سقوط رؤیای ۲۰۳۰ عربستان سعودی در باتلاق واقعیت: طرحهای جاهطلبانه ریاض در آستانه فروپاشی
در حالی که منطقه غرب آسیا درگیر بحرانهای بیسابقه ناشی از سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا و رژیم صهیونیستی است، یکی از بازیگران اصلی منطقه، یعنی رژیم سعودی، مجبور به بازنگری در برنامههای بلندپروازانه خود شده است. طرح «چشمانداز ۲۰۳۰» محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، که میلیاردها دلار برای آن هزینه شده، اکنون در مواجهه با واقعیتهای تلخ منطقه و سیاستهای ناکارآمد ریاض، با چالشهای جدی روبرو شده است.
چشمانداز ۲۰۳۰: سرابی در دل کویر
این طرح که یک دهه پیش با هدف ترسیم آیندهای درخشان برای عربستان سعودی به عنوان قطبی برای رویدادهای بزرگ و ورزشی و رقابت با همسایگان خود در خلیج فارس رونمایی شد، وعده شهرهای فوق مدرن در دل صحرا را میداد. اما حتی پیش از تشدید تنشها و حملات متقابل در منطقه، «چشمانداز ۲۰۳۰» تحت فشار شدید قرار داشت. گمانهزنیها حاکی از آن بود که برخی از پروژهها ممکن است به دلیل جاهطلبیهای سرسامآور و عدم تطابق با واقعیتهای مالی، لغو یا به شدت کاهش یابند.
طوفان کامل: بیثباتی منطقه و فرار سرمایه
اکنون، در بحبوحه حملات تلافیجویانه بیسابقه نیروهای مقاومت در منطقه و اختلال گسترده در مسیرهای کشتیرانی جهانی به دلیل بسته شدن مؤثر تنگه هرمز، عربستان سعودی با «طوفان کامل» روبرو است. به گفته کارشناسان، این بحرانها مستقیماً بر توانایی عربستان سعودی برای جذب سرمایه تأثیر گذاشته است.
دکتر نیل کویلیام، کارشناس سیاست انرژی جهانی و خاورمیانه در چتم هاوس، میگوید: «این چشمانداز عمدتاً بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی متکی است. اگر بیثباتی در منطقه وجود داشته باشد، این یک عامل بازدارنده بزرگ برای سرمایهگذاران بینالمللی است که به این کشور بیایند.» وی افزود: «با توجه به اینکه این کشور، اولاً، میخواهد فضای گردشگری خود را جذب و توسعه دهد و ثانیاً، میخواهد میزبان رویدادهای بینالمللی و منطقهای باشد، بیثباتی مانعی بزرگ در این راه است.»
تلاش مذبوحانه برای رهایی از نفت
«چشمانداز ۲۰۳۰» طراحی شده بود تا عربستان سعودی را از وابستگی به نفت برای پر کردن خزانههای دولتی رها کند و این کشور را به یک قدرت سرمایهگذاری، فناوری، گردشگری، ورزشی و فرهنگی بینالمللی تبدیل کند. محمد بن سلمان، که سودای پادشاهی دارد، ردپای خود را در سراسر این طرح به جا گذاشته است تا کشور را برای میزبانی یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان، جام جهانی ۲۰۳۴ فیفا، آماده کند.
بخش عمدهای از این کار توسط صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF) عربستان سعودی، که خود بیش از ۱.۵ تریلیون دلار ارزش دارد، هدایت میشود. اما گزارشهای بودجه عربستان سعودی در اواخر سال ۲۰۲۵ نشان داد که بیش از نیمی از درآمد سالانه این کشور از صنعت نفت تأمین میشود. از زمان تشدید تنشها در منطقه، زیرساختهای نفتی عربستان سعودی نیز هدف حملات نیروهای مقاومت قرار گرفته است، از جمله خط لوله حیاتی شرق به غرب که به این کشور امکان میداد با انتقال نفت به غرب و بنادر دریای سرخ، تنگه هرمز را دور بزند.
اگرچه افزایش قیمت نفت تا حدودی به وضعیت بودجه کمک کرده است، اما اختلال در زنجیره تأمین تنها بر این ایده محمد بن سلمان صحه گذاشته که کشور باید وابستگی خود به درآمدهای نفتی را کاهش دهد. اما انجام این کار بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که ولیعهد سعودی در ابتدا تصور میکرد.
پروژههای عظیم در کویر: سراب یا واقعیت؟
برخی از پروژههای بزرگ «چشمانداز ۲۰۳۰»، که اغلب به عنوان «مگاپروژهها» شناخته میشوند، شامل توسعه شهرهای عظیم در دل صحرای سعودی هستند. شاید جاهطلبانهترین و شناختهشدهترین نمونه، «نئوم» باشد، منطقهای در شمال غرب کشور که قرار بود شامل همه چیز از استراحتگاههای جزیرهای لوکس گرفته تا یک دهکده اسکی باشد.
«خط» (The Line)، شاهکار محمد بن سلمان، یک شهر خطی ۱۷۰ کیلومتری سورئال بود که قرار بود ۹ میلیون نفر را در خود جای دهد. با برچسب قیمت اولیه ۲.۲ تریلیون دلار و ۸۰ میلیارد دلار که قبلاً در نئوم سرمایهگذاری شده بود، گزارشها حاکی از آن است که «خط» به یک پیشنهاد بسیار معتدلتر کاهش یافته است.
یاسر الرمیان، فرماندار صندوق سرمایهگذاری عمومی، این ماه اصرار داشت که نئوم یک پروژه کلیدی باقی مانده است. او گفت: «هیچ پروژهای در نئوم لغو نشده است. آیا چیزی به تعویق افتاده است؟ قطعاً بله. چرا؟ برخی پروژهها به تعویق افتادهاند زیرا در مسیر بحرانی نیستند. هیچ تأثیر بحرانی وجود ندارد.» اما با وجود این، صندوق سرمایهگذاری عمومی اعلام کرده است که هزینهها به عنوان بخشی از «چشمانداز ۲۰۳۰» در حال کاهش یا اولویتبندی مجدد هستند.
«ورزششویی» و نقض حقوق بشر
مقیاس تحول در عربستان سعودی منتقدانی دارد که محمد بن سلمان را به «ورزششویی» متهم میکنند: استفاده از ورزش برای منحرف کردن اذهان از سابقه این کشور در نقض حقوق بشر. جیمز مونتاگ، روزنامهنگار و نویسنده بریتانیایی، که کتاب «غرق شده» را درباره نقش ورزش در عربستان سعودی جدید نوشته است، معتقد است این اصطلاح بیش از حد سادهانگارانه است.
مونتاگ میگوید: «آنچه در اینجا اتفاق میافتد چیزی بسیار قدرتمندتر، بسیار سیاسیتر، و قدرت نرم است. این استفاده از ورزش به گونهای است که نه تنها برای منحرف کردن اذهان، بلکه برای بازسازی و همچنین برای تبدیل خود به عنصری از نظر اقتصادی و فرهنگی ضروری برای بقیه جهان است.»
«چشمانداز ۲۰۳۰» تنها به پول نفت عربستان سعودی متکی نیست و این کشور به دنبال حدود ۱۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی به عنوان بخشی از برنامههای خود است. قتل جمال خاشقجی، روزنامهنگار سعودی، در سال ۲۰۱۸ در کنسولگری این کشور در استانبول، که اطلاعات آمریکا اعلام کرد به دستور محمد بن سلمان انجام شده است، برخی از سرمایهگذاران را ترسانده بود.
ریچارد برانسون یکی از کسانی بود که به نشانه اعتراض از معاملات در این کشور خارج شد. مونتاگ میگوید: «در نهایت، قتل جمال خاشقجی، هرچند نزدیک بود شهرت محمد بن سلمان را از بین ببرد، اما جهان از آن عبور کرد. آنچه محمد بن سلمان و اطرافیانش فهمیدند این است که غرب در نهایت به دنبال پول است و آنها بازگشتند.»
سناریوی «بدترین حالت» برای رؤیای بزرگ سعودی
این نظریه احتمالاً در صورت ادامه خصومتها بین آمریکا و نیروهای مقاومت در منطقه و درگیر شدن گستردهتر منطقه خلیج فارس، مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. مایکل راتنی، سفیر دولت بایدن در عربستان سعودی، معتقد است که بحران کنونی و عدم قطعیت درباره آینده، «بدترین سناریو» برای عربستان سعودی است.
راتنی که توسط کاخ سفید ترامپ در ریاض جایگزین نشده است، استدلال کرده که سعودیها «عشقی به رژیم ایران ندارند.» او گفت: «آنها دوست دارند این رژیم از بین برود. از سوی دیگر، فکر میکنم آنها در مورد توانایی آمریکا یا اسرائیل برای انجام این کار بسیار هوشیار هستند. و فکر میکنم آنها نگران گرفتار شدن در نتایج یک جنگ بینتیجه هستند، به خصوص اگر ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کند.»
عربستان سعودی میزبان نیروهای آمریکایی است و سفارت این کشور در ریاض هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. بحثهایی در مورد اینکه آیا این بحران، و به ویژه حملات نیروهای مقاومت، برخی از متحدان منطقهای را وادار به بازنگری در روابط خود با ایالات متحده خواهد کرد، وجود داشته است.
راتنی گفت: «این تا زمانی که گرد و غبار فرو بنشیند، تا زمانی که بحران تمام شود و آنها و ما و دیگران در منطقه فرصت فکر کردن به این موضوع را داشته باشیم، ناشناخته است. گفتن اینکه «اوه، آنها از ایالات متحده ناامید شدهاند، به دنبال شراکت در جای دیگری خواهند بود» آسان است. از سوی دیگر، آنها سرمایهگذاری زیادی در رابطه با ایالات متحده کردهاند. ممکن است آنها تصمیم بگیرند که ایالات متحده همچنان شریک آنها خواهد بود، آنها وضوح بیشتری در مورد رابطه میخواهند، اما در عین حال، آنها ریسک میکنند و همزمان شراکتهای عمیقتری با دیگران دنبال میکنند.»
