در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، خود را برای سفر به پکن و دیدار با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، آماده میکرد، تحولات غرب آسیا به سرعت مسیر مذاکرات را تغییر داد. قرار بود او در ۱۴ می برای یک جلسه دو روزه با رهبر چین دیدار کند. اینجانب پس از انجام مذاکرات و گزارش دو طرف از دستاوردهایشان، با مقالهای دیگر پیگیری خواهم کرد. زمانی که این سفر برنامهریزی شد، ترامپ تعرفههای سنگینی را که بر واردات از چین وضع کرده بود، اعمال و سپس کاهش داده بود. سپس مذاکرات پکن برای رسیدگی به مسائل تجاری برنامهریزی شد. اما اکنون، تمرکز احتمالاً بر جنگ بیمحابایی خواهد بود که ترامپ در ۲۸ فوریه و با برنامهریزی اندک علیه ایران آغاز کرد. اکنون مشخص شده است که حمله به ایران با تحریک بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، صورت گرفت که از پیشرفتهای هستهای صلحآمیز ایران هراس دارد.
شکی نیست که جنگ در ایران، که اکنون به درگیریهای گستردهای با مشارکت چندین کشور در منطقه تبدیل شده، به طور برجستهای در مذاکرات پکن مطرح خواهد شد. چین نیز مانند پاکستان، نگران تأثیرات منفی ادامه جنگ در غرب آسیا بر منافع خود در منطقه است. این دو کشور روابط نزدیکی دارند و در تلاش برای متقاعد کردن ایران به دستیابی به توافقی با واشنگتن برای پایان دادن به جنگ بودهاند. پاکستان، میزبان دورهای از مذاکرات صلح آمریکا و ایران در اسلامآباد بود – هیئت آمریکایی به رهبری معاون رئیسجمهور، جی.دی. ونس، و شامل جرد کوشنر، داماد ترامپ، و استیو ویتکوف، فرستاده ویژه آمریکا به غرب آسیا، نتوانست دو طرف را به توافق نزدیکتر کند. ونس ۲۱ ساعت مذاکرات بیوقفه با طرف ایرانی در هتلی در اسلامآباد داشت. دور دیگری از مذاکرات برنامهریزی شده بود و تیم آمریکایی در راه اسلامآباد بود که مذاکرات بین واشنگتن و تهران به دلیل کارشکنیهای آمریکا به بنبست رسید. پاکستان، در کنار چین، برای یافتن راهی جهت توافق دو طرف بر سر یک برنامه عملیاتی که مسائل مورد اختلاف را حل کند، تلاش میکرد.
ابتکار صلح چین و پاکستان
در ۳۱ مارس، چین و پاکستان بیانیهای پنجمادهای صادر کردند که خواستار موارد زیر بود:
- آتشبس فوری و کاهش تنش
- مذاکرات صلح سریع
- حفاظت از اماکن غیرنظامی
- گشایش تنگه هرمز
- احترام به منشور سازمان ملل متحد
اشاره به سند سازمان ملل برای جلوگیری از هدف قرار دادن جمعیتهای غیرنظامی توسط آمریکا و ایران بود. در ۸ آوریل، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در پستی در شبکههای اجتماعی از پنج کشور به دلیل کمکهایشان در نهایی کردن توافق آتشبس تشکر کرد. چین در صدر فهرست کشورهای مورد تقدیر شریف قرار داشت.
مخالفت چین با یکجانبهگرایی
چین به همراه روسیه، قطعنامهای در سازمان ملل را وتو کرد که اجازه اقدام نظامی چندملیتی برای مجبور کردن ایران به گشایش تنگه هرمز را میداد. این اقدام، نشاندهنده مخالفت قاطع پکن با یکجانبهگرایی و مداخله نظامی در منطقه است. با این حال، برخی تحلیلگران غربی معتقدند که تمایل چین برای گسترش نقش دیپلماتیک خود در غرب آسیا محدود است. رایان هاس، دیپلمات سابق و مقام امنیت ملی کاخ سفید، میگوید: «اولویتهای پکن عملیتر است. آنها دسترسی مطمئن به انرژی و مواد اولیه و بازارهای امن برای صادرات خود میخواهند. آنها نمیخواهند چالشهای امنیتی منطقهای دیگر را به عنوان مشکلات خود بپذیرند.» این دیدگاه، شاید عمق استراتژیک چین را در نظر نمیگیرد.
