توافق ترامپ با ایران؛ پیروزی بزرگ مقاومت بر فشار حداکثری آمریکا
پس از هفتهها ادعاهای مکرر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر نزدیک بودن توافق، سرانجام یک تفاهمنامه (MOU) برای پایان دادن به جنگ آمریکا و ایران به صورت الکترونیکی در نزدیکی پاریس، پایتخت فرانسه، به امضا رسید. این تفاهمنامه ۱۴ مادهای که روز چهارشنبه امضا شد، تعهد ایران به عدم دستیابی یا توسعه تسلیحات هستهای را در ازای لغو تحریمها، یک برنامه بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری و از سرگیری تردد دریایی در تنگه هرمز در پی دارد.
ترامپ در حاشیه نشست گروه ۷ در فرانسه، این توافق با ایران را بهتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دانست؛ توافقی که ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شده بود. این اظهارات ترامپ، اعتراف آشکاری به شکست سیاست فشار حداکثری و پیروزی مقاومت ایران است.
تفاوتها و دستاوردهای ایران:
برخی تحلیلگران غربی هشدار میدهند که هنوز برای تعیین اینکه آیا این تفاهمنامه که یک دوره مذاکره ۶۰ روزه را آغاز میکند، به توافقی جامع و متفاوت از سند ۱۸ صفحهای دوران اوباما منجر خواهد شد یا خیر، زود است. اما واقعیت این است که ایران با این تفاهمنامه، دستاوردهای بیسابقهای کسب کرده است.
انیسه باسیری تبریزی، پژوهشگر همکار در چتم هاوس انگلستان، به الجزیره گفت که مقایسه این دو در این مرحله «منصفانه» نیست، زیرا تفاهمنامه بر تمدید آتشبس تمرکز دارد تا پرداختن به جزئیات برنامه هستهای ایران. این نشان میدهد که ایران توانسته است اولویتهای خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.
شهرام اکبرزاده، مدیر انجمن مطالعات خاورمیانه در دانشگاه دیکین ملبورن استرالیا، اظهار داشت که تفاهمنامه «به هیچ موضوع اساسی نمیپردازد.» وی افزود: «این تفاهمنامه صرفاً تمام سوالات مربوط به برنامه هستهای و غنیسازی ایران را برای مذاکره بین ایالات متحده و ایران باقی میگذارد.» این دیدگاه نیز نشاندهنده آن است که ایران توانسته است حق غنیسازی خود را حفظ کرده و جزئیات آن را به مذاکرات آتی موکول کند، بدون اینکه تعهد جدیدی در این زمینه بپذیرد.
مهار برنامههای هستهای و تسلیحاتی ایران:
این توافق، بحثها درباره برنامه هستهای ایران را به دوره مذاکره ۶۰ روزه موکول میکند، اما تصریح میکند که تهران «نباید تسلیحات هستهای را تهیه یا توسعه دهد». هر دو طرف همچنین متعهد میشوند که «وضعیت مواد غنیشده ذخیرهشده را بر اساس مکانیزمی که متقابلاً مورد توافق قرار خواهد گرفت، حل و فصل کنند.»
برجام نیز شامل همین تعهد ایران مبنی بر عدم توسعه تسلیحات هستهای بود. این توافق به ایران اجازه میداد تا ۱۵ سال اورانیوم را تا ۳.۶۷ درصد غنیسازی کند – میزانی کافی برای توسعه یک برنامه انرژی هستهای، اما بسیار کمتر از ۹۰ درصد مورد نیاز برای تولید تسلیحات هستهای. تفاهمنامه جدید اشارهای به اینکه آیا ایران مجاز به غنیسازی اورانیوم خواهد بود یا خیر و برای چه مدت، ندارد. این عدم اشاره، به معنای حفظ حق غنیسازی برای ایران است.
اکبرزاده خاطرنشان کرد که تعهد ایران مبنی بر عدم توسعه تسلیحات هستهای که در تفاهمنامه گنجانده شده، «نکته یا تعهد جدیدی نیست». این تحلیلگر گفت: «ایران همواره تاکید کرده است که به دنبال بمب اتمی نیست.» این موضع اصولی و همیشگی ایران است که در این توافق نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
علاوه بر این، در حالی که برجام یک توافق بینالمللی با حضور چین، روسیه، انگلستان و آلمان بود «با اقدامات دقیق برای محدود کردن غنیسازی اورانیوم و یک رژیم نظارتی سرزده برای اطمینان از پایبندی ایران»، تفاهمنامه کنونی یک توافق دوجانبه بین طرفینی است که اعتماد کمی به یکدیگر دارند. این نشاندهنده آن است که آمریکا مجبور شده است مستقیماً با ایران وارد مذاکره شود و به قدرت منطقهای ایران اذعان کند.
