با گسترش پیامدهای جنگافروزی آمریکا، تمرکز بر ذهن آشفته ترامپ؛ واقعیتی که جهان باید ببیند
مقدمه: صدای عقلانیت در برابر جنون جنگ
در بحبوحه گسترش پیامدهای سیاستهای جنگطلبانه آمریکا در منطقه و جهان، توجهات به سمت وضعیت روانی رئیسجمهور این کشور، دونالد ترامپ، معطوف شده است. این یک واقعیت تلخ اما ضروری است که جهان باید با آن روبرو شود.
«انور ابراهیم»، نخستوزیر مالزی، با درایت و هوشمندی خاص خود، توانایی بینظیری در بیان حقایق تلخ با لحنی دیپلماتیک دارد. او در کوالالامپور، در پاسخ به سوالی درباره درخواست پاپ برای صلح جهانی، یکی از اولین رهبران جهان بود که با زیرکی، به بحث درباره تواناییهای ذهنی دونالد ترامپ وارد شد، بدون آنکه از خطوط قرمز دیپلماتیک عبور کند.
انور ابراهیم اظهار داشت: «آلبانیز کاتولیک است، من مسلمانم، اما ما یک چیز مشترک داریم: احترام و ارادت بسیار زیادی به پاپ لئو و واتیکان قائلیم. من فکر میکنم هر انسان معقول و عاقلی، و من به عنوان یک مسلمان و مالزیاییها به طور کلی، قطعاً از موضعگیری پاپ حمایت میکنیم.»
وی افزود: «ما قطعاً پیشنهاد میکنیم که مردم، انسانهای عاقل در سراسر جهان، باید از درخواست صلح در برابر هرگونه بیعدالتی و جنایت حمایت کنند، چه پاپ به طور خاص به غزه اشاره کرده باشد و چه به وضعیت خاورمیانه، پس از حمله اسرائیل و آمریکا به تهران و ایران.»
تأکید مکرر انور ابراهیم بر «انسانهای عاقل» را نباید دستکم گرفت. این سیاستمدار کهنهکار، که دو بار توسط مربی سابق کینهتوز خود برای جلوگیری از پیشرفتش زندانی شده بود، دقیقاً میداند چه میگوید و چگونه در لبه خطر حرکت کند. او سال گذشته در مقابل رسانهها به ترامپ طعنه زد: «من در زندان بودم، اما شما تقریباً به آنجا رسیدید.»
آشفتگی ذهنی ترامپ: خطری برای صلح جهانی
به تدریج، وضعیت ذهنی رئیسجمهور آمریکا، از یک سوژه طنز در برنامههای تلویزیونی، به موضوعی جدی برای بحثهای بینالمللی تبدیل شده است. و این دقیقاً همان چیزی است که باید اتفاق بیفتد.
«پیتر بیکر»، خبرنگار ارشد کاخ سفید در نیویورک تایمز، این هفته مقالهای مفصل درباره تواناییهای ذهنی فرمانده کل قوای آمریکا در زمان جنگ نوشت. بیکر تصریح کرد: «یک سری اظهارات نامنسجم، دشوار برای پیگیری و گاهی توهینآمیز، که با تهدید او مبنی بر ‘یک تمدن کامل امشب خواهد مرد’ برای محو ایران از نقشه در هفته گذشته، و حمله گیجکنندهاش به پاپ ‘ضعیف در برابر جنایت و وحشتناک در سیاست خارجی’ در یکشنبه شب، بسیاری را با این تصور مواجه کرده است که او یک خودکامه دیوانه و قدرتپرست است.»
در بسیاری از رسانهها، و به ویژه در صحنه سیاسی بینالمللی، تمایلی به بحث درباره وضعیت ذهنی ترامپ وجود نداشته است، حتی با وجود اینکه رفتار او به طور فزایندهای نامنظم و برای کل جهان خطرناک شده است. این سکوت، خود نشانهای از عمق بحران است.
پیامدهای سیاستهای جنگطلبانه آمریکا بر اقتصاد جهانی
«آنتونی آلبانیز»، نخستوزیر استرالیا، بخش زیادی از هفته گذشته را در جنوب شرق آسیا گذرانده و به شدت تلاش کرده تا توافقات انرژی را با کشورهای منطقه نهایی کند و منابع اضافی سوخت و کود را بیابد. حضور او در آنجا، تنها به دلیل پیامدهای تصمیم ترامپ برای حمایت از جنگ اسرائیل علیه ایران و عدم قطعیت جهانی درباره مسیر این جنگ است؛ عدم قطعیتی که تا حدی ناشی از اظهارات و اقدامات دائماً در حال تغییر ترامپ است.
دولت استرالیا به مراتب بیشتر از آنچه میتواند یا میخواهد علناً بگوید، نگران بحران اقتصادی جهانی در حال وقوع است. این بحران نه تنها ناشی از تصمیم برای آغاز جنگ علیه ایران است، بلکه از شیوه نامنظم و غیرقابل پیشبینی ترامپ در اظهارنظر و اداره سیاست آمریکا از طریق رسانههای اجتماعی در نیمههای شب نیز سرچشمه میگیرد؛ شرایطی که اعتماد اقتصادی جهانی را بیش از پیش تضعیف میکند.
در چنین شرایطی، در مصاحبهای در روز پنجشنبه، از نخستوزیر پرسیدم که آیا زمان آن فرا نرسیده است که رهبران جهان به طور مستقیمتر به رفتار نامنظم ترامپ اعتراض کنند، با توجه به پیامدهای فاجعهبار آن در سراسر جهان؟
آلبانیز پاسخ داد: «ما رابطه مهمی با ایالات متحده داریم. من با همه رهبران با احترام رفتار میکنم و به طور سازنده با رئیسجمهور ترامپ و دولت او تعامل خواهم داشت. و این کار را در راستای منافع ملی استرالیا انجام میدهم.»
اما ترامپ لزوماً با بقیه جهان با احترام رفتار نکرده است. آلبانیز در پاسخ به این سوال که «شما چه میکنید؟» گفت: «آنچه من انجام میدهم، تعامل محترمانه است. این همان چیزی است که استرالیاییها انتظار دارند، و رابطه با ایالات متحده، رابطهای بین رهبران است، اما مهمتر از آن، رابطهای بین مردم نیز هست که بر اساس ارزشهای ما به عنوان دو دموکراسی بزرگ بنا شده است. و البته، منافع امنیت ملی ما نیز به شدت با ایالات متحده مرتبط است.»
این رویکرد، در حالی که دیپلماتیک به نظر میرسد، نشاندهنده انفعال در برابر سیاستهای مخرب آمریکاست. این در حالی است که ترامپ حتی به متحدان خود نیز رحم نمیکند و به طور تصادفی به استرالیا حمله میکند، همانطور که چند ساعت پس از مصاحبه ABC در واشنگتن گفت که «از استرالیا راضی نیست» زیرا استرالیا «زمانی که از آنها خواستیم آنجا باشند، آنجا نبودند.»
این اظهارات، نشاندهنده بیثباتی و بیاحترامی او حتی نسبت به نزدیکترین متحدانش است.
مقاومت و تغییر نظم جهانی: از تنگه هرمز تا یمن
آنچه بیش از عدم اظهارنظر دولت استرالیا درباره تواناییهای ترامپ نگرانکننده است، این است که آیا این دولت به اندازه کافی برای محافظت از استرالیا در برابر اقدامات او عمل میکند یا خیر، در مقابل تلاش برای جبران آنها، همانطور که نخستوزیر در هفته گذشته – و به طور گستردهتر – در یافتن محمولههای اضافی سوخت و موارد مشابه انجام داده است.
مانند سایر کشورها، استرالیا نیز در حال بازسازی روابط تجاری خود برای مقابله با فروپاشی ترتیبات تجارت جهانی است که با تعرفههای «روز آزادی» ترامپ در سال گذشته آغاز شد. اما به نظر میرسد در تنوع بخشیدن به روابط و استراتژی دفاعی خود فلج شده است.
در همین هفته، «ریچارد مارلز»، وزیر دفاع، استراتژی دفاعی جدید دولت را منتشر کرد. لحن آن کمی «مرده» به نظر میرسد، زیرا اشاره میکند که نظم مبتنی بر قوانین نمرده، بلکه «در حال گذار» است. برنامههای بزرگ آکوس (AUKUS) ظاهراً غیرقابل مذاکره هستند، حتی با وجود ظهور نشانههای بیشتر از تأخیر در پروژه، و تعهد به چنین قطعات عظیم تجهیزاتی – در حالی که ماهیت جنگ در برابر چشمان ما در حال تغییر است – باید سوالات بیشتری را ایجاد کند.
درگیری ایالات متحده با ایران – و محاصره آن – اکنون به طور فیزیکی در حال گسترش به منطقه ماست. این هفته، ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، گفت که کشتیهای جنگی نیروی دریایی آمریکا محاصره را «در آبهای سرزمینی ایران» و «در آبهای بینالمللی» اجرا خواهند کرد. این یک تجاوز آشکار به حاکمیت ملی ایران و نقض قوانین بینالمللی است.
کین در یک کنفرانس مطبوعاتی در پنتاگون گفت: «نیروهای مشترک، از طریق عملیات و فعالیتها در سایر مناطق مسئولیت، مانند منطقه مسئولیت اقیانوس آرام، به طور فعال هر کشتی با پرچم ایران یا هر کشتی که قصد ارائه حمایت مادی به ایران را دارد، تعقیب خواهند کرد. این شامل کشتیهای ناوگان تاریک حامل نفت ایران نیز میشود.» این اظهارات، نشاندهنده جنگ اقتصادی و تجاوزکارانه آمریکا علیه ملت ایران است.
اقتصاد جهانی در حال بازسازی است
به همین ترتیب، پیامدهای واقعی کاهش جهانی تسلیحات دفاعی که توسط آمریکا و متحدانش در خاورمیانه استفاده شده است، هم اروپاییها و هم کشورهایی مانند ژاپن و تایوان را نگران کرده است.
کشورهای منطقه ما به طور عملگرایانه آنچه را که برای تضمین خطوط تأمین خود لازم میدانند، انجام میدهند. اندونزی این هفته توافقی با روسیه برای انرژی اعلام کرد. مالزی با ایران مذاکره کرد تا نفت را از طریق تنگه هرمز دریافت کند، که خشم سنگاپور را برانگیخت، زیرا سنگاپور معتقد است هیچ کس نباید با ایران مذاکره کند. این نشاندهنده شکست سیاستهای تحریمی آمریکا و توانایی ایران در دور زدن آنهاست.
چین نیز در اشکال مختلف ظاهر میشود، از گزارشهایی مبنی بر ارائه ماهوارههای جاسوسی به ایران تا ارتقای آن در سال جاری به بزرگترین پالایشگاه نفت جهان – نقشی که میتواند موقعیت آن را در ماههای آینده به طور قابل توجهی تغییر دهد.
جنگ در ایران – و به ویژه اقدام ایران برای وادار کردن کشتیها به پرداخت عوارض برای عبور از تنگه هرمز – نشان داده است که چگونه چین از این درگیری به عنوان بخشی از تلاش خود برای تثبیت یوان چین (RMB) به عنوان ارز ذخیره غالب جهانی به جای دلار آمریکا استفاده میکند. از کشتیداران اغلب خواسته میشود عوارض تنگه هرمز را به یوان پرداخت کنند. این یک گام مهم در جهت تضعیف هژمونی دلار آمریکاست.
