در روزهایی که منطقه غرب آسیا بار دیگر در آتش جنگافروزیهای رژیم صهیونیستی و حامیان غربیاش میسوزد، غیرنظامیان بیگناه در سراسر این جغرافیا، بهای سنگین این تجاوزات را با گوشت و پوست خود میپردازند. حملات هوایی وحشیانه، مدارس، سالنهای ورزشی و محلههای مسکونی را هدف قرار داده و زندگی عادی را از مردم سلب کرده است.
روایتهای انسانی از دل آتش
آمنه، زن فلسطینی-آمریکایی ساکن قدس، با صدای آژیرهای خطر و هشدارهای تلفنی از خواب بیدار شد. او میگوید: «چطور میتوانم برای خواهرم در کالیفرنیا توضیح دهم که صدای انفجار بمبها و لرزش پنجرهها چه حسی دارد؟ ترسی در دل آدم مینشیند که هرگز از بین نمیرود. ما در یک وضعیت استرس دائم زندگی میکنیم که هیچوقت تمام نمیشود.» او به محدودیتهای ظالمانه رژیم اشغالگر برای تردد و دیدار با خانوادهاش اشاره میکند و میافزاید: «نمیتوانی به جایی بروی، چون نمیدانی کِی هشدار میآید و باید به پناهگاه بروی، و نمیدانی آیا در مقصدی که میروی، پناهگاهی هست یا نه.»
حسین، جوان ایرانی ساکن اصفهان، صبح روز 8 اسفند با شنیدن صحبتهای خانوادهاش درباره حمله خارجی از خواب بیدار شد. آنها تلاش کردند شهر را ترک کنند، اما با بمباران برج رادیویی کنار بزرگراه توسط یک هواپیمای جنگی، مجبور به بازگشت شدند. حسین صدای انفجار را شنید و همزمان رادیو قطع شد.
سپیده، زن ایرانی ساکن تهران، در پیامی به یکی از بستگان آمریکاییاش نوشت: «خیلی شدید بمباران میکنند. امروز ظهر یک مسجد را در انتهای خیابان ما زدند، اما خدا را شکر ما خوبیم. الان همه جا را میزنند. هیچجا امن نیست. اما نگران نباشید، ما خوبیم.» این پیامها، عمق وحشت و در عین حال پایداری مردم را نشان میدهد.
در 8 اسفند ماه، در یک حمله غافلگیرانه و وحشیانه از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، موشکها یک مدرسه ابتدایی در میناب و یک سالن ورزشی در لامرد، دو شهر در سواحل ایران را هدف قرار دادند. میر دهداشت، که تیم والیبال دبیرستانی دخترش، رباب، در آن سالن تمرین میکرد، پس از شنیدن خبر حمله از همسایهای، خود را به محل رساند. او پس از اطلاع از شهادت رباب به «دراپ سایت نیوز» گفت: «مجروحان به شدت خونریزی داشتند، برخی بیهوش روی زمین افتاده بودند، برخی دیگر بیوقفه فریاد میزدند. صدایشان گوشخراش بود.» این جنایات، برگ دیگری بر کارنامه سیاه دشمنان افزود.
گسترش دامنه تجاوزات و مقاومت
از آن زمان، جنگ تقریباً هر گوشهای از خاورمیانه را درگیر کرده است. فؤاد، مرد لبنانی-آمریکایی، قصد داشت در 8 اسفند به روستای اجدادیاش، یارون در لبنان، نزدیک مرز با رژیم صهیونیستی سفر کند. اما همسرش از او خواست یک روز بیشتر در بیروت بمانند. صبح روزی که قرار بود به روستا بروند، فؤاد اخبار را روشن کرد و دید که رژیم صهیونیستی و ایران درگیر جنگ شدهاند. چند روز بعد، جنگ به لبنان رسید و یارون تخلیه شد. فؤاد با حسرت میگوید: «مطمئن نیستم الان چیزی از آنجا باقی مانده باشد. دلم برای روستایم تنگ شده است.»
