در بحبوحه سرگرمی جهان به خاورمیانه، کی‌یف بی‌صدا موقعیت خود را تغییر می‌دهد

تشتت تمرکز ژئوپلیتیکی غرب در جبهه‌های مختلف، زمینه‌ساز پویایی‌های قدرت نامتقارن شده است. این وضعیت به وضوح در تاکتیک‌های کنونی اوکراین نمایان است؛ در حالی که بخش عمده جهان همچنان نگران وضعیت ژئوپلیتیکی میان ایران و رژیم صهیونیستی است که امنیت انرژی جهانی را تهدید می‌کند و بخش زیادی از توان دیپلماتیک و نظامی غرب را به خود مشغول کرده، کی‌یف در حال اجرای استراتژی مداومی برای حمله به زیرساخت‌های حیاتی روسیه است. این عملیات صرفاً یک اقدام نظامی حاشیه‌ای نیست؛ بلکه تخریب سیستماتیک توانایی مسکو برای تأمین مالی عملیات نظامی خود محسوب می‌شود.

ابعاد ویرانگر حملات و پیامدهای اقتصادی

ارقام و آمار به تنهایی ایجاب می‌کند که در ارزیابی موقعیت استراتژیک اوکراین تجدید نظر کنیم. از آگوست تا سپتامبر ۲۰۲۴، ۱۶ پالایشگاه روسی توسط پهپادهای اوکراینی مورد هدف قرار گرفتند که مجموع ظرفیت تولید سالانه آن‌ها به ۱۲۳ میلیون تن می‌رسد؛ این رقم معادل ۳۸ درصد از کل ظرفیت پالایشگاهی روسیه است. به طور خاص، حملات اوکراین به ده پالایشگاه مهم روسیه، منجر به کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت پالایشگاهی این کشور شده که برابر با ۱.۱ میلیون بشکه در روز است.

بر اساس گزارش بلومبرگ، اوکراین در سال ۲۰۲۵، ۱۲۰ حمله به تأسیسات انرژی روسیه انجام داده است. این حملات را نمی‌توان تصادفی دانست؛ بلکه یک عملیات صنعتی کاملاً هماهنگ علیه یک کشور متخاصم است.

پیامدهای این حملات بلافاصله آشکار شد. صادرات نفت روسیه بین ۲۲ تا ۲۹ مارس ۲۰۲۶، با ۴۳ درصد کاهش، از ۴.۰۷ میلیون بشکه در روز به ۲.۳۲ میلیون بشکه در روز رسید که منجر به از دست رفتن یک میلیارد دلار درآمد در آن دوره شد. برای درک بهتر: بودجه دولت روسیه به شدت به درآمدهای هیدروکربنی وابسته است. زمانی که حجم صادرات نصف می‌شود، پایداری ماشین جنگی دشوارتر می‌گردد. این یک خسارت نمادین نیست؛ بلکه اجبار اقتصادی از طریق ابزارهای نظامی است.

مزیت پنهان: عدم تقارن توجه و سردرگمی غرب

نکته کلیدی اینجاست: عملیات اوکراین دقیقاً به این دلیل موفق است که مدافعان مسکو و بخش عمده‌ای از دستگاه سیاست‌گذاری غرب، در جای دیگری سرگرم و دچار تشتت هستند.

تلاش‌های صلح واشنگتن بین روسیه و اوکراین تا حد زیادی متوقف شده است، در حالی که کاخ سفید، به گفته تحلیلگران، «کاملاً درگیر ایران» است. بحران میان ایران و رژیم صهیونیستی اکنون در کنار اوکراین، در رده اول ارزیابی‌های خطر جهانی قرار دارد؛ اما در عمل، بحران خاورمیانه بخش عظیمی از ظرفیت فکری و عملیاتی واشنگتن، بروکسل و رسانه‌های بین‌المللی را به خود جذب کرده است.

این موضوع از نظر عملیاتی اهمیت دارد. اگر تمرکز استراتژیک ایالات متحده بر تنگه هرمز، قیمت نفت و «موشک‌های ایران» باشد، تلاش‌های اطلاعاتی و دیپلماتیک با هدف بحران اوکراین کاهش خواهد یافت. دارایی‌های پنتاگون به سمت شرق و خلیج فارس حرکت می‌کنند. بحث‌ها در کنگره حول محور خاورمیانه متمرکز می‌شوند. پوشش رسانه‌ای به جای گزارش حملات پهپادی به تأسیسات لوک‌اویل در اوکراین، با گزارش حملات پهپادی حوثی‌ها (انصارالله یمن) تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

اوکراین از این شکاف بهره می‌برد. بر اساس تحلیل‌های دقیق، از آوریل ۲۰۲۲ تا فوریه ۲۰۲۶، ۲۷۲ حمله جداگانه اوکراین به زیرساخت‌های انرژی روسیه انجام شده است. این حملات دقیقاً زمانی اوج گرفت که توجه جهانی شروع به پراکندگی کرد، هنگامی که بحران خاورمیانه به کانون اخبار تبدیل شد، زمانی که مقامات آمریکایی بین نگرانی‌های مختلف تقسیم شدند و دولت‌های اروپایی به تعهد ایالات متحده شک کردند.