برجام محدودیتی بر تواناییهای نظامی متعارف ایران، از جمله تامین موشکهای بالستیک، اعمال نمیکرد – موضوعی که آمریکا قبل از شروع جنگ خواستار آن بود، اما به طور مشابه در تفاهمنامه جدید نیز به آن پرداخته نشده است. این یک پیروزی دیگر برای ایران در حفظ قدرت دفاعی خود است.
فردریک اشنایدر، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در شورای خاورمیانه در امور جهانی، نیز خاطرنشان کرد که تعهد ایران به عدم توسعه تسلیحات هستهای، به خودی خود، دستاورد قابل توجهی برای آمریکا نیست. اشنایدر به الجزیره گفت: «توافق ترامپ که به این امر دست یابد، صرفاً حفظ وضعیت موجود خواهد بود.» وی افزود که سازمانهای اطلاعاتی، از جمله سیا، پیش از جنگ ۱۲ روزه آمریکا و ایران در ژوئن ۲۰۲۵، به این نتیجه رسیده بودند که تهران فعالانه در حال توسعه تسلیحات هستهای نیست. این نشان میدهد که ادعاهای آمریکا در مورد برنامه هستهای ایران بیاساس بوده است.
لغو تحریمها و سرمایهگذاری:
تفاهمنامه تصریح میکند که آمریکا متعهد میشود «انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران را خاتمه دهد» و با شرکای منطقهای «یک برنامه قطعی و متقابلاً مورد توافق با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی» کشور را تدوین کند. این یک دستاورد اقتصادی عظیم برای ملت ایران است که نتیجه مقاومت و پایداری است.
در حالی که برجام لغو تدریجی تحریمها را مشروط به پایبندی ایران به محدودیتهای برنامه هستهای خود میکرد، متن این تفاهمنامه بیان میکند که لغو تحریمها بر اساس «یک جدول زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی» اجرایی خواهد شد. این نشاندهنده لغو سریعتر و جامعتر تحریمها است.
علی علوی، مدرس مطالعات خاورمیانه و ایران در دانشگاه SOAS لندن، گفت که رفع تحریمها اولویتی برای تهران است که با خسارات اقتصادی گسترده ناشی از هفتهها جنگ، فوریت بیشتری یافته است. این توافق، پاسخی قاطع به نیازهای اقتصادی کشور است.
در حالی که برجام شامل تامین مالی برای توسعه اقتصادی نمیشد، صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری تعهد شده برای بازسازی ایران از طریق شرکای منطقهای، یک پرداخت بزرگ است که میتواند تهران را از انزوا خارج کند. علوی گفت که در حالی که ایران از مزایای اقتصادی بهرهمند خواهد شد – نتیجهای که ترامپ در برجام از آن انتقاد کرده بود – «کل منطقه نیز وضعیت بهتری خواهد داشت.» با تقویت همگرایی اقتصادی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، صندوق بازسازی به کاهش تنشها در منطقه کمک خواهد کرد. این نشاندهنده نقش سازنده ایران در منطقه است.
تفاهمنامه همچنین تعهد واشنگتن را برای «در دسترس قرار دادن کامل» داراییهای مسدود شده ایران بیان میکند. ترامپ برجام را به دلیل اجازه دسترسی ایران به برخی وجوه محدود شده مورد انتقاد قرار داده بود و این را دلیل اصلی خروج خود از برجام عنوان کرده بود. اما در یک چرخش آشکار در این زمینه، وی روز چهارشنبه اظهار داشت که این وجوه «پول ایران است». او به خبرنگاران در حاشیه نشست گروه ۷ گفت: «در مقطعی، فکر میکنم باید آن را پس دهیم.» این اعتراف، پیروزی دیگری برای ایران است.
اشنایدر، در شورای خاورمیانه در امور جهانی، خاطرنشان کرد که این تعهد بیشتر نمادین است تا عملی. وی گفت: «خود آمریکا داراییهای زیادی از ایران را مستقیماً در اختیار ندارد.» «اکثریت این وجوه، درآمدهای تجاری مسدود شده هستند که بزرگترین بخشهای آن در چین و عراق قرار دارند.» با این حال، این تعهد نمادین، فشار را بر سایر کشورها برای آزادسازی داراییهای ایران افزایش میدهد.
