توماس فریدمن، ستون‌نویس برجسته روزنامه نیویورک تایمز و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، که به عنوان یکی از صاحب‌نظران غربی در امور خاورمیانه شناخته می‌شود، اخیراً در مصاحبه‌ای تفصیلی به بررسی ابعاد پشت پرده پروژه پرهزینه «لایو گلف» عربستان سعودی پرداخته است. این تحلیلگر که سابقه طولانی در حوزه ورزش گلف نیز دارد، نگاهی عمیق به دلایل شکست این طرح جاه‌طلبانه و پیامدهای آن برای رژیم ریاض ارائه کرده است.

صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی (PIF) طی پنج سال گذشته با صرف ۵ میلیارد دلار، تلاش کرد تا با راه‌اندازی تور گلف «لایو»، صنعت گلف حرفه‌ای را متحول کند؛ اما گزارش‌های متعدد حاکی از توقف حمایت مالی این صندوق از لیگ گلف مذکور پس از سال جاری است. فریدمن در این خصوص، ابعاد پنهان این شکست را روشن می‌سازد.

اهداف اولیه و شکست استراتژیک

فریدمن در پاسخ به سوالی درباره اهداف اولیه سعودی‌ها از پروژه لایو گلف و جایگاه آن در استراتژی کلی صندوق PIF، فاش می‌سازد که یک مقام ارشد سعودی در آن زمان تصور می‌کرد این پروژه باعث افزایش علاقه به گلف در عربستان خواهد شد. این اقدام در راستای استراتژی ولیعهد محمد بن سلمان برای جذب گردشگر، به ویژه گردشگری ورزشی، به عربستان سعودی بود. اما فریدمن به صراحت به آنها گوشزد کرده بود که راه جذب گردشگران گلف، سرمایه‌گذاری بر روی تورهای رقیب با بازیکنان بازنشسته نیست، بلکه ساخت زیرساخت‌های واقعی و دعوت از معماران برجسته گلف است. این اظهارات نشان می‌دهد که حتی کارشناسان غربی نیز از ابتدا به بی‌فایده بودن این رویکرد واقف بوده‌اند.

فریدمن با تأکید بر علاقه شخصی خود به گلف، اذعان می‌کند که هرگز حتی یک رویداد لایو گلف را تماشا نکرده و هیچ‌گاه به نتایج آن توجهی نداشته است. او این تور را ترکیبی از یک رویداد نمایشی و یک گردهمایی بزرگ شرکتی هفتگی توصیف می‌کند و می‌گوید ترجیح می‌دهد برای تماشای نمایش‌های یک گلف‌باز قدیمی هزینه کند تا برای لایو گلف. این دیدگاه یک تحلیلگر غربی، به خوبی نشان‌دهنده شکست این پروژه در جلب نظر حتی علاقه‌مندان واقعی گلف است.

«پول خون» و تناقضات رژیم سعودی

یکی از انتقادات همیشگی به لایو گلف، سابقه حقوق بشری رژیم سعودی و نقش احتمالی آن در حملات ضد آمریکایی بود که با عنوان «پول خون» شناخته می‌شود. فریدمن با دیدگاهی پیچیده به این موضوع می‌پردازد و اشاره می‌کند که عربستان سعودی پس از اشغال مسجدالحرام در سال ۱۹۷۹، به سمت یک چرخش راست‌گرایانه و افراطی رفت که برای این کشور و کل جهان عرب و اسلام فاجعه‌بار بود و به حوادثی نظیر ۱۱ سپتامبر کمک کرد. او اذعان می‌کند که دستور کار محمد بن سلمان، معکوس کردن این چرخش بوده است؛ از جمله اجازه رانندگی به زنان، گشایش عربستان به روی گردشگری و کاهش نفوذ پلیس مذهبی. اما فریدمن بلافاصله تأکید می‌کند که با وجود این «اصلاحات» ظاهری، عربستان همچنان یک سلطنت مطلقه است و «همین پادشاه مستبد در قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار و اصلاح‌طلب سعودی، همدست بود که یکی از نفرت‌انگیزترین اقداماتی است که تاکنون دیده است.» این تناقض آشکار، نشان‌دهنده ماهیت دوگانه و ریاکارانه حکام ریاض است که با یک دست به دنبال نمایش چهره‌ای مدرن هستند و با دست دیگر، منتقدان خود را سرکوب می‌کنند.

