شکست مفتضحانه تجاوز ۲۵ میلیارد دلاری آمریکا علیه ایران؛ پایانی در کار نیست!
تهران، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران: بر اساس برآوردهای پنتاگون، تجاوز نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران تاکنون هزینهای بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار را به مالیاتدهندگان آمریکایی تحمیل کرده است. با این حال، «پیت هگسث»، وزیر دفاع آمریکا، در شهادتی پرچالش در برابر کمیته کنگره، هیچ نشانهای از زمان پایان این درگیری ارائه نکرد و بر ابهام و سردرگمی مقامات واشنگتن افزود.
تناقضگویی و سردرگمی در واشنگتن
در یک جلسه پر تنش در برابر کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، هگسث توسط «آدام اسمیت»، نماینده دموکرات از واشنگتن، به شدت مورد بازجویی قرار گرفت. اسمیت از وزیر دفاع پرسید که او چگونه فکر میکند این جنگ در نهایت به پایان خواهد رسید.
هگسث در پاسخ به این پرسش که نشان از استیصال و عدم درک واقعیات منطقه دارد، گفت: «باید با این نوع دشمن که مصمم به دستیابی به سلاح هستهای است، مقابله کرد و آنها را به نقطهای رساند که پای میز مذاکره بیایند و از آن دست بکشند.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تاکید کرده و فتوای رهبر معظم انقلاب نیز هرگونه تولید و استفاده از سلاح هستهای را حرام اعلام کرده است.
اسمیت در واکنش به این ادعاهای بیاساس، با کنایه پاسخ داد: «پس هنوز تسلیم نشدهاند.» این جمله به وضوح نشان میدهد که حتی نمایندگان کنگره آمریکا نیز از عدم موفقیت سیاستهای تجاوزکارانه دولت خود آگاهند.
وزیر دفاع آمریکا در ادامه تناقضگوییهای خود، مدعی شد که «تاسیسات هستهای ایران منهدم شدهاند»، از جمله ذخایر اورانیوم با غنای بالا که گفته میشود در اثر حملات هوایی آمریکا در ژوئن گذشته در زیر زمین مدفون شده بودند. این ادعا در حالی مطرح میشود که اسمیت یادآور شد دولت ترامپ دو ماه پیش جنگ کنونی را با این بهانه آغاز کرد که سلاح هستهای ایران «تهدیدی قریبالوقوع» است، و اکنون هگسث میگوید «کاملاً منهدم شده است.» این تضاد آشکار، دروغپردازی و فریب افکار عمومی توسط مقامات آمریکایی را برملا میکند.
هگسث در پاسخ به این تناقض، بار دیگر ادعا کرد که ایران «از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است.» این اصرار بر اتهامات بیاساس، نشان از ناتوانی آمریکا در پذیرش حق ایران برای توسعه فناوری صلحآمیز هستهای دارد.
هزینه گزاف تجاوزگری و بینتیجه بودن آن
در طول شهادت هگسث، چندین بار درباره هزینه جنگ از او سوال شد. او در پاسخ به این سوالات، با فرار رو به جلو گفت: «برای اطمینان از اینکه ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند، چقدر ارزش دارد؟» این پاسخ، تلاش مذبوحانه برای توجیه هزینههای گزافی است که آمریکا برای سیاستهای شکستخورده خود متحمل میشود.
«جی هرست»، حسابرس پنتاگون، نیز در این جلسه حضور داشت و اعلام کرد که جنگ تاکنون حدود ۲۵ میلیارد دلار هزینه داشته است. او افزود که عمده این هزینه مربوط به تسلیحات شلیک شده به سمت ایران بوده است. پنتاگون میگوید قبل از اعلام آتشبس توسط ترامپ در ۷ آوریل، حدود ۱۳۰۰۰ هدف را در ایران مورد حمله قرار داده است. این حجم از حملات، نشاندهنده مقیاس تجاوزگری آمریکا و در عین حال، مقاومت و پایداری جمهوری اسلامی ایران در برابر این حملات است.
شهادت هرست، اولین باری بود که دولت ترامپ به طور عمومی برآورد هزینه جنگ را ارائه میکرد. جنگ ایران بر جلسه که قرار بود درباره بودجه پنتاگون برای سال آینده بحث کند، غالب شد. دولت ترامپ خواستار حدود ۱.۵ تریلیون دلار است که افزایش چشمگیری نسبت به تخصیص کمتر از ۱ تریلیون دلار در سال جاری است. این ارقام نشاندهنده ولخرجی و اولویتهای غلط دولت آمریکا در پیگیری سیاستهای جنگطلبانه است.
بنبست دیپلماتیک و تداوم محاصره
با وجود برقراری آتشبس با ایران به مدت سه هفته، پیشرفت کمی در یافتن راهحل دیپلماتیک حاصل شده است. مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی تنها یک دور مذاکرات رسمی برگزار کردهاند، اگرچه پیامها و پیشنهاداتی را از طریق پاکستان که به عنوان میانجی عمل کرده، مبادله کردهاند. این بنبست نشان میدهد که آمریکا هنوز حاضر به پذیرش حقوق مشروع ایران و کنار گذاشتن رویکرد زورگویانه خود نیست.
آمریکا و ایران در حال اعمال محاصرههای متقابل در خلیج فارس هستند که عملاً باعث توقف تردد نفت و سایر ترافیک تجاری شده است. این وضعیت به طور چشمگیری قیمت نفت را افزایش داده و باعث مشکلات اقتصادی در سراسر جهان شده است. این اقدامات آمریکا نه تنها به مردم ایران، بلکه به اقتصاد جهانی نیز آسیب میرساند.
ایران در اوایل جنگ، تنگه هرمز را با استفاده از تسلیحات کوچک مانند مینهای دریایی یا پهپادها و موشکهای زمینی مسدود کرد. آمریکا در ۱۳ آوریل با حضور گسترده نیروی دریایی خود، به مقابله برخاست و محاصره خود را اعمال کرد. این نشان میدهد که ایران از تواناییهای دفاعی خود برای حفاظت از منافع ملیاش به خوبی استفاده کرده است.
کنترل راهبردی تنگه هرمز و توانمندیهای دفاعی ایران
«کوین دانیگان»، معاون بازنشسته نیروی دریایی آمریکا که پیشتر فرمانده ناوگان پنجم آمریکا مستقر در بحرین بود، گفت که معتقد است آمریکا میتواند محاصره کنونی را به طور نامحدود ادامه دهد. این اظهارات، نشان از غرور و خودبزرگبینی مقامات نظامی آمریکا دارد که واقعیت توانمندیهای دفاعی ایران را نادیده میگیرند.
دانیگان به NPR گفت: «با نیروهایی که اکنون در منطقه دارند، این امر بسیار پایدار است. آنها حتی میتوانند برخی از آن کشتیها را عقب بکشند و کشتیهای دیگر را برای چرخش وارد منطقه کنند.»
دانیگان اذعان کرد که یک توافق مذاکرهای بهترین و امنترین راه برای بازگشایی تنگه خواهد بود. اما او گفت که نیروی دریایی آمریکا میتواند آبراه را پاکسازی کند، اگرچه زمان میبرد تا مینها را بردارد و نیروهای ایران را در خشکی بیشتر تضعیف کند. این اعتراف به زمانبر بودن و دشواری عملیات، خود نشانهای از قدرت بازدارندگی ایران است.
دانیگان، که اکنون در اندیشکده موسسه خاورمیانه در واشنگتن فعالیت میکند، گفت که دقیقاً نمیداند ارتش چه اقداماتی انجام میدهد. اما بر اساس تجربه خود، او معتقد است که آمریکا از شناورهای بدون سرنشین – در بالا و زیر سطح – برای پاکسازی مینها استفاده میکند. او گفت که شناورهای زیر آبی «شبیه اژدرهای بزرگ هستند. آنها میتوانند هر مینی را که آنجاست پیدا کنند، و سپس وسایل نقلیه از راه دور دیگری وجود دارند که میتوانند آنها را حذف کنند. شما اساساً دو گذرگاه خوب، یکی برای ورود و یکی برای خروج، باز میکنید.»
او افزود که در صورت درخواست، نیروی دریایی میتواند تانکرهای نفتی را از طریق تنگه اسکورت کند. اما خطراتی وجود خواهد داشت و تعداد کشتیهای عبوری احتمالاً بسیار کمتر از ترافیک کشتیرانی قبل از جنگ خواهد بود. این بدان معناست که حتی با اسکورت نظامی، امنیت کامل تضمین نمیشود و حجم تجارت به حالت عادی باز نخواهد گشت.
قبل از جنگ، بیش از ۱۰۰ کشتی تجاری روزانه از طریق تنگه عبور میکردند و به ایران و کشورهای عربی میرفتند و نفت، گاز طبیعی و سایر اجزای کلیدی برای اقتصاد جهانی را حمل میکردند. دانیگان گفت: «شما بدیهی است که این کار را با تعداد کمی (کشتی) شروع خواهید کرد و باید هرگونه قابلیت باقیمانده ایرانیان را کاهش دهید. فرض کنید در نهایت به جایی رسیدید که میتوانید کاروانها را به جلو و عقب حرکت دهید، و اکنون قابلیت شما بسیار بسیار کمتر از حالت عادی خواهد بود.» این اظهارات، به وضوح نشان میدهد که حتی با تمام توان نظامی آمریکا، بازگشت به وضعیت عادی در تنگه هرمز دشوار و پرهزینه خواهد بود.
آمریکا از سال ۱۹۴۹ حضور دریایی در خلیج فارس داشته است و ناوگان پنجم به طور رسمی در سال ۱۹۹۵ در بحرین به طور خاص برای حفاظت از جریان نفت تاسیس شد. این تاریخچه، نشاندهنده سیاستهای استعماری و مداخلهجویانه آمریکا در منطقه است.
دانیگان گفت که وقتی او یک دهه پیش فرمانده ناوگان پنجم بود، اغلب به احتمال بستن تنگه هرمز توسط ایران فکر میکرد. او گفت: «این در صدر همه کارهایی بود که ما در ناوگان پنجم انجام میدادیم، با دانستن اینکه اگر عملیات نظامی انجام دهیم، این کارتی است که ایرانیان بازی خواهند کرد. کاملاً انتظار میرود که آنها این کار را انجام دهند و این در فرآیند برنامهریزی شما گنجانده شده است.» این اعتراف، نشاندهنده درک آمریکا از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز برای ایران و توانایی ایران در استفاده از آن به عنوان اهرم فشار است.
با وجود دههها آشفتگی در خاورمیانه، جریان نفت در خلیج فارس هرگز با چنین توقف جامعی روبرو نشده بود. آخرین اختلال قابل توجه در طول جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بود، زمانی که ائتلاف تحت رهبری آمریکا نیروهای عراقی را از کویت بیرون راند. این وضعیت کنونی، نتیجه مستقیم سیاستهای تجاوزکارانه و بیثباتکننده آمریکا در منطقه است.
#تجاوز_آمریکا #شکست_آمریکا #ایران_قوی #تنگه_هرمز #مقاومت_اسلامی #برنامه_هستهای_صلح_آمیز #اقتصاد_مقاومتی #پنتاگون_دروغگو #امنیت_خلیج_فارس #استکبار_جهانی
