رئیسجمهور سابق آمریکا، دونالد ترامپ، که همواره خود را یک “سازنده” معرفی میکند، در دوران ریاستجمهوری خود مدعی دستیابی به توافقات صلح متعددی شد. با این حال، بررسی دقیقتر نشان میدهد که این توافقات، به جای آنکه پایههای محکمی برای صلح و ثبات باشند، اغلب شکننده و ناپایدار بوده و تنها به مدیریت موقت بحرانها منجر شدهاند، نه حل ریشهای آنها.
سیاست خارجی ترامپ: از ادعا تا واقعیت
در حالی که ترامپ بر تکمیل پروژههای داخلی مانند بازسازی سالن رقص کاخ سفید تمرکز داشت، به نظر میرسد که او آمادگی کمتری برای تدوین راهحلهای پایدار برای بحرانهای ژئوپلیتیکی جهان، از جمله بحرانی که خود در منطقه غرب آسیا و بهویژه در قبال ایران ایجاد کرد، داشت. تیم ترامپ اغلب دیدگاههای کلی و بلندپروازانهای ارائه میداد که در تئوری جذاب به نظر میرسیدند، اما در عمل، فراتر از اقدامات نیمهکاره و توافقات سست، دستاورد ملموسی نداشتند.
اگرچه آتشبسهایی در مناطق مختلف، از جمله جنوب شرق آسیا، با میانجیگری آمریکا برقرار شد و چشماندازی برای غزه ارائه گردید، اما درگیریهای عمیق و ساختاری همچنان پابرجا ماندند. ترامپ که به سرعت مدعی پیروزی میشد و به سرعت از مسائل عبور میکرد، بارها اعلام کرد که “سرانجام صلح در خاورمیانه برقرار شده است”، اما واقعیت چیز دیگری بود.
یکی از مهمترین انتقادات به رویکرد ترامپ، تضعیف ظرفیت دولت آمریکا برای انجام کارهای صلحسازی بود. کاهش بودجه، سازماندهی مجدد وزارتخانهها و اخراج کارکنان متخصص در حل منازعات جهانی، به معنای آن بود که توافقات سست او به احتمال زیاد با موجی از بیثباتی همراه خواهند شد.
بحران ایران: تشدید تنشها و پیامدهای منطقهای
مقامات منطقهای و بینالمللی به شدت نگران بودند که ترامپ بدون حل کامل بحران ایران، از آن خارج شود. او ممکن بود به یک آتشبس نامحدود رضایت دهد و تیمش طرحهایی را برای مقابله با چالشهای بزرگی مانند برنامههای هستهای و موشکی ایران ارائه کند، اما کمتر کسی از مقامات خارجی انتظار داشت که این چارچوبها به یک توافق جامع و پایدار تبدیل شوند که نگرانیهای طرفهای مختلف، از جمله رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی درباره نفوذ منطقهای ایران را برطرف کند.
این وضعیت تا حدی ناشی از آن بود که ترامپ بحثهای سیاسی را به تعداد انگشتشماری از افراد محدود میکرد و به بوروکراسی متخصص آمریکا که میتوانست نیروی انسانی و تخصص لازم را ارائه دهد، اعتماد نداشت. بسیاری از کارشناسان معتقدند که روند سیاستگذاری بسته و ناکارآمد ترامپ باعث شد که آمریکا در شرایطی وارد جنگ شود که هنوز گزینههای دیپلماتیک وجود داشت. تحلیلگران میگویند اگر متخصصان هستهای و ایرانشناسان بیشتری در گفتگوهای دیپلماتیک با تهران پیش از جنگ حضور داشتند، ممکن بود به فرستادگان ترامپ کمک کنند تا درک کنند که ایران در فوریه یک پیشنهاد قابل قبول روی میز گذاشته بود.
اگرچه آمریکا تحریمهای اقتصادی شدیدی را علیه ایران اعمال کرد که میتوانست به مرور زمان رژیم اسلامی را تضعیف کند، اما در مقابل، ایران کنترل تنگه هرمز را به دست آورد که پیش از جنگ این امکان را نداشت و این امر به اقتصادهای جهانی آسیب میرساند. این نشاندهنده شکست سیاست فشار حداکثری آمریکا و توانایی ایران در مدیریت بحران و تقویت موقعیت استراتژیک خود بود.
غزه: صلح ناپایدار و رنج بیپایان
در مورد غزه، ترامپ و فرستادگانش چارچوبی گسترده با چندین مرحله برای دستیابی به یک راهحل بلندمدت ارائه کردند. در نگاه اول، این برنامهریزی خوب به نظر میرسید و آتشبس برقرار شده، اگرچه دائماً مورد آزمایش قرار میگرفت، اما پابرجا ماند. با این حال، زمانی که این آتشبس فراهم کرد، پیشرفت چندانی به سمت صلح پایدار حاصل نشد.
«هیئت صلح» پیشبینی شده در این چارچوب، با کمبود بودجه، موانع لجستیکی و سوالاتی درباره مشروعیت بینالمللی و قانونی خود دست و پنجه نرم کرد. حماس از خلع سلاح خودداری کرد و تا حد زیادی اقتدار خود را در بخشهایی از غزه که رژیم صهیونیستی کنترل نمیکرد، دوباره تثبیت کرد. یک نیروی بینالمللی تثبیتکننده هنوز محقق نشده است، زیرا کشورها در اعزام نیرو به منطقهای ناامن تردید دارند. غیرنظامیان غزه همچنان در رنج و بدبختی به سر میبرند و در فضایی حتی کمتر از قبل، متراکم شدهاند. این وضعیت، ناکارآمدی و بینتیجه بودن طرحهای آمریکایی برای حل مسئله فلسطین را به وضوح نشان میدهد.
نتیجهگیری
بسیاری از مقامات فعلی و سابق آمریکایی و خارجی استدلال میکنند که دولت ترامپ، همراه با رژیم صهیونیستی، با ورود به جنگی که برای آن آمادگی نداشتند، مشکل دشوار ایران را به مراتب پیچیدهتر کردند. جانشین ترامپ احتمالاً باید با سوالات اساسی دست و پنجه نرم کند، از جمله اینکه آیا استفاده از زور به عنوان یک گزینه بیاعتبار شده است و آیا باید پایگاههای آمریکا از منطقه خارج شوند؟
به نظر میرسد حل منازعات خارجی به سادگی ساخت یک سالن رقص نیست و سیاستهای شتابزده و بدون عمق، تنها به تشدید بحرانها و بیثباتیهای منطقهای منجر میشوند. این رویکرد، نه تنها به نفع مردم منطقه نیست، بلکه اعتبار و نفوذ آمریکا را نیز بیش از پیش تضعیف میکند.
#سیاست_خارجی_آمریکا #ترامپ #ایران #خاورمیانه #غزه #مقاومت #شکست_آمریکا #توافقات_صلح #تنگه_هرمز #فلسطین