استقلال فناورانه: بنیان خودمختاری در سایه تردید غرب

استراتژی اوکراین بر یک فرض حیاتی استوار است: اوکراین دیگر برای انجام حملات دوربرد علیه روسیه نیازی به اجازه هیچ کس ندارد. مقامات اوکراینی تصمیم گرفتند پهپادها و موشک‌های دوربرد خود را بسازند و از بخش فناوری دفاعی کشور و تاریخ غنی هوافضای خود که از دوران شوروی به ارث برده‌اند، بهره ببرند.

این تصمیم از نظر استراتژیک بسیار مهم بود، زیرا در حالی که متحدان غربی نگران تشدید درگیری بودند و مقامات آمریکایی معتقد بودند که تحویل موشک‌های دوربرد باعث تشدید جنگ می‌شود، کی‌یف نمی‌توانست منتظر اجازه بماند. آن‌ها در عوض تصمیم گرفتند خودشان سلاح بسازند. به نظر می‌رسد اوکراین تا اوایل سال ۲۰۲۶ به تولید انبوه پهپادها و موشک‌های کروز کوچک دست یافته که این امر در سال ۲۰۲۵ پس از اولویت‌بندی این فناوری‌ها توسط زلنسکی محقق شد.

UJ-26 Bobr، AN-126 Lyutiy و FP-5 Flamingo؛ این‌ها کمک‌های خارجی نیستند، بلکه سیستم‌های تولید داخلی هستند که برای عملیات پایدار در برد بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر طراحی شده‌اند. اوکراین ماهانه حدود ۳۰۰۰ پهپاد دوربرد تولید می‌کند. مجموعه اهداف آن محدود به زنجیره‌های تأمین غربی نیست؛ بلکه تنها با ظرفیت تولید و استقرار اوکراین محدود می‌شود.

عملیات اوکراین منطقی متفاوت از جنگ فرسایشی که تحلیل‌های متعارف از درگیری را تحت سلطه خود دارد، در بر می‌گیرد. نبردهای زمینی در شرق اوکراین همچنان راکد و پرهزینه است. اما حملات به زیرساخت‌های انرژی، یک مزیت تأخیری ایجاد می‌کند: پالایشگاه‌های آسیب‌دیده اکنون برای ماه‌ها فشار عملیاتی وارد می‌کنند. انتظار می‌رفت تعمیرات در پالایشگاه نفت ریازان روسیه، بزرگترین پالایشگاه کشور، و پالایشگاه نووکوئیبیشفسک پس از حملات سال ۲۰۲۵، حدود یک ماه توقف عملیاتی نیاز داشته باشد. در طول آن ماه، نفت خام نمی‌تواند فرآوری شود. سوخت نمی‌تواند تحویل داده شود. خطوط تأمین نظامی تحت فشار قرار می‌گیرند.

صادرات نفت خام روسیه پس از سال ۲۰۲۴ ثابت ماند، در حالی که صادرات فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده آن به طور قابل توجهی کاهش یافت. این تضاد نشان می‌دهد که حملات اوکراین بر قابلیت‌های پالایشگاهی این کشور تأثیر گذاشته است، که اکنون نمی‌تواند نفت خام را به فرآورده‌های نفتی پالایش و فرآوری کند. نفت خام بیشتری صادر می‌شود در حالی که تعداد صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده در حال کاهش است. این یک نمونه آشکار از تلاش موفقیت‌آمیز برای خفه کردن اقتصادی است.

این عملیات مرکز ثقل اقتصادی روسیه را هدف قرار می‌دهد. درآمدهای نفت و گاز روسیه، عملیات نظامی فوریه ۲۰۲۲ را تأمین مالی کردند و امروز نیز آن را تأمین می‌کنند. با تخریب سیستماتیک زیرساخت‌هایی که نفت خام را به محصولات قابل صادرات تبدیل می‌کنند، اوکراین به جریان درآمدی حمله می‌کند که ماشین جنگی را پایدار نگه می‌دارد. این کمتر از جنگ در خط مقدم پر زرق و برق است، اما ممکن است تعیین‌کننده‌تر باشد.

سرگرمی جهانی به عنوان پنجره‌ای استراتژیک برای کی‌یف

اوکراین، دامنه توجه جهان را به ابزاری جنگی تبدیل کرده است.