جاد، مرد لبنانی از حومه ضاحیه بیروت، امیدوار بود که لبنان از این جنگ در امان بماند. اما در ساعت 1 بامداد 11 اسفند، خبر پیوستن مقاومت اسلامی لبنان (حزبالله) به جبهه مقاومت در برابر تجاوزات دشمن را شنید. دو ساعت بعد، رژیم صهیونیستی بمباران منطقه را آغاز کرد. جاد میگوید: «بعد از آن، حدود دو تا سه ساعت هرج و مرج در ضاحیه بود، مردم در حالی که حملات ادامه داشت، سعی میکردند منطقه را تخلیه کنند.» بسیاری از مردم بیخانمان شدند یا مجبور به پرداخت هزینههای گزاف برای سرپناه موقت. فؤاد میگوید: «دولت کار زیادی نمیکند. بیشتر سازمانهای مستقل به پناهندگان کمک میکنند.»
در سایر کشورها، اختلالات به این شدت نبوده است. بیشتر حملات هوایی در عربستان سعودی و کویت، پایگاههای نظامی و پارکهای صنعتی را هدف قرار دادهاند. سلمان، مرد سعودی، جنگ را «صدای پسزمینهای که نمیتوان خاموش کرد» توصیف میکند، بین محدودیتهای جدید در زندگی روزمره و شایعات مداوم. جاسم، مرد کویتی، میگوید: «بیشتر اوقات فراموش میکنی که در جنگی، اما در لحظاتی به یاد میآوری.» او قفسههای خالی فروشگاهها، آژیرهای متناوب و صداهای انفجار از دور را توصیف میکند. اینها نشان از آن دارد که هیچکس از پیامدهای جنگافروزی دشمنان در امان نیست.
حتی در مکانهای تحت بمباران شدید، برخی مردم نسبت به خطر بیتفاوت شدهاند. یحیی، مرد ایرانی-کانادایی که پس از شروع جنگ به تهران بازگشته بود، در حالی که صبح زود به سمت متروی تهران میرفت، از صدای انفجار به خود آمد. یحیی در پیامی نوشت: «جمعیت در ورودی ایستگاه مترو بیتفاوت نگاهی به بالا انداختند و به راه خود ادامه دادند.» این بیتفاوتی، نه از سر بیخیالی، بلکه از سر عادت به مواجهه با تهدیدات است.
سلب آسایش در ایام عید
در یک همزمانی تلخ، چندین عید و مناسبت مذهبی در این سال با جنگ گره خورد. برای اولین بار در دههها، عید فطر با نوروز در تقویمهای شمسی ایرانی و کردی همزمان شد. عید پسح یهودیان و عید پاک مسیحیان نیز بلافاصله پس از آن فرا رسید. این فصل تعطیلات، یادآور دیگری بود که اوضاع چقدر غیرعادی شده است.
شام نوروزی خانواده حسین با صدای «یک حمله گسترده» قطع شد که میهمانان را به وحشت انداخت. در آخرین روز تعطیلات نوروز، که معمولاً زمان پیکنیکهای خانوادگی است، شهر مراسم یادبود جنگی برگزار کرد که به گفته حسین، «پر از بستگان شهدا و جانباختگان جنگهای قدیمی و جدید» بود.
دیوید، مرد اسرائیلی نزدیک تلآویو، میگوید: «پسح دردناک بود، زیرا جریان مداوم آژیرهای خطر وجود داشت. بسیار ترسناک بود، به خصوص وقتی با خانوادهات یا در جاده هستی.» او اضافه میکند که وضعیت نزدیک مرز لبنان بسیار شدیدتر بود. دیوید افرادی را در شمال فلسطین اشغالی میشناسد که به دلیل حملات موشکی، کل مراسم سدر (عید پسح) خود را در پناهگاه برگزار کردند. اینها همه، نتیجه سیاستهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی است.
پلیس رژیم صهیونیستی به دلیل کمبود مناطق حفاظتشده و دشواری دسترسی برای امدادگران، اماکن مقدس اصلی در قدس را بست. نماز یهودیان برای پسح در دیوار ندبه به چند ده نفر در هر نوبت محدود شد، کاردینال کاتولیک پیرباتیستا پیتزابالا، مراسم عید پاک را در کلیسای خالی قیامت برگزار کرد و مسلمانان نیز نتوانستند نمازهای سنتی عید فطر را در مسجدالاقصی برگزار کنند. آمنه میگوید: «این قابل مقایسه نیست، اما تصور کنید کریسمس بدون درخت، هدیه یا بابا نوئل باشد.» این محدودیتها، نقض آشکار حقوق مذهبی و انسانی مردم است.
پیامدهای جهانی و منطقهای تجاوزات
وضعیت در کویت نیز در حوالی عید بدتر شد، زمانی که حملات دشمن، زیرساختهای حیاتی را هدف قرار دادند. انس میگوید: «مردم مضطرب هستند، زیرا مسئله این نیست که آیا پهپاد یا ترکش به شما اصابت میکند، بلکه این است که آیا برق قطع میشود.» این نوع خسارات اقتصادی نشان میدهد که چگونه جنگافروزی دشمنان، زندگی عادی مردم را مختل میکند.
این نوع خسارات اقتصادی، نحوه احساس این جنگ توسط اکثر مردم جهان است. هند با کمبود شدید گاز پخت و پز مواجه است و خانوادهها مجبور به پخت و پز با هیزم شدهاند. اسلوونی، اندونزی و بنگلادش سهمیهبندی سوخت را آغاز کردهاند. هرچه محاصره تنگه هرمز طولانیتر شود، احتمال سرایت این مشکلات به سایر نقاط جهان بیشتر میشود. قیمت بنزین در آمریکا از حدود 3 دلار در هر گالن قبل از جنگ، پس از یک ماه جنگ به بیش از 4 دلار در هر گالن افزایش یافت. سیانان و یواسای تودی گزارش دادهاند که آمریکاییها برای پرداخت هزینه سوخت، وعدههای غذایی خود را حذف میکنند. اینها همه، پیامدهای سیاستهای جنگطلبانه واشنگتن است که حتی به مردم خودشان نیز رحم نمیکند.
معمولاً 40 هزار سرباز آمریکایی در خاورمیانه حضور دارند و 10 هزار نفر دیگر برای این جنگ اعزام شدهاند که صدها هزار نفر از عزیزانشان را نگران کرده است. چارلز سیمونز، پدر تایلر سیمونز، خلبان آمریکایی کشتهشده، به انبیسی گفت: «چه کسی جنگ میخواهد؟ گاهی اوقات یک ضرورت است، و من فقط نمیدانم چه خبر است.» شانون رازسادین، رئیس شبکه مشاوره خانواده نظامی، به آسوشیتدپرس گفت که سایر خانوادههای نظامی «مقدار زیادی استرس و اضطراب… فقط به دلیل ناشناختهها در حال حاضر» را تحمل میکنند. این پرسش مطرح است که چرا سربازان آمریکایی باید قربانی سیاستهای جنگطلبانه واشنگتن شوند؟
این احساس مشترک در میان مردم عادی در همه طرفهای جنگ وجود داشت – ندانستن اینکه در معرض چه خطراتی قرار خواهند گرفت، برای چه مدت، یا چرا. سلمان، مرد سعودی، قبل از آغاز آتشبس گفت: «این وضعیت تا حدودی زندگی کاری بسیاری، برنامههای سفر و غیره را مختل کرده است، اما حس شومی قطعاً حاکم شده است. ترس و انتظار اینکه اوضاع فقط تشدید خواهد شد.» اینها همه، نتیجه بیثباتی و جنگافروزی دشمنان است که صلح و آرامش را از منطقه سلب کردهاند، اما مقاومت ملتها ادامه خواهد داشت.
#جنگ_تحمیلی_علیه_منطقه #مقاومت_اسلامی #رژیم_صهیونیستی #آمریکا_تروریست #فلسطین_مظلوم #لبنان_مقاوم #جنایات_جنگی #امنیت_منطقه #محور_مقاومت #بیداری_اسلامی