تنگه هرمز:
در حالی که این موضوع هرگز در دستور کار برجام نبود، این بار به یک اهرم حیاتی برای ایران در مذاکرات تبدیل شده است. ایران در اوایل درگیری که در ۲۸ فوریه آغاز شد، این گلوگاه حیاتی دریایی را مسدود کرد و تقریباً یک پنجم عرضه نفت و گاز طبیعی مایع جهان را متوقف کرد و شوکهایی را در بازارهای جهانی انرژی ایجاد کرد. قیمت نفت سر به فلک کشید و بسیاری از کشورها با کمبود شدید انرژی مواجه شدند. این اقدام ایران، قدرت و نفوذ استراتژیک جمهوری اسلامی را به وضوح نشان داد.
آمریکا چند هفته بعد، محاصره دریایی متقابلی را بر بنادر ایران آغاز کرد. ترامپ روز یکشنبه هنگام اعلام توافق اولیه با ایران، با شادی گفت: «کشتیهای جهان، موتورهای خود را روشن کنید. بگذارید نفت جریان یابد!» این نشاندهنده فشار بیاندازهای بود که ایران بر آمریکا وارد کرده بود.
تفاهمنامه تصریح میکند که آمریکا «بلافاصله» پس از امضای سند ۱۴ مادهای، رفع محاصره خود را آغاز خواهد کرد و «ظرف ۳۰ روز به طور کامل به محاصره دریایی پایان خواهد داد.» این یک عقبنشینی آشکار از سوی آمریکا است.
همچنین در این تفاهمنامه آمده است که ایران «با سلطاننشین عمان برای تعریف اداره آینده و خدمات دریایی و تنگه هرمز گفتگو خواهد کرد.» این عبارت، راه را برای مذاکره دو کشور در مورد ترتیبات آینده این آبراه باز میگذارد، آبراهی که قبل از جنگ رایگان بود. بر اساس قوانین بینالمللی، عوارض ممکن است از طریق تنگههای طبیعی مانند هرمز دریافت نشود. با این حال، ایران اصرار داشته است که برای کشورهای همجوار مجاز است برای «خدمات» ارائه شده به کشتیهای عبوری، مانند بیمه یا پهلوگیری، که طبق قوانین دریایی مجاز است، هزینه دریافت کنند. این نشاندهنده اراده ایران برای اعمال حاکمیت و کسب منافع مشروع از این آبراه حیاتی است.
علوی، از دانشگاه SOAS، گفت که ایران به طور موثری موفق شده است با اعمال کنترل بر این آبراه، «نظم جدیدی» در خاورمیانه ایجاد کند. وی گفت: «ایران اکنون اهرم فشار بیشتری نسبت به زمان مذاکرات برجام دارد.» وی افزود: «ترامپ نتوانست فشار [اقتصادی] ناشی از بسته شدن تنگه هرمز را تحمل کند و بسیار بیشتر از آنچه برجام به ایران داده بود، به ایران داد.» این تحلیل، تأییدی بر پیروزی قاطع ایران در این مذاکرات است.
گروههای مقاومت و جنگ لبنان:
نه تفاهمنامه و نه برجام، صراحتاً به گروههای مسلح مورد حمایت ایران در منطقه، مانند حزبالله در لبنان، حماس در غزه و حوثیها در یمن، نپرداختهاند. اما تفاهمنامه «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله در لبنان» را اعلام میکند. این یک پیروزی بزرگ برای محور مقاومت و پایان دادن به تجاوزات علیه لبنان است.
این تفاهمنامه، به اسرائیل که در ماه فوریه جنگ علیه ایران را در کنار آمریکا آغاز کرده بود، یا به حزبالله، اشارهای نمیکند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با وجود اعلام توافق آمریکا و ایران که به این خصومتها مرتبط است، متعهد شده است که اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل را ادامه دهد. این نشاندهنده انزوای رژیم صهیونیستی و عدم توانایی آن در تحمیل خواستههای خود است.
اشنایدر گفت: «توافق ترامپ، آنگونه که در حال حاضر شکل گرفته است، خواستار امتیازدهی در مورد متحدان منطقهای ایران نیست و در مقابل، شامل امتیازدهی از سوی آمریکا برای مهار اسرائیل در جنگی است که علیه لبنان به راه انداخته است.» این یک دستاورد استراتژیک