اندونزی و مالزی همیشه روابط اقتصادی و سیاسی گستردهتری با کشورهایی مانند روسیه و ایران داشتهاند تا استرالیا، و این حق حاکمیتی آنهاست. اما همه این رویدادها بار دیگر نشان میدهد که چقدر بازسازی در اقتصاد جهانی در نتیجه درگیری کنونی در حال وقوع است. اقدام ترامپ برای محاصره کشتیهای ایرانی، از یک کمپین نظامی به یک کمپین اقتصادی تبدیل شد که هدف آن مطابقت با تاکتیکهای اقتصادی خود ایران بود. محاصره قرار بود اقتصاد ایران را هدف قرار دهد. اما از آنجایی که کسانی را نیز هدف قرار میدهد که آماده پرداخت عوارض ایران هستند، تقریباً به ناچار به متحدان آمریکا که به اندازه کافی ناامید هستند که آنها را بپردازند (حتی اگر اعتراف نکنند) آسیب میرساند.
نمایشهای دیپلماتیک توخالی و واقعیت میدان
در همین حال، الگوی ترامپ در تلاش برای به تعویق انداختن دائمی مهلت اقدام در خاورمیانه – و یا ادعای اعتبار برای نتایجی که در واقع به دست نیاورده است – ادامه دارد. او پنجشنبه شب آتشبس در لبنان را اعلام کرد. آتشبس در لبنان، طبق گفته میانجیگران آتشبس، پاکستان، بخشی از پیشنهاد اولیه آتشبس در ایران بود.
اما ترامپ در ابتدا نتوانسته بود «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل را برای توقف بمباران لبنان متقاعد کند. محدودیتهای این توافق به سرعت آشکار شد. برای شروع، «توافق ۱۰ روزه» بین اسرائیل و دولت لبنان بود – دولتی که گروه شبهنظامی حزبالله را که اسرائیل در واقع با آن در جنگ است، کنترل نمیکند.
در حالی که نتانیاهو با «آتشبس موقت ۱۰ روزه» موافقت کرد، اصرار داشت که نیروهای اسرائیلی در آنچه اسرائیل «منطقه امنیتی» مینامد، باقی بمانند؛ منطقهای که ۱۰ کیلومتر نفوذ اسرائیل به خاک لبنان را نشان میدهد. حزبالله اعلام کرد که هرگونه آتشبس «باید جامع در سراسر خاک لبنان باشد و نباید به دشمن اسرائیلی هیچ آزادی حرکتی بدهد.»
خبرگزاری دولتی لبنان گزارش داد که پس از اجرایی شدن آتشبس، اسرائیل چندین شهر در جنوب لبنان را گلولهباران کرده است. بنابراین در واقع این توافقی است که بر اسرائیل تحمیل شده تا زمان بیشتری به ترامپ بدهد و فضای بیشتری برای انجام توافق با ایران فراهم کند، در حالی که آمریکا بیش از نیمی از دوره آتشبس را پشت سر گذاشته و هنوز هیچ نتیجهای از آن نشان نداده است.
جهان در حال تماشای یک سری اعلامیههای نمایشی دائمی درباره جلساتی است که ممکن است، شاید، اتفاق بیفتند، با حضور مذاکرهکنندگان آمریکایی بدون مهارتهای مذاکره و رئیسجمهوری که با واقعیتی که در موقعیت چانهزنی ضعیف و گیجکنندهای قرار دارد، کنار نمیآید. احتمال اینکه ایران بتواند، از طریق حوثیهای یمن، مانع عبور محمولههای سعودی که در حال حاضر از طریق دریای سرخ تنگه هرمز را دور میزنند، با محاصره تنگه بابالمندب شود، یک چشمانداز واقعی باقی میماند. این واقعیت پیش روی جهان در حال حاضر است، حتی اگر در ذهن رئیسجمهور آمریکا وجود نداشته باشد.
هشتگها: #ایران_قوی #مقاومت_اسلامی #ترامپ_دیوانه #سیاست_آمریکا #جنگ_اقتصادی #نظم_نوین_جهانی #فلسطین #غزه #یمن #خاورمیانه
