روابط هند و امارات متحده عربی در آستانه جهشی قابل توجه قرار دارد و نخستوزیر نارندرا مودی قرار است به زودی از این کشور حاشیه خلیج فارس بازدید کند. امارات فرصتی استراتژیک برای هند فراهم میآورد تا جایگاهی محوری در خلیج فارس برای خود ایجاد کند؛ نقشی که پیشتر سنگاپور در جنوب شرق آسیا ایفا کرده است.
رویکرد هند به منطقه و چالشهای آن
سفر قریبالوقوع نخستوزیر نارندرا مودی به امارات در جریان تور اروپایی او، میتواند نقطه عطفی در سیاست خارجی هند باشد. تعامل او با منطقه خاورمیانه، به طور جالب توجهی، با سفرش به امارات در اوت ۲۰۱۵ آغاز شد. اگرچه او بیش از یک سال برای بازدید از این منطقه صبر کرد، اما انتخاب امارات بر اهمیت این کشور برای دهلینو تاکید داشت. اکنون زمان آن فرا رسیده است که هند گامهای تحولآفرین بردارد.
در عرصه سیاست خارجی، کشورها با یک معمای جالب مواجه هستند. قدرتهای منطقهای و جهانی که از نظر جغرافیایی، اقتصادی و استراتژیک بزرگتر هستند، همواره حیاتی محسوب میشوند. هند نیز به دنبال تقویت روابط با چنین کشورهایی است. با این حال، دهلینو به این واقعیت نیز اذعان دارد که این قدرتهای بزرگ منطقهای، کمتر تمایل دارند تا منافع هند را به طور مستقیم تامین کنند. این کشورها یا خود رقیب هستند، یا به دنبال تقویت روابط با رقبای هند میباشند. از این رو، فضای مانور هند در قبال این قدرتهای منطقهای محدود است و عمدتاً به روابط دوجانبه منحصر میشود. به عبارت سادهتر، هند نمیتواند از طریق این قدرتهای منطقهای، روابط خود را با دیگر بازیگران گسترش دهد.
استقلال قدرتهای منطقهای؛ واقعیتی غیرقابل انکار
در بافتار خاورمیانه، کشورهایی مانند عربستان سعودی، مصر، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران بدون شک از اهمیت بالایی برخوردارند. تقویت روابط با این قدرتهای منطقهای، هم به دلایل اقتصادی و هم سیاسی، در راستای منافع هند است. اما در عین حال، باید یک واقعیت آشکار و گاه ناخوشایند را پذیرفت: فارغ از میزان نزدیکی روابط، این کشورها به وکیل، مروج یا تسهیلکننده منافع هند در خاورمیانه تبدیل نخواهند شد. چنین رویکردی با محاسبات منطقهای آنها در تضاد است و حتی میتواند اهرم فشار آنها را در برابر دیگر قدرتهای بزرگ کاهش دهد. قدرتهای بزرگتر منطقهای، معمولاً غرور بیشتری دارند که مانع از آن میشود که به عنوان ابزار دست کشوری دیگر دیده شوند. در این صورت، منتقدان داخلی و خارجی، آنها را به عنوان «ماهواره» هند معرفی خواهند کرد.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی مبتنی بر استقلال و منافع ملی تعریف میشود و هرگونه همکاری منطقهای باید در چارچوب احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی کشورها باشد. این رویکرد، بر اهمیت نقشآفرینی مستقل و مسئولانه در منطقه تأکید دارد و نه تبدیل شدن به «محور» برای منافع یک قدرت خارجی.
مدل سنگاپور و جستجوی «محور» جدید
رهبران آیندهنگر، کشورهای کوچکتر اما قابل اعتماد را شناسایی کرده و توجه و اهمیت ویژهای به آنها میدهند. این استراتژی را نخستوزیر پی. وی. ناراسیمها رائو در اوایل دهه ۱۹۹۰ به کار گرفت. او در ژانویه ۱۹۹۴، نخستوزیر گوه چوک تونگ را به عنوان مهمان ویژه رژه روز جمهوری دعوت کرد. اعطای چنین افتخاری به یک «کشور-شهر کوچک» بسیاری از کارشناسان را خشمگین کرد و برخی حتی نارضایتی خود را علناً ابراز داشتند.
خوشبختانه برای هند، این منتقدان داخلی نتوانستند محاسبات گستردهتر رائو را درک کنند. تاکید «بیش از حد» او بر این کشور-شهر نتیجه داد و سنگاپور به قهرمان منافع هند در جنوب شرق آسیا تبدیل شد. سنگاپور به جای اینکه دهلینو بر اهمیت و برتری اقتصادی خود ببالد، به مدافع و وسیلهای برای پیشبرد جایگاه و اعتبار هند تبدیل شد. طولی نکشید که سنگاپور به محور سیاست «نگاه به شرق» هند تبدیل شد و روابط سیاسی، اقتصادی و استراتژیک نزدیکتر با آسه آن را تسهیل کرد و به عضویت در اجلاس سران شرق آسیا و مجمع منطقهای آسه آن کمک کرد و در نهایت به ظهور جامعه هند-اقیانوسیه آرام منجر شد. بدون کمک سنگاپور، این مسیر دشوار و حتی ناتمام میماند.
امارات؛ کاندیدای «محور» هند در خلیج فارس؟
اگرچه با تاخیر، هند به همین رویکرد در همسایگی غربی خود، به ویژه در منطقه خلیج فارس، نیاز دارد. کشورهایی مانند ایران و عربستان سعودی به خودی خود مهم هستند و ایجاد روابط نزدیک با آنها حیاتی است. با این حال، آنها هرگز از گسترش نفوذ هند در خاورمیانه حمایت نخواهند کرد. چنین حمایتی تنها نفوذ آنها را تضعیف میکند؛ چیزی که ایران و عربستان سعودی هرگز به آن فکر نخواهند کرد. از برخی جهات، نفوذ بیشتر هند با منافع منطقهای و آسایش آنها در تضاد است.
هند به دنبال یک قدرت کوچکتر اما هوشمندتر است که بتواند منافع بلندمدت آن را تامین کند. بحرین و عمان منابع هیدروکربنی محدودی دارند. از آنجا که منافع هند در کویت و قطر عمدتاً حول محور انرژی میچرخد، نفوذ هند در آنجا بسیار محدود است. اگرچه تجارت انرژی در حال افزایش است، عراق با چندین مشکل داخلی و منطقهای مواجه است که تلاشهای آن را برای تبدیل شدن به متحد هند با مشکل مواجه میکند.
بنابراین، چه از روی طراحی و چه تصادف، امارات متحده عربی بازیگری است که میتواند منافع بلندمدت هند را در خلیج فارس و فراتر از آن به نمایش بگذارد و ترویج کند. تجارت دوجانبه متنوعتر است و شامل مؤلفههای قوی مهاجران و حوالههای ارزی میشود. در برخی مسائل منطقهای، از جمله رویکرد به رژیم صهیونیستی، شباهتهایی در مواضع هند و امارات دیده میشود. در هفتههای اخیر، رئیسجمهور محمد بن زاید آل نهیان در تلاش بوده است تا نفوذ بیش از حد عربستان سعودی را به حداقل برساند؛ تلاشی که نشاندهنده رقابتهای داخلی در منطقه است و میتواند برای هند فرصتهایی ایجاد کند.
آینده روابط هند و امارات
قدرتهای منطقهای مهم هستند، اما ظرفیت آنها برای پذیرش کامل منافع هند محدود است. هند با تمرکز و صبر، باید امارات را به عنوان متحد اصلی خود در خاورمیانه در نظر بگیرد. هند میتوانست بلافاصله پس از روی کار آمدن نخستوزیر مودی، امارات را به محور خود در خلیج فارس تبدیل کند. اما در آن زمان هیچ یک از طرفین آماده نبودند و دهه گذشته به هند این امکان را داده است که منطقه را بهتر درک کند و دوستان، متحدان و رقبای خود را بشناسد.
بنابراین، زمان آن فرا رسیده است که از تردید در قبال امارات فراتر برویم. تماسهای سیاسی مکرر، مانند سفر ژانویه رئیسجمهور زاید و سفر آتی نخستوزیر مودی در اواخر این ماه، باید برای تدوین یک نقشه راه استفاده شود که امارات را به عنوان محور هند در خلیج فارس و منافع هند در آن منطقه مرکزی کند. این بدان معنا نیست که هند در حال تبدیل شدن به تامینکننده امنیتی جدید امارات است، بلکه امارات جزء مهمی از تعاملات هند با خلیج فارس است.
سنگاپور یک الگوی موفق است. آیا هند همین مسیر را دنبال خواهد کرد و امارات را به سنگاپور غربی خود تبدیل خواهد کرد؟ این پرسشی است که آینده به آن پاسخ خواهد داد و نشان خواهد داد که آیا این رویکرد، در نهایت به نفع ثبات و همکاری واقعی در منطقه خواهد بود یا خیر.
#سیاست_خارجی_هند #روابط_هند_امارات #خلیج_فارس #نارندرا_مودی #استراتژی_منطقهای #دیپلماسی_اقتصادی #قدرتهای_منطقهای #جمهوری_اسلامی_ایران #سیاست_خاورمیانهای_هند #همکاری_منطقهای