آینده «پول‌شویی ورزشی» در سایه شکست لایو گلف

با فرض توقف پروژه لایو گلف، این موضوع چه سیگنالی درباره استراتژی گسترده‌تر عربستان سعودی در استفاده از ورزش برای نفوذ جهانی می‌دهد؟ فریدمن معتقد است که لایو گلف از همان ابتدا یک «ایده بد» بود که توسط افرادی با «پول زیاد و قضاوت کم» طراحی شد. او تأکید می‌کند که این پروژه نه تنها به پاک کردن لکه ننگ قتل خاشقجی کمکی نکرد، بلکه با کشاندن این موضوع از صفحات اخبار به صفحات ورزشی، وضعیت را بدتر کرد. این شکست نشان می‌دهد که «پول‌شویی ورزشی» نمی‌تواند واقعیت‌های تلخ حقوق بشری و جنایات یک رژیم را پنهان کند و در نهایت، حقیقت خود را آشکار خواهد ساخت.

تأثیر تنش‌های منطقه‌ای و فشار اقتصادی بر ریاض

فریدمن در ادامه به نقش «جنگ ایران» (اشاره به تنش‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای) و وضعیت کنونی خاورمیانه در عقب‌نشینی احتمالی سعودی‌ها از لایو گلف می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که این تنش‌ها، مشکلی را که از قبل وجود داشت، تشدید کرد. حتی پیش از این درگیری‌ها، سعودی‌ها بسیاری از پروژه‌های ساختمانی داخلی را لغو یا کند کرده بودند، زیرا در تلاش بودند تا همزمان کارهای زیادی انجام دهند و متوجه شدند که این امر بیش از حد پرهزینه است. لایو گلف نیز در همین دسته قرار گرفت و «جنگ ایران» این روند را تشدید کرد. فریدمن تصریح می‌کند که صنعت نفت عربستان متحمل خسارات واقعی و پرهزینه‌ای از «حملات ایران» شده است و در آینده باید میلیاردها دلار بیشتر برای دفاع خود هزینه کند. اینجاست که محمد بن سلمان متوجه شد که این تور گلف، حتی یک گردشگر جدید را هم به عربستان نمی‌آورد و تنها یک «سوراخ مالی» بود که به راحتی می‌توان آن را تعطیل کرد. این تحلیل نشان می‌دهد که فشارها و آسیب‌های ناشی از مقاومت منطقه‌ای، حکام ریاض را وادار به بازنگری در سیاست‌های مالی و جاه‌طلبی‌های پوچ خود کرده است.

سوءمدیریت مالی در صندوق PIF

یاسر الرمیان، هم فرماندار PIF و هم رئیس لایو گلف است. فریدمن می‌گوید صندوق PIF با سایر صندوق‌های ثروت ملی بزرگ تفاوت دارد. در حالی که اکثر آنها در دارایی‌های نقد، سهام، اوراق قرضه و کالاها در سراسر جهان سرمایه‌گذاری می‌کنند، مأموریت PIF عمدتاً سرمایه‌گذاری در پروژه‌های ساختمانی برای ساخت عربستان سعودی جدید بوده است. به گفته فریدمن، «PIF امروز با کمبود نقدینگی مواجه است.» وال استریت ژورنال اخیراً گزارش داد که در سال ۲۰۲۴، بازدهی PIF «نزدیک به صفر» بوده است، در حالی که شاخص S&P ۲۵ درصد رشد داشته است. این صندوق روی کاغذ ثروتمند است، اما در واقعیت با کمبود نقدینگی دست و پنجه نرم می‌کند و هزینه‌های «جنگ ایران» نیز بر این مشکلات افزوده است. ناگهان، لایو گلف نه تنها به عنوان یک سرگرمی بی‌فایده توسط یک مقام سعودی شیفته گلف، بلکه به عنوان یک «تخلیه نقدی کاملاً غیرضروری» به نظر می‌رسد. این وضعیت مالی، عمق سوءمدیریت و اولویت‌بندی‌های غلط در رژیم سعودی را آشکار می‌سازد.

