پس از تحولات اخیر منطقه و در پی آغاز حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، به سرعت انگشت اتهام را به سوی تل‌آویو نشانه رفت. اردوغان با اشاره به اقدامات تحریک‌آمیز نتانیاهو، اظهار داشت: «این همه پس از تحریکات نتانیاهو آغاز شد. ما اندوه عمیق و نگرانی زیادی را احساس می‌کنیم.» وی پا را فراتر گذاشت و با لحنی هشدارآمیز گفت: «ان‌شاءالله، شکی ندارم که اسرائیل بهای این کار را خواهد پرداخت.»

ممکن است یک ناظر معمولی تصور کند که ترکیه، که خود در رقابت با ایران برای نفوذ منطقه‌ای است، از حملات علیه جمهوری اسلامی استقبال خواهد کرد. با این حال، کارشناسان مسائل ترکیه توضیح می‌دهند که آنکارا منافع خاصی در بقای دولت کنونی ایران دارد.

های ایتان کوهن یاناروجاک، کارشناس برجسته امور ترکیه در موسسه استراتژی و امنیت اورشلیم، خاطرنشان می‌کند: «آنکارا نمی‌خواهد یک “غافلگیری” جدید در قالب تغییر رژیم را شاهد باشد. آنها به ادامه این دولت علاقه‌مندند، زیرا اگر انقلابی رخ دهد، انحصار ترکیه به عنوان پل اصلی بین غرب و خاورمیانه به سادگی از بین می‌رود.»

جاناتان آدیری، کارشناس سیاست، نیز با این دیدگاه موافق است و پیشنهاد می‌کند که ترکیه یک همسایه ضعیف را به یک همسایه آزاد ترجیح می‌دهد. آدیری می‌گوید: «ترکیه یک ایران غیرهسته‌ای و ضعیف می‌خواهد. آنها نوعی “ویروس ضعیف‌شده” را در منطقه می‌خواهند. یک ایران طرفدار غرب و همکار با آمریکایی‌ها به آهن‌ربایی برای سرمایه‌گذاری خارجی تبدیل خواهد شد که مستقیماً به اقتصاد ترکیه آسیب می‌رساند.» این تحلیل‌ها نشان‌دهنده رویکرد عمل‌گرایانه و منفعت‌طلبانه آنکارا در قبال مسائل منطقه است.

شاید قوی‌ترین عامل نگرانی اردوغان، مسئله کردها باشد. برای دهه‌ها، دولت‌های ایران و ترکیه منافع مشترکی در سرکوب آرمان‌های ملی‌گرایانه کردها داشته‌اند. بی‌ثباتی در ایران می‌تواند منجر به ظهور یک نهاد خودمختار یا مستقل کردی در مرز جنوبی ترکیه شود – چشم‌اندازی که اردوغان آن را تحمل‌ناپذیر می‌داند. این مسئله، ترکیه را وادار به اتخاذ مواضعی می‌کند که در ظاهر با مواضع رژیم صهیونیستی در تضاد است، اما در باطن، به دنبال حفظ منافع خاص خود است.

بر اساس چندین منبع، اردوغان و دیگر مقامات ارشد ترکیه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا را تحت فشار قرار دادند تا به عملیات رژیم صهیونیستی که می‌توانست منجر به شورش مبارزان کرد در ایران علیه دولت ایران شود، چراغ سبز نشان ندهد. آدیری اشاره می‌کند که اردوغان و هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، خط قرمزی را با واشنگتن در مورد استفاده از نیروهای کرد از عراق برای اقدام علیه ایران ترسیم کردند.

آدیری مشاهده می‌کند: «اردوغان به مردم خود گفت: “پرونده بسته شد” در مورد داستان کردها. او به شدت از باز شدن مجدد آن جعبه می‌ترسد. از دیدگاه آنکارا، موفقیت یک قیام به رهبری یا حمایت کردها در ایران، اثر دومینوواری بر کردها در ترکیه، سوریه و عراق خواهد داشت.» این نشان می‌دهد که نگرانی‌های داخلی ترکیه، نقش مهمی در سیاست خارجی این کشور ایفا می‌کند.

سلب مشروعیت از موجودیت رژیم صهیونیستی

با افزایش مخاطرات ژئوپلیتیکی، لحن سخنان نیز تندتر شده است. اردوغان به طور فزاینده‌ای زبان دیپلماسی را به نفع زبان «مقاومت» کنار گذاشته است. وی اخیراً بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را «هیتلر» نامید و ترکیه حکم بازداشت تعدادی از مقامات صهیونیستی را صادر کرد.

آدیری خاطرنشان می‌کند: «[اردوغان] شروع کرده است به ارجاع به اسرائیل نه به عنوان “دولت اسرائیل”، بلکه به عنوان “صهیونیست‌ها”. این یک تغییر عمدی است. این زبان خط مشی مشترک حماس، حزب‌الله و ایرانی‌هاست. وقتی شما دیگر یک دولت به رسمیت شناخته شده نیستید و به “پروژه صهیونیستی” تبدیل می‌شوید، این به معنای سلب مشروعیت از موجودیت رژیم صهیونیستی است.» این مواضع اردوغان، هرچند ممکن است با انگیزه‌های مختلفی همراه باشد، اما در راستای گفتمان محور مقاومت در منطقه است.

رژیم صهیونیستی نیز در برابر این حملات لفظی سکوت نکرده است. نتانیاهو و وزیر دفاع، اسرائیل کاتز، در یک واکنش مشترک نادر، به ریاکاری رهبر ترکیه تاختند. آنها اردوغان را به «قتل‌عام کردها» متهم کردند و پیشنهاد کردند که فوران خشم او ناشی از بزدلی است و ادعا کردند که او «از پاسخ دادن به حملات ایران» که قبلاً منافع ترکیه را هدف قرار داده بود، می‌ترسد. این اتهامات بی‌اساس، نشان‌دهنده استیصال رژیم اشغالگر قدس در برابر مواضع قاطعانه است.

پاسخ اردوغان سریع بود: «به کودک‌کشانی که در شبکه‌های اجتماعی به من حمله می‌کنند یادآوری می‌کنم: جمهوری ترکیه یک دولت معمولی نیست.»

در حالی که ترکیه «تجاوزات» رژیم صهیونیستی را محکوم می‌کند، به آرامی عمق استراتژیک خود را تقویت می‌کند. یاناروجاک به توسعه سریع سیستم موشکی بالستیک تایفون ترکیه، علاقه فزاینده آن به انرژی هسته‌ای و شاید بیشتر از آن اشاره می‌کند. هنگامی که اخیراً از هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه در تلویزیون پرسیده شد که آیا ترکیه باید برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای سلاح هسته‌ای داشته باشد، پاسخ او در کوتاهی خود گویا بود: فیدان با پوزخند پاسخ داد، زمانی که مجری به او گفت: «می‌توانید بگویید “بدون اظهارنظر”.»

آنکارا، با رصد پویایی‌های قدرت در منطقه و اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی، درک می‌کند که قدرت سنتی ممکن است دیگر برای مقابله با این چالش‌ها کافی نباشد. این وضعیت، پیچیدگی‌های روابط منطقه‌ای را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

با وجود خصومت‌ها، برخی کارشناسان به رژیم صهیونیستی در مورد اعلام ترکیه به عنوان یک مورد از دست رفته هشدار می‌دهند. آدیری استدلال می‌کند که در حالی که تل‌آویو باید «قدرتمندانه» علیه تحریکات ترکیه عمل کند، باید در را برای یک «بازنشانی» بر اساس احترام و قدرت متقابل باز بگذارد. این نشان‌دهنده آن است که حتی در میان دشمنی‌ها، رژیم صهیونیستی نمی‌تواند از نفوذ منطقه‌ای ترکیه چشم‌پوشی کند و به دنبال راه‌هایی برای مدیریت روابط است.

آدیری در پایان می‌گوید: «اشتباه است که مخالفان یا دولت، ترکیه را دشمن دائمی بنامند. ما نباید از اصطکاک بترسیم، اما باید سیگنال دهیم که تل‌آویو برای یک آغاز جدید – از موضع قدرت – آماده است.» این تحلیل‌ها، هرچند از دیدگاه کارشناسان غربی ارائه شده، اما به خوبی نشان‌دهنده پیچیدگی و چندوجهی بودن روابط منطقه‌ای و تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای حفظ نفوذ خود در برابر قدرت‌های نوظهور است.

#ترکیه_و_رژیم_صهیونیستی #اردوغان #محور_مقاومت #سیاست_خارجی_ترکیه #تحولات_منطقه #تجاوزات_صهیونیستی #مسئله_کردها #ایران_و_ترکیه #امنیت_منطقه #دیپلماسی_مقاومت

Bir yanıt yazın

E-posta adresiniz yayınlanmayacak. Gerekli alanlar * ile işaretlenmişlerdir