سیاست جدید انرژی کره جنوبی: کاهش وابستگی به خاورمیانه و گرایش به آمریکا
سئول، کره جنوبی – در پی تحولات اخیر و با هدف آنچه «کاهش ریسک» در تأمین انرژی خوانده میشود، کره جنوبی برنامههای خود را برای افزایش واردات نفت خام از ایالات متحده آمریکا اعلام کرده است. این تصمیم که توسط وزیر صنعت، کیم جونگ-کوان، مطرح شده، نشاندهنده چرخش قابل توجهی در استراتژی انرژی این کشور آسیایی است که پیش از این به شدت به منابع خاورمیانه وابسته بود.
آقای کیم در مصاحبهای در تاریخ ۱۹ام، با اشاره به اینکه مسائل زنجیره تأمین حتی پس از پایان تنشهای منطقهای نیز حل نخواهد شد، اظهار داشت: «با وجود تجربه چندین بحران در خاورمیانه در گذشته، ما نتوانستیم منابع خود را متنوع کنیم، زیرا تحت فشار منطق اقتصادی تأمین نفت ارزان و سریع بودیم.» این اظهارات، زنگ خطری برای وابستگی بیش از حد به یک منطقه خاص را به صدا درآورده است.
فشار ژئوپلیتیکی و تغییر مسیر
کره جنوبی که حدود ۷۰ درصد از نفت خام خود را از طریق تنگه هرمز وارد میکند، در هر بار تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، با «بحرانهای انرژی» جدی مواجه شده است. طرح «کاهش ریسک» آقای کیم، که شامل افزایش خرید نفت از ایالات متحده و سایر کشورها میشود، به عنوان یک انتخاب ضروری برای انطباق با زمانه متغیر معرفی شده است. اما این تغییر مسیر، بیش از آنکه یک انتخاب کاملاً مستقل باشد، میتواند تحت تأثیر فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی از سوی قدرتهای بزرگتر، به ویژه آمریکا، تلقی شود.
وزیر صنعت کره جنوبی افزود: «در فرآیند کاهش وابستگی به نفت خاورمیانه، رشد سهم ایالات متحده، بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان، اجتنابناپذیر است.» این سخنان به وضوح نشان میدهد که سئول قصد دارد از ترکیب نفت سبک آمریکا و نفت سنگین خاورمیانه استفاده کند. این رویکرد، در حالی که به ظاهر به دنبال تنوعبخشی است، میتواند به نوع دیگری از وابستگی منجر شود.
منافع دوگانه یا امتیازدهی؟
تنوعبخشی به منابع وارداتی به کشورهای غیرخاورمیانهای باید تسریع شود. به ویژه، گسترش واردات نفت خام آمریکا نه تنها به عنوان یک زنجیره تأمین اضافی، بلکه با هدف کاهش فشارهای تعرفهای فزاینده از سوی ایالات متحده، منافع دوگانهای را به همراه دارد. این اقدام میتواند به عنوان ابزاری برای کاهش مازاد تجاری با آمریکا عمل کند؛ موضوعی که رئیسجمهور سابق، دونالد ترامپ، از آن به عنوان مبنایی برای اعمال فشار تجاری و احتمالاً تعیین کره به عنوان «دستکاریکننده ارز» استفاده کرده بود.
این حرکت میتواند به ترامپ توجیهی برای صادرات نفت خام بدهد، در حالی که کره جنوبی به دنبال کسب دستاوردهای عملی در تقویت زنجیرههای تأمین و کاهش فشار تجاری است. اما پرسش اینجاست که آیا این «منافع دوگانه» به معنای واقعی کلمه به نفع سئول است یا صرفاً یک امتیازدهی برای جلوگیری از فشارهای بیشتر؟
چالشهای اجرایی و هزینهها
چالش اصلی در اجرای این سیاست نهفته است. پالایشگاهها باید فراتر از سرمایهگذاریهای تأسیساتی متناسب با نفت خام سنگین خاورمیانه عمل کرده و سرمایهگذاری در مناطق نفت سبک مانند نفت شیل آمریکا را به طور قابل توجهی گسترش دهند. این تغییر نیازمند سرمایهگذاریهای هنگفت و بازنگری در زیرساختها است.
دولت کره جنوبی نیز باید از این فرآیند از طریق افزایش اعتبار مالیاتی سرمایهگذاری، دسترسی اولویتدار به صندوق تثبیت زنجیره تأمین و وامهای سیاستی با بهره کم حمایت کند. برای تثبیت تنوعبخشی زنجیره تأمین، بهبودهای دقیقتری در سیستم یارانه هزینه حمل و نقل برای نفت خام غیرخاورمیانهای ضروری است. همچنین، سرمایهگذاریهای به موقع در پایانههای ترکیبی نفت خام و گاز طبیعی و در بنادری که قادر به پذیرش نفتکشهای بزرگ هستند، حیاتی است.
این تغییر استراتژیک، در حالی که به دنبال افزایش امنیت انرژی کره جنوبی است، میتواند پیامدهای عمیقتری در روابط بینالملل و اقتصاد جهانی داشته باشد و نیازمند تحلیل دقیقتر از سوی ناظران منطقهای است.