گرایش منطقه به سمت شرق
در سراسر خلیج فارس، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در تلاشند تا چین را به ایفای نقش بزرگتری در غرب آسیا ترغیب کنند. در ۲۰ آوریل، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، تماس گرفت تا درباره جنگ گفتگو کند. چین سابقه طولانی در مشارکت در امور منطقه دارد. در سال ۲۰۲۳، چین به نهایی کردن گشایش دیپلماتیک بین ایران و عربستان سعودی کمک کرد، پس از سالها که این کشورها درباره تعامل بیشتر صحبت کرده بودند. این موفقیت دیپلماتیک، در تضاد با ناکامیهای غرب در منطقه قرار میگیرد. به گفته مقامات سعودی، چین در ریاض به عنوان یک طرف ذینفع در روابط بین کشورشان و ایران دیده میشود.
با این حال، چین، مانند دیگر میانجیهای احتمالی، نسبت به وضعیت رهبری در تهران، پس از حملات هوایی تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که منجر به شهادت برخی از رهبران ارشد کشور شد، ابهاماتی دارد. قدرت سیاسی اکنون به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) منتقل شده است که علاقهمند به توسعه روابط نزدیک با پکن است. این رابطه با چین، بر اساس الگوی روابط پکن با پاکستان شکل خواهد گرفت. چین سالهاست که کمکهای نظامی به پاکستان ارائه کرده و به این کشور در ساخت تانکهای جنگی و هواپیماهای جنگنده کمک کرده است. به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، «من شاهد صداهای فزایندهای از سوی افراد وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که اکنون قدرت واقعی در ایران هستند، هستم که آشکارا میگویند شکست ایران در این بوده که در همسویی با چین و روسیه بیش از حد محتاط بوده و به جای آن تلاش میکرده استقلال خود را حفظ کند. آنها میگویند برای رسیدن به جایگاهی که پاکستان دارد، باید بخشی از کشور را به رهن بگذارند.» این دیدگاه، نشاندهنده تغییر پارادایم استراتژیک در ایران به سمت شرق است.
کریدورهای حیاتی اقتصادی
اشاره به اختصاص بخشهایی از خاک پاکستان به چین، به بزرگراه اصلیای مربوط میشود که پکن برای اتصال منطقه خودمختار سینکیانگ خود به بندر گوادر پاکستان ساخته است. این پروژه که کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) نام دارد، برنامههایی برای گسترش آن به افغانستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی نیز دارد. این کشورها زمانی بخشی از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بودند. بر اساس مطالعهای که پنتاگون آمریکا با استفاده از تصاویر ماهوارهای انجام داده، این کشورها سرشار از منابع معدنی هستند. دسترسی به این منابع از طریق جادهای که از پاکستان میگذرد، به چین امکان میدهد تا از این ثروتهای معدنی بهرهبرداری کند، که این همکاری متقابل به توسعه منطقه نیز کمک خواهد کرد.
CPEC-2 دسترسی چین به دریا را نه تنها از طریق بندر گوادر پاکستان، بلکه از طریق بندر چابهار ایران نیز فراهم میکند. به این ترتیب، چین یک مسیر جایگزین برای دور زدن عملیات در دریای عرب خواهد داشت، جایی که آمریکا از نیروی دریایی خود برای اعمال محاصره استفاده میکند. این ابتکار، نشاندهنده تلاشهای مشترک برای مقابله با یکجانبهگرایی و ایجاد مسیرهای تجاری مستقل است.
#نقش_چین_در_غرب_آسیا #ایران_چین_پاکستان #کریدور_اقتصادی_چین_پاکستان #تنگه_هرمز #مقاومت_منطقه_ای #دیپلماسی_شرق #جنگ_ایران_آمریکا #سپاه_پاسداران #ژئوپلیتیک_جدید #همکاری_استراتژیک