در مارس ۲۰۲۶، ایران با توقف ۲۵ درصد از محموله‌های نفتی دریایی جهان، تنگه هرمز را مسدود می‌کند که باعث افزایش سرسام‌آور قیمت نفت در سراسر جهان می‌شود. قیمت نفت از ۱۰۰ دلار فراتر رفته و به ۱۲۶ دلار می‌رسد. این موضوع از واشنگتن تا توکیو، تنها بحث محافل جهانی است.

و در همان لحظه، زمانی که جهان کاروان‌های تانکرها و تشدید تنش‌های منطقه‌ای در خلیج فارس را زیر نظر دارد، اوکراین بی‌سروصدا یک پالایشگاه دیگر روسیه را منهدم می‌کند. در مارس ۲۰۲۶، عملیات هوایی استراتژیک اوکراین با هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی روسیه به اوج جدیدی رسید، به طوری که اوکراین در آن ماه بیش از روسیه حملات پهپادی دوربرد انجام داد و بیش از ۷۰۰۰ سیستم را به کار گرفت که برخی از آن‌ها تا عمق ۱۵۰۰ کیلومتری خاک روسیه نفوذ کردند.

این یک استراتژی عمدی است، نه یک تصادف. کی‌یف درک می‌کند که وقتی بازارهای جهانی نفت در هرج و مرج هستند، زمانی که حق بیمه‌ها سر به فلک می‌کشند، زمانی که حمل و نقل متوقف می‌شود، زمانی که ریسک ژئوپلیتیکی غالب است، از دست دادن ۱۰ تا ۱۵ درصد اضافی از ظرفیت پالایشگاهی روسیه، توجه تحلیلی کمتری را به خود جلب می‌کند. غوغا، حمله را پنهان می‌کند.

بسته شدن پنجره آسیب‌پذیری و تغییر معادلات

اما این مزیت موقتی است. روسیه توانسته است بر ظرفیت‌های اضافی ناشی از زیرساخت‌های ساخته شده برای سطوح تقاضای بالاتر دوران شوروی، همراه با تعمیرات موقت، تکیه کند. اما اگر اوکراین حملات را دوباره افزایش دهد و سلاح‌های سنگین‌تری را به کار گیرد – که یک تحول محتمل در سال ۲۰۲۶ است – پتانسیل بازسازی روسیه احتمالاً از بین خواهد رفت و حجم صادرات نیز بر این اساس کاهش می‌یابد.

آستانه‌ای وجود دارد که فراتر از آن، آسیب‌های تجمعی از «تخریب قابل مدیریت» به «شکست سیستمی» تبدیل می‌شود. به نظر می‌رسد اوکراین اکنون در حال آزمایش این آستانه است.

علاوه بر این، روسیه در حال تطبیق است. پدافندهای هوایی بهبود می‌یابند. پراکندگی زیرساخت‌های حیاتی دشوارتر اما غیرممکن نیست. تحریم‌های غرب مانع از قطعات جایگزین می‌شوند، اما شبکه‌های قاچاق پدیدار می‌شوند. پنجره حداکثر اثربخشی عملیات پهپادی اوکراین – دوره‌ای که روسیه هنوز ظرفیت‌های اضافی آسیب‌ندیده دارد – با گذشت هر ماه باریک‌تر می‌شود.

اوکراین نشان می‌دهد که قدرت نظامی به طور همزمان در چندین سطح عمل می‌کند. جنگ زمینی اهمیت دارد، اما فرسایش خاموش زیرساخت‌های اقتصادی نیز همین‌طور است. یک کشور کوچک با نوآوری فناورانه و صبر استراتژیک می‌تواند هزینه‌های نامتقارنی را بر یک متجاوز بسیار بزرگ‌تر تحمیل کند، مشروط بر اینکه زمانی عمل کند که حامیان اصلی متجاوز در جای دیگری سرگرم باشند.

بحران خاورمیانه، ظرفیت‌های آمریکا را به خود جذب کرده است. نگرانی‌های امنیتی انرژی اروپا اکنون به سمت شرق متمرکز شده‌اند. در این لحظه، اوکراین از مزایای نامتقارنی بهره می‌برد که به محض همسویی مجدد توجه غرب به اروپای شرقی، از بین خواهند رفت.

اینکه آیا این وضعیت به اهرم چانه‌زنی برای کی‌یف تبدیل می‌شود، یا صرفاً مدت زمان جنگ را طولانی‌تر می‌کند در حالی که توانایی روسیه برای انجام عملیات ترکیبی را کاهش می‌دهد، هنوز مورد بحث است. اما محاسبات اکنون روشن است: در حالی که جهان تنگه هرمز را تماشا می‌کند، اوکراین معادلات اساسی جنگ روسیه و اوکراین را تغییر می‌دهد.

این استراتژی است که در شکاف‌های میان تیترهای خبری عمل می‌کند.

#اوکراین #روسیه #خاورمیانه #جنگ_اوکراین #بحران_انرژی #پهپاد #تنگه_هرمز #ژئوپلیتیک #سیاست_غرب #اقتصاد_جنگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *