تنش‌ها و بحران‌های اخیر در منطقه، اختلالات گسترده‌ای را در بازارهای جهانی کالا ایجاد کرده است. نفت خام، گاز طبیعی مایع (LNG)، کودهای شیمیایی، محصولات پتروشیمی و آلومینیوم از جمله کالاهایی هستند که با کمبود شدید عرضه، افزایش هزینه‌ها و نوسانات فزاینده مواجه شده‌اند.

نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) بیشترین آسیب را دیده‌اند، زیرا اختلال در تنگه هرمز، سهم قابل توجهی از جریان‌های انرژی جهانی را محدود کرده و بازارهای جهانی را با تنگنا و خطر کسری طولانی‌مدت عرضه مواجه ساخته است. صنایع پایین‌دستی نیز از این پیامدها در امان نمانده‌اند؛ کمبود کودهای شیمیایی امنیت غذایی را تهدید می‌کند، اختلالات پتروشیمی به تورم در صنعت پلاستیک دامن می‌زند و بازارهای آلومینیوم با بزرگترین کسری عرضه خود در دهه‌های اخیر روبرو هستند.

درگیری‌ها و تنش‌های تحمیلی در خاورمیانه، شوک‌های گسترده‌ای را در عرضه چندین کالا ایجاد کرده و تأثیر عمیقی بر صنایع جهانی انرژی، پتروشیمی، کشاورزی و کشتیرانی گذاشته است. اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز – که تقریباً ۲۷ درصد از تجارت دریایی نفت جهان را مدیریت می‌کند – منجر به کمبودهای تاریخی و فشار عملیاتی طولانی‌مدت بر زیرساخت‌های انرژی منطقه خلیج فارس شده است. برآوردها نشان می‌دهد که تعمیر تأسیسات آسیب‌دیده گاز طبیعی مایع (LNG) در قطر ممکن است تا پنج سال به طول انجامد.

حتی با وجود تلاش‌های جاری برای کاهش تنش‌ها، تغییر مسیر تانکرها و حق بیمه ریسک جنگی، انتظار می‌رود که قیمت‌های پایه انرژی و فرآورده‌های پالایشگاهی به طور ساختاری بالاتر باقی بمانند. در ادامه به ۵ کالای راهبردی که بیشترین تأثیر را از بحران‌های منطقه‌ای پذیرفته‌اند، می‌پردازیم.

۱. نفت خام

نفت خام بدون شک مهمترین کالای متأثر از این بحران است. تقریباً ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت به طور معمول از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند که شامل صادرات از عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر می‌شود. خریداران آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی به شدت در معرض این آسیب‌پذیری قرار دارند. قیمت‌های نفت خام عمدتاً تحت تأثیر اخبار و تحولات درگیری‌ها و کاهش تنش‌ها در کوتاه‌مدت بوده‌اند. در میان‌مدت و بلندمدت، خرید برای ذخایر استراتژیک، تمرکز بر ملی‌گرایی منابع و ذخیره‌سازی، و تأخیرهای لجستیکی ناشی از اختلال، از قیمت‌ها حمایت خواهد کرد.

با این حال، یک توقف طولانی‌مدت می‌تواند کسری فاجعه‌بار عرضه را به دنبال داشته باشد، ذخایر تجاری را تخلیه کند، حق بیمه محموله‌های فیزیکی را به سطوح تاریخی برساند و قیمت‌های معیار جهانی مانند برنت را به شدت افزایش دهد.

هنگامی که تحویل فوری تهدید می‌شود، قیمت‌های فیزیکی نفت خام (مانند فورتس دریای شمال) از قراردادهای آتی مالی جدا می‌شوند. خریداران برای بشکه‌های موجود و غیرمسدود، حق بیمه‌های هنگفتی می‌پردازند که منجر به تنگنای فوری در بازار فیزیکی می‌شود. توقف مسیرهای مستقیم صادراتی خلیج فارس، مسیرهای انحرافی طولانی را تحمیل می‌کند. تغییر مسیر تانکرها از اطراف دماغه امید نیک، جهش‌های عظیمی در حق بیمه دریایی و مدت زمان حمل و نقل ایجاد کرده و یک حق بیمه لجستیکی سنگین را در هزینه نهایی نفت خام فیزیکی جاسازی می‌کند.

۲. گاز طبیعی مایع (LNG)

قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG در جهان است که به طور سنتی حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع را تأمین می‌کند. این کشور که عمدتاً از شهر صنعتی عظیم رأس لفان فعالیت می‌کند، قراردادهای بلندمدت حیاتی را به بازارهای اصلی در آسیا از جمله چین، هند و ژاپن و همچنین اروپا عرضه می‌کند. تقریباً تمام محموله‌های LNG آن از تنگه هرمز عبور می‌کنند.

بازارهای گاز طبیعی با از دست دادن بخش عمده‌ای از عرضه گاز خاورمیانه در کوتاه‌مدت، عمدتاً به دلیل افزایش ظرفیت LNG در ایالات متحده در اواخر سال، به طرز چشمگیری خوب کنار آمده‌اند. با این حال، بازارهای LNG از نظر ساختاری تنگ‌تر از نفت هستند، زیرا تغییر مسیر عرضه جایگزین دشوارتر است و ظرفیت صادراتی مازاد محدود است. برخلاف نفت خام که در صورت بروز گلوگاه‌ها اغلب می‌توان آن را به خطوط لوله زمینی جایگزین یا از طریق بنادر منطقه‌ای مختلف منتقل کرد، LNG به زیرساخت‌های برودتی بسیار خاص و محلی نیاز دارد. LNG به طور کامل به کارخانه‌های مایع‌سازی اختصاصی در مبدأ صادرات و پایانه‌های بازگازسازی (یا FSRU) در مقصد متکی است. علاوه بر این، عرضه جایگزین از مناطق غیرخلیج فارس، از جمله ایالات متحده و استرالیا، برای جبران از دست رفتن حجم‌های خلیج فارس کافی نیست.

برای تعادل بازار، قیمت‌ها مجبور به افزایش چشمگیر خواهند شد و قیمت‌های لحظه‌ای LNG آسیا مانند JKM به شدت بالا می‌رود، تا زمانی که تخریب تقاضای صنعتی و سهمیه‌بندی اجباری برق رخ دهد.

۳. کودهای شیمیایی (اوره، آمونیاک، DAP)

این یکی از کم‌توجه‌ترین خطرات است. تولیدکنندگان منطقه خلیج فارس صادرکنندگان اصلی کودهای اوره، آمونیاک، گوگرد و فسفات هستند. تولید کود به شدت به گاز طبیعی، هم به عنوان سوخت و هم به عنوان ماده اولیه، متکی است. حملات به زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس و محاصره تنگه هرمز – که تقریباً یک سوم کودهای معامله شده در جهان را مدیریت می‌کند – باعث افزایش سرسام‌آور قیمت کودهای نیتروژن و فسفات، کمبود گسترده عرضه و افزایش هزینه‌های تولید شده است. قیمت‌های عمده‌فروشی کودهای نیتروژن مانند اوره و آمونیاک بی‌ آب در ایالات متحده ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش یافته است؛ قیمت کودهای مبتنی بر نیتروژن در سراسر جهان به شدت بالا رفته، در حالی که قیمت اوره در بازارهای آسیب‌پذیر شاهد جهش‌های شدیدی بوده است.

کشورهای آفریقای جنوب صحرا، هند، پاکستان و بنگلادش به دلیل گزینه‌های وارداتی محدود و هزینه‌های بالا، با تهدیدات قابل توجهی برای بازده محصولات داخلی و امنیت غذایی روبرو هستند. در حالی که اتحادیه اروپا مستقیماً کمتر به کودهای خاورمیانه وابسته است، کود نیتروژن اروپا با استفاده از گاز طبیعی تولید می‌شود. محدودیت در عرضه جهانی گاز، هزینه‌های تولید کود اروپا را به شدت افزایش داده است.

۴. پتروشیمی / نفتا

بحران‌های اخیر در منطقه، عرضه جهانی نفتا و محصولات پتروشیمی را به شدت محدود کرده و منجر به افزایش سرسام‌آور قیمت خوراک، کاهش تولید در کراکرهای بخار آسیایی و تورم گسترده در محصولات پایین‌دستی مانند پلاستیک و لوازم پزشکی شده است.

حاشیه سود پالایش نفتا نسبت به نفت خام برنت در آسیا از ۴۰۰ دلار در هر تن فراتر رفت، در حالی که قیمت‌ها در شمال غرب اروپا به بیش از ۹۰۰ دلار در هر تن رسید. از آنجایی که نفتا بلوک اصلی سازنده پلاستیک است، بازارهای مشتقات دچار تورم گسترده‌ای شده‌اند، به طوری که قیمت پلی‌اتیلن و پلی‌پروپیلن در بورس کالای دالیان بیش از ۳۵ درصد افزایش یافته، در حالی که رزین‌های پلاستیکی جهانی بیش از ۳۰ درصد جهش داشته‌اند. در نتیجه، تولیدکنندگان پتروشیمی آسیایی – که برای بیش از ۶۰ درصد از نفتای خود به خاورمیانه متکی هستند – با کمبودهای شدیدی روبرو شده‌اند که آنها را مجبور به کاهش نرخ عملیاتی و محدود کردن تولید می‌کند. درگیری‌ها و محاصره‌های متعاقب آن در تنگه هرمز، جریان پتروشیمی به ارزش تقریبی ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار را متوقف کرده و به شدت بر صادرات خاورمیانه از کشورهایی مانند قطر و کویت تأثیر گذاشته است.

کمبود پلی‌اتیلن مستقیماً زنجیره‌های تولید را مختل کرده است. به عنوان مثال، شرکت‌های غذایی در ژاپن به دلیل کمبود خوراک پلاستیکی مجبور به تغییر فرآیندهای بسته‌بندی خود شده‌اند. در همین حال، زنجیره‌های تأمین مراقبت‌های بهداشتی – از جمله اقلام وابسته به لاستیک مصنوعی و پلیمرها، مانند دستکش‌های پزشکی و سرنگ‌ها – افزایش هزینه‌ها تا ۴۰ درصد و تهدید به کمبودهای محلی را تجربه کرده‌اند.

۵. آلومینیوم

بازار جهانی آلومینیوم در حال حاضر با یک بحران وجودی عرضه مواجه است که ناشی از درگیری‌های خاورمیانه است. بازار جهانی آلومینیوم با بزرگترین کسری عرضه خود در بیش از ۲۵ سال گذشته روبرو است که ناشی از درگیری‌های نظامی در منطقه، ترکیبی حیاتی از حملات موشکی به ذوب‌کننده‌های بزرگ خاورمیانه و محاصره‌های کشتیرانی است که تا ۵ درصد از تولید جهانی را از بین برده است. محاصره کشتیرانی جاری، ۲۳ درصد از آلومینیوم صادر شده خارج از چین را مسدود می‌کند و همچنین جریان دریایی مواد خام حیاتی مانند آلومینا و بوکسیت کربن را متوقف می‌سازد. وال استریت اکنون کسری آلومینیوم تصفیه شده حداقل ۲ میلیون تن را تا پایان سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی می‌کند.

حملات موشکی مستقیم، چندین تأسیسات تولیدی حیاتی در منطقه خلیج فارس را از کار انداخته است، از جمله تأسیسات الطویله شرکت امارات گلوبال آلومینیوم در ابوظبی و کارخانه ذوب آلومینیوم بحرین که به شدت آسیب دیده‌اند. راه‌اندازی مجدد کارخانه‌های ذوب آلومینیوم که به طور کامل تعطیل شده‌اند، فرآیندی طاقت‌فرسا است که ۱۲ تا ۱۸ ماه برای بازسازی زمان می‌برد، به این معنی که این عرضه حتی در صورت کاهش فوری تنش‌های ژئوپلیتیکی، همچنان متوقف خواهد ماند.

خاورمیانه تقریباً یک پنجم واردات آلومینیوم آمریکا و اروپا را تشکیل می‌دهد. تولیدکنندگان غربی به دلیل تعرفه‌های سختگیرانه و تحریم‌های تجاری نمی‌توانند به راحتی به تأمین‌کنندگان جایگزین مانند چین یا روسیه روی آورند.

#اقتصاد_جهانی #تنگه_هرمز #نفت_خام #گاز_طبیعی_مایع #امنیت_غذایی #پتروشیمی #آلومینیوم #بحران_کالا #تنش_منطقه_ای #زیرساخت_انرژی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *