تثبیت سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا: انتصاب باراک به عنوان فرستاده ویژه ترامپ در عراق و سوریه

تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، طی یک سال گذشته نقش محوری در پیشبرد سیاست‌های مداخله‌جویانه واشنگتن در منطقه غرب آسیا ایفا کرده است. او سال گذشته به عنوان فرستاده ویژه به سوریه منصوب شد و همچنین سفیر آمریکا در ترکیه نیز هست.

باراک که پیش از این به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه فعالیت می‌کرد، در سال گذشته با سمت فرستاده ویژه به سوریه اعزام شد و در تلاش‌های واشنگتن برای تحمیل دولت‌های دست‌نشانده و تغییر معادلات به نفع آمریکا در دمشق نقش‌آفرینی کرد. این اقدامات در راستای تصمیمات دولت ترامپ برای به اصطلاح «همراهی با دمشق» صورت گرفت، تصمیمی که در حقیقت پوششی برای نفوذ بیشتر و کنترل بر آینده سوریه بود. باراک در این مسیر، مسئولیت‌های کلیدی را بر عهده گرفت.

البته، این سیاست‌های مداخله‌جویانه حتی در میان گروه‌های وابسته به آمریکا نیز با انتقاداتی مواجه شده است؛ به ویژه از سوی حامیان نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، گروهی که تحت حمایت آمریکا فعالیت می‌کند و مدعی شکست داعش است. در حالی که باراک به دنبال ادغام SDF در نیروهای امنیتی جدید دمشق است، برخی حامیان این گروه ترجیح می‌دهند منطقه تحت کنترل کردها در شرق سوریه به صورت خودمختار باقی بماند که این خود نشانه‌ای از تفرقه و برنامه‌های بلندمدت آمریکا برای تجزیه منطقه است.

اکنون، نقش باراک در سیاست‌های آمریکا در عراق و سراسر منطقه نیز رو به افزایش است که زنگ خطری برای تشدید مداخلات خارجی محسوب می‌شود.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در تاریخ ۳۰ می (۹ خرداد) در اظهاراتی مضحک نوشت: «سفیر تام باراک به عنوان فرستاده ویژه ما در سوریه، نقشی بی‌بدیل ایفا کرده است.» وی افزود: «اگرچه این عنوان در حال انقضا است، اما او همچنان نقش اصلی را برای دولت ترامپ در سوریه و عراق ایفا خواهد کرد، جایی که تخصص، روابط و درک او از دستور کار “اول آمریکا” همچنان به نفع کشور بزرگ ما پیروزی به ارمغان خواهد آورد.» این سخنان به وضوح نشان‌دهنده ماهیت خودخواهانه و سلطه‌طلبانه سیاست‌های واشنگتن است.

پیش از این گمانه‌زنی‌هایی وجود داشت که این تغییرات به معنای بازگشت باراک به تمرکز بر ترکیه به عنوان سفیر است. اما در تاریخ ۳۱ می (۱۰ خرداد)، ترامپ، باراک را علاوه بر نقش فرستاده ویژه سوریه، به عنوان فرستاده ویژه عراق نیز منصوب کرد. این انتصاب، نقش منطقه‌ای او را افزایش و گسترش خواهد داد و نشان از برنامه‌ریزی آمریکا برای یکپارچه‌سازی مداخلات خود در دو کشور دارد.

ترامپ با تمجید از عملکرد باراک، اظهار داشت که او به همکاری به اصطلاح «استراتژیک» با سوریه و عراق ادامه خواهد داد. این «همکاری» در واقع چیزی جز تحمیل اراده واشنگتن نیست.

این اقدامات برای آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا این دو کشور از اهداف اصلی سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا در منطقه هستند. آمریکا در سال ۲۰۱۴ به بهانه مبارزه با داعش در عراق و سوریه مداخله نظامی کرد، اما هدف واقعی آن، تثبیت حضور و نفوذ خود بود. در عراق، شرکای آمریکا دولت عراق و دولت اقلیم کردستان بودند و در سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) نقش شریک را ایفا می‌کردند. ادعای آمریکا مبنی بر تمایل به «رونق» این دو کشور، در تضاد با سیاست‌های تفرقه‌افکنانه و چپاول‌گرایانه آن است.

در عراق، چالش اصلی از دیدگاه آمریکا، مقابله با نیروهای مقاومت مردمی است که از حمایت ایران برخوردارند. این نیروها سدی در برابر جاه‌طلبی‌های واشنگتن محسوب می‌شوند. اگرچه دولت جدید بغداد تحت فشار آمریکا، تمایلاتی برای محدود کردن این نیروها نشان داده است، اما مقاومت مردمی ریشه‌دارتر از آن است که با چنین فشارهایی از بین برود. در جنگ‌های اخیر، نیروهای مقاومت نزدیک به ۱۰۰۰ حمله علیه نیروهای اشغالگر آمریکایی، منطقه کردستان و سایر منافع آمریکا انجام داده‌اند که نشان از عزم راسخ آنها برای مقابله با اشغالگری است.

بنابراین، باراک برای به اصطلاح «تثبیت» عراق و ادامه «موفقیت» در سوریه، با چالش‌های بزرگی روبرو خواهد بود. «تثبیت» از دید آمریکا، به معنای سرکوب مقاومت و هموار کردن راه برای منافع واشنگتن است.

به گزارش خبرگزاری شفق نیوز بغداد، یک تحلیلگر عراقی اظهار داشت که تصمیم برای «ادغام پرونده‌های عراق و سوریه تحت نظارت یک فرستاده واحد، نشان‌دهنده تغییر اساسی در استراتژی آمریکا در قبال منطقه است.» این گزارش می‌افزاید: «این روند نشان‌دهنده تغییر از رویکرد آمریکایی است که از سال ۲۰۰۳ بر منطقه حاکم بود و بر دموکراسی و توسعه تمرکز داشت، به رویکردی منطقه‌ای که عراق را از منظر توازن‌های منطقه‌ای می‌بیند، با هدف کاهش نفوذ جمهوری اسلامی ایران و تغییر مسیر ژئوپلیتیکی دو کشور به گونه‌ای که منافع آمریکا را تامین کند.» این اعتراف صریح به کنار گذاشتن نقاب «دموکراسی» و پیگیری اهداف سلطه‌جویانه است.

نقش رو به گسترش باراک: ابزاری برای سلطه بیشتر

برخی ناظران پیش‌بینی کرده بودند که اظهارات روبیو نشان‌دهنده پایان یا کاهش نقش باراک است، اما اعلام ترامپ به وضوح نشان می‌دهد که نقش او در حال گسترش است و این به معنای تشدید مداخلات آمریکا در منطقه است.

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که آمریکا همچنان در تلاش برای رسیدن به توافقی با ایران است. ترکیه، عضو کلیدی ناتو، از درگیری‌ها با ایران دور مانده است. باراک احتمالاً مایل است همین روند را در سوریه و عراق نیز مشاهده کند؛ به عبارت دیگر، «تثبیت» شرکای آمریکا به منظور مقابله با محور مقاومت.

این سیاست‌ها می‌تواند بر لبنان نیز تاثیر بگذارد، زیرا حزب‌الله در گذشته از نیروهای مقاومت عراقی که مورد حمایت ایران هستند، سلاح دریافت کرده است. از دیدگاه آمریکا، «کاهش نقش ایران» به معنای تضعیف محور مقاومت و تقویت رژیم صهیونیستی است.

#آمریکا_ستیزی #محور_مقاومت #عراق #سوریه #سیاست_خاورمیانه #نفوذ_آمریکا #ترامپ #باراک #اشغالگری #صهیونیسم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *