تحولات بنیادین در جغرافیای انرژی جهان: نفت آمریکا و خورشیدی چین؛ دستاوردهای توطئههای جنگطلبانه علیه ایران
در پی آشوبافکنیهای اخیر و توطئههای جنگطلبانه در منطقه غرب آسیا، شاهد تغییرات چشمگیری در نقشه انرژی جهان هستیم. در حالی که ناوگانی از نفتکشهای عظیم به سوی سواحل آمریکا روانه شدهاند، شرکتهای نفتی آمریکایی در حال آمادهسازی برای بهرهبرداری حداکثری از بحرانهای منطقهای هستند که خود واشنگتن مسبب اصلی آن است.
تقریباً ۳۰ فروند از این کشتیهای غولپیکر، که هر یک قادر به حمل ۲ میلیون بشکه نفت هستند، برای بارگیری نفت خام آمریکا قرارداد بستهاند. این نفت قرار است به بازارهای جهانی سرازیر شود که با بزرگترین بحران عرضه در تاریخ خود مواجه است.
تنها پنج سال پس از انقلاب شیل که آمریکا را به صادرکننده خالص انرژی و بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان تبدیل کرد، کاخ سفید اکنون در پی آن است که سهم خود را از بازار جهانی نفت افزایش دهد. این در حالی است که سلطه چندین دههای غرب آسیا بر بازار انرژی، در نتیجه جنگافروزیها و ناامنیهای تحمیلی، در حال فروپاشی است.
تعداد نفتکشهایی که آماده تجمع در آبهای آمریکا میشوند، تقریباً شش برابر تعداد ماهانهای است که پیش از تشدید بحران و اخلال در جریان سوختهای فسیلی غرب آسیا به بازار، نفت خام آمریکا را بارگیری میکردند.
پس از پاسخ قاطع ایران به حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی و مسدود شدن جریان روزانه ۱۰ میلیون بشکه صادرات نفت خلیج فارس از طریق تنگه استراتژیک هرمز، صادرات نفت خام آمریکا از پایانههای این کشور با یکسوم افزایش به رکورد ۵.۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. همچنین، صادرات هفتگی سوخت جت آمریکا دو برابر شده و به بالاترین حد خود رسیده است، در حالی که اروپا برای تأمین نیازهای خود دست و پا میزند و خطوط هوایی مجبور به کاهش پروازها شدهاند.
این بحران، نظم انرژی جهانی را تهدید میکند و وابستگی جهان به منابع غرب آسیا را آشکار میسازد. در عین حال، حرکت به سوی انرژیهای پاکتر را تسریع کرده و به ظهور ابرقدرتهای جدید انرژی منجر میشود.
صعود آمریکا و آمریکای لاتین در سایه بحران
گرایش جهان به سمت غرب، نشاندهنده بازآرایی احتمالی عرضه جهانی انرژی و بزرگترین تهدید برای سلطه آتی غرب آسیا بر انرژی است.
برای دههها، ذخایر عظیم نفتی عربستان سعودی، این پادشاهی را به بزرگترین تأمینکننده نفت خام جهان و رهبر دوفاکتوی کارتل اوپک و متحدانش تبدیل کرده بود. اما در عرض چند هفته، جنگ تحمیلی و ناامنیهای منطقهای، یکسوم تولید نفت خام عربستان را از بین برده است.
به گفته تحلیلگران شرکت مشاوره ریستاد انرژی، راهاندازی مجدد میادین نفت و گاز تعطیل شده منطقه و زیرساختهای آسیبدیده از حملات پهپادی، بین ۳۴ تا ۵۸ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. روند بازگرداندن تولید به سطوح قبلی ممکن است سالها به طول انجامد، آن هم اگر اصلاً محقق شود.
دونکان وود، رئیس شورای سیاست بینالملل اقیانوس آرام، میگوید: «آنچه در غرب آسیا مشاهده میکنیم، تنها اختلال در عرضه نفت و گاز نیست. هر دولت عاقلی به دنبال کاهش آسیبپذیری، افزایش استقلال و تنوع بخشیدن به منابع انرژی خود است.»
در حالی که تردیدها در مورد سلطه آتی پترودلارهای خلیج فارس عمیقتر میشود، افزایش قیمتها در بازار، رشد قاره آمریکا را تقویت کرده است. انتظار میرود رشد تولید نفت خام آمریکا و کانادا – که در سالهای اخیر شتاب گرفته است – در طول دهه ۲۰۲۰ نیز ادامه یابد. با این حال، تقریباً نیمی از رشد عرضه نفت جهان در بقیه این دهه، از رونق نفتی آمریکای لاتین خواهد بود.
رادیکا بانسال، پژوهشگر ارشد در ریستاد انرژی، اظهار داشت: «درگیری غرب آسیا بیش از افزایش قیمت نفت عمل کرده است. آمریکای جنوبی اکنون به عنوان مهمترین منبع عرضه افزایشی جهان قرار گرفته است… دقیقاً در لحظهای که جهان به دنبال جایگزینهاست.»
حتی پیش از بحران، تحلیلگران ریستاد به تولید نفت از سواحل برزیل، گویان و سورینام، و همچنین سازند شیل واکا موئرتا در حوضه نوکوئن آرژانتین، به عنوان مناطق کلیدی برای رشد سوختهای فسیلی جهان اشاره کرده بودند. انتظار میرفت این کشورها تا پایان دهه، تقریباً ۲.۵ میلیون بشکه در روز به افزایش جهانی ۵.۶ میلیون بشکه اضافه کنند. اما ریستاد میگوید اگر قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، این میتواند تا اواسط دهه ۲۰۳۰، ۲.۱ میلیون بشکه در روز نفت خام اضافی در سراسر آمریکای جنوبی را آزاد کند.
پیشبینیها نشان میدهد که ونزوئلا در مسیر افزایش تولید خود به ۱ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۳۵ قرار دارد، اما این رقم میتواند «به طور قابل توجهی بالاتر» باشد اگر شرکتهای بزرگ نفتی غربی از جمله اکسونموبیل، شورون و شل به فراخوان ترامپ برای بهرهبرداری از ذخایر عظیم نفتی این کشور توجه کنند. بانک سرمایهگذاری آمریکایی گلدمن ساکس پیشبینی کرده است که این افزایش میتواند تا ۲ میلیون بشکه در روز باشد.
پالایشگاههای آمریکایی از همین حالا از رشد آمریکای لاتین سود مالی میبرند. افزایش شدید و سودآور محمولههای سوخت جت آمریکا به اروپا، با نفت وارداتی از ونزوئلا، که بزرگترین ذخایر نفت خام جهان را در اختیار دارد، تأمین شده است.
پس از دههها بیتوجهی، صادرات نفت ونزوئلا از ۸۶۰ هزار بشکه در روز در دوران ریاست جمهوری نیکلاس مادورو، به کمی بیش از ۱.۱ میلیون بشکه در کمتر از چهار ماه پس از اقدام نظامی آمریکا برای سرنگونی دولت او در ژانویه، افزایش یافته است. این نشاندهنده تلاش آمریکا برای کنترل منابع حیاتی در منطقه است.
انقلاب الکترواستیت و نقش چین
صعود قاره آمریکا ممکن است با بازگشایی زودتر از موعد تنگه هرمز متوقف شود. به گفته دیلن وایت، مدیر شرکت مشاوره نفتی وود مکنزی، اگر درگیریها در ماههای آینده حل و فصل شود، بازگشت کامل تولید نفت خلیج فارس میتواند ظرف یک سال محقق شود.
هرگونه افزایش کوتاهمدت در تولید نفت از قاره آمریکا «در مقایسه با حجم تلفات ناشی از مسدود شدن ترانزیت تنگه هرمز» ناچیز خواهد بود. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که تولیدکنندگان غرب آسیا به بازاری بازگردند و همان سطح تقاضا را بیابند.
تمرکز بر تغییر مسیر جریان سوختهای فسیلی، یک بازآرایی کلیدی دیگر در سیستم انرژی جهانی را نادیده میگیرد: ظهور الکترواستیتها. وود مکنزی معتقد است «برنده مطلق» بحران ایران، احتمالاً چین خواهد بود.
چین مدتهاست که بر زنجیرههای تأمین اجزای اصلی فناوریهای انرژی پاک، از توربینهای بادی گرفته تا پنلهای خورشیدی و باتریها، تسلط دارد. قدرت صنعتی پکن به بزرگترین واردکننده انرژی جهان کمک کرده است تا بین ۶۰ تا ۸۵ درصد از بازار جهانی انرژیهای تجدیدپذیر را در زمانی که کشورها در حال آماده شدن برای تسریع حرکت به دور از سوختهای فسیلی هستند، به دست آورد.
چین به عنوان اولین «الکترواستیت» جهان، در تضاد با پیگیری کاخ سفید برای سلطه بر سوختهای فسیلی قرار دارد. این کشور همچنین نقش مهمی در ایجاد نظم جدید انرژی ایفا خواهد کرد.
امبر، یک اتاق فکر آب و هوا و انرژی، میگوید: «چین از رهبری خود در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر و برقرسانی، تولید و نوآوری، استقرار داخلی و صادرات جهانی، اهرم استراتژیک به دست میآورد. چین صرفاً سختافزار الکتروتکنولوژی تولید نمیکند، بلکه آیندهای از انرژی را میسازد که در آن موقعیت فرماندهی دارد.»
این بحران به این معنی است که بزرگترین تأمینکننده فناوریهای پاک جهان، این اجزا را با نرخهای بیسابقهای میفروشد، زیرا کشورها برای قطع دائمی استفاده از سوختهای فسیلی آماده میشوند.
یوان گراهام، تحلیلگر ارشد امبر، میگوید: «شوکهای سوخت فسیلی، افزایش انرژی خورشیدی را تقویت میکنند. انرژی خورشیدی قبلاً به موتور اقتصاد جهانی تبدیل شده بود، و اکنون شوکهای فعلی قیمت سوختهای فسیلی آن را یک پله بالاتر میبرد.»
صادرات ظرفیت فناوری خورشیدی چین تنها در ماه اول بحران ایران دو برابر شد و به رکورد بالایی رسید. ۶۸ گیگاوات صادرات، بیش از کل ظرفیت انرژی خورشیدی اسپانیا بود.
در حالی که بزرگترین سرمایهگذار انرژی تجدیدپذیر جهان برای رهبری یک خیزش انرژی سبز علیه بحران سوختهای فسیلی آماده میشود، هزینههای انرژی خود آن بیش از اکثر کشورها از تأثیر بحران انرژی جهانی محافظت خواهد شد.
پکن در سکوت، از سالها کاهش قیمت نفت برای انباشت ذخایر بیسابقه نفت خام استفاده کرد – که تخمین زده میشود ۱.۴ میلیارد بشکه باشد، کافی برای پوشش هفت ماه واردات از طریق تنگه – در حالی که برنامههای خود را برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی تسریع میکرد.
در سال ۲۰۲۰، چین هدفی را برای خودروهای الکتریکی تعیین کرد که ۲۰ درصد از کل فروش خودروهای جدید در سال ۲۰۲۵ را تشکیل دهند. این هدف بسیار فراتر رفت: خودروهای الکتریکی سال گذشته نیمی از کل فروش خودروهای جدید را به خود اختصاص دادند. میزان سوخت صرفهجویی شده از فراتر رفتن از اهداف خود، تقریباً برابر با آن چیزی است که چین قبل از بحران از عربستان سعودی وارد میکرد، به گفته مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک، یک اتاق فکر. این خودروها توسط یک سیستم برقرسانی که عمدتاً به زغال سنگ و صنعت انرژی سبز در حال رشد سریع آن متکی است، تأمین خواهند شد.
عصر جدید انرژی و چالشهای پیش رو
بین صعود پترودلارهای آمریکایی در غرب و آینده الکترواستیت چین در شرق، کشورهای توسعهیافته اروپا و اقتصادهای در حال رشد در آسیا و آفریقا قرار دارند. بحران انرژی به این معنی است که کشورها در هفتهها و ماههای آینده برای تأمین منابع انرژی خود دست و پا میزنند، اما بسیاری نیز به دههها آینده فکر خواهند کرد.
افزایش انرژی خورشیدی چین به این معنی بود که حدود ۵۰ کشور رکوردهای جدیدی در واردات خورشیدی ثبت کردند که بیشتر آنها در آفریقا و آسیا بودند. صادرات به آفریقا ۱۷۶ درصد نسبت به فوریه افزایش یافت، در حالی که صادرات به آسیا دو برابر شد. کشورهای اتحادیه اروپا، از جمله ایتالیا و لهستان، نیز رکوردهای واردات خورشیدی را داشتند.
منطق اقتصادی انرژی تجدیدپذیر ارزان و ایمن در بحران نفت و گاز به سادگی قابل توجیه است. برای کشورهایی که زیرساختهای سوخت فسیلی قدیمی دارند، جذابیت منابع جدید سوخت فسیلی از قاره آمریکا میتواند همچنان انقلاب سبز را کند کند، اگر بازگشایی تنگه هرمز اجازه بازگشت حجمهای غرب آسیا را بدهد.
امبر میگوید: «دهه آینده تعیینکننده خواهد بود. برندگان و بازندگان جدیدی ظهور خواهند کرد. شرکتها و ملتهایی که میخواهند در این دوران پیشرفت کنند، باید استراتژیهای خود را به همان اندازه که سیستم انرژی در حال تغییر است، به طور اساسی بازنگری کنند.»
#انرژی_جهانی #نفت_آمریکا #انرژی_خورشیدی_چین #تنگه_هرمز #سیاست_آمریکا #اقتصاد_مقاومتی #انرژی_پاک #خاورمیانه #جنگ_اقتصادی #تحولات_ژئوپلیتیک