عربستان سعودی همچنان میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ خواهد بود و در فرمول یک، بوکس و تیم فوتبال نیوکاسل یونایتد سرمایه‌گذاری می‌کند. فریدمن معتقد است آوردن ورزش‌های حرفه‌ای به عربستان، کشوری جوان که زنان و مردان آن اکنون در لیگ‌های ورزشی حرفه‌ای شرکت می‌کنند، منطقی است. اما او تأکید می‌کند که تأمین مالی بازنشستگی بازیکنانی مانند سرجیو گارسیا، به ویژه در محیط اقتصادی جدید، چندان منطقی نیست. این نشان می‌دهد که حتی در میان جاه‌طلبی‌های ورزشی ریاض، برخی پروژه‌ها به دلیل بی‌فایده بودن و هزینه گزاف، قربانی شده‌اند.

اهمیت ارزش‌ها در مقابل پول

فریدمن که خود یک علاقه‌مند جدی به گلف است، در مورد بازگشت احتمالی ستارگان لایو گلف نظیر جان رام و فیل میکلسون به تور PGA، می‌گوید که این یک تصمیم دشوار است. او اذعان می‌کند که بسیاری از بازیکنان حرفه‌ای تور PGA، پیشنهادهای مالی هنگفتی را رد کردند تا «یکپارچگی و آینده تور» را حفظ کنند، به جای آنکه برای پول به لایو گلف بپیوندند. این موضع‌گیری، اهمیت ارزش‌ها و اصول اخلاقی را در مقابل وسوسه پول نشان می‌دهد و به نوعی تأیید می‌کند که پول کثیف نمی‌تواند همه چیز را بخرد.

فریدمن در پاسخ به این سوال که آیا عربستان سعودی پس از این شکست، از گلف حرفه‌ای دست خواهد کشید یا خیر، می‌گوید که از بازگشت عجولانه آنها به هر پروژه مشابهی در گلف شوکه خواهد شد. او این عقب‌نشینی را بخشی از یک «بازنگری اقتصادی گسترده‌تر» می‌داند که نشان‌دهنده درس‌هایی است که حکام ریاض از این تجربه پرهزینه گرفته‌اند.

درس‌هایی از یک پروژه شکست‌خورده

در نگاهی به پنج سال گذشته، فریدمن می‌گوید که طرفداران واقعی گلف به سنت‌ها و یکپارچگی این ورزش اهمیت می‌دهند. او تأکید می‌کند که اگرچه گلف یک تجارت است و ورزشکاران حرفه‌ای شایسته پاداش هستند، اما وقتی تمام تاریخ، ارزش‌های خیریه و سوابق تور PGA را کنار بگذارید و همه چیز را فقط به پول گره بزنید، بسیاری از هواداران را از دست می‌دهید. او می‌گوید: «چیزهایی هست که پول نمی‌تواند بخرد؛ و وقتی همه آن چیزها را قربانی کنید، با چیزی پوچ و توخالی روبرو خواهید شد.» این درس، فراتر از گلف، به همه حوزه‌های زندگی تسری می‌یابد و نشان می‌دهد که جاه‌طلبی‌های مادی‌گرایانه، بدون پشتوانه ارزش‌های اصیل، محکوم به شکست هستند.

فریدمن در پایان، درباره اینکه لایو گلف چه چیزی را در مورد توانایی آمریکا برای تعیین قوانین در ورزش جهانی آشکار می‌کند و آیا این یک ریزنمونه از تغییر قدرت ژئوپلیتیکی است که در آن سرمایه، نه اخلاق یا سنت‌ها، نتایج را دیکته می‌کند، می‌گوید که نباید بیش از حد به آن پرداخت. او این پروژه را یک «کسوف خورشید و ماه» توصیف می‌کند؛ افراد اشتباه در زمان اشتباه، با پول زیاد، ارزش‌های صحیح کم و قضاوت ضعیف. او این را یک روند نمی‌داند و امیدوار است که این پروژه «در آرامش بخوابد». با این حال، می‌توان از این شکست نتیجه گرفت که حتی با وجود سرمایه‌های عظیم، پروژه‌هایی که فاقد ارزش‌های اخلاقی و انسانی هستند، نمی‌توانند در بلندمدت موفق شوند و در نهایت به رسوایی و شکست منجر خواهند شد.

#لایو_گلف #عربستان_سعودی #پولشویی_ورزشی #محمد_بن_سلمان #حقوق_بشر #جمال_خاشقجی #شکست_پروژه #صندوق_سرمایه_گذاری_عمومی #خاورمیانه #فساد_مالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *