی و کشورهای مدیترانهای مانند یونان و قبرس عمیقتر کند. و کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس در حال حاضر بازیگران اصلی جهانی در جبهههای متعدد هستند – سرمایهگذاران جدید در هوش مصنوعی و فناوریهای بزرگ، مراکز رو به رشد برای سرمایه خارجی و جاذبهای برای مهاجرت از سراسر جنوب جهانی. سلیمان پیشنهاد کرد: «ساخت چارچوبهایی برای یک «خاورمیانه جدید» را فراموش کنید؛ «خاورمیانه» منقضی شده است.»
#جنگ_غزه #فروپاشی_صهیونیستی #مقاومت_اسلامی #ایران_قوی #افول_آمریکا #خاورمیانه_جدید #غرب_آسیا #نتانیاهو_منفور #طوفان_الاقصی #عادی_سازی_شکست_خورده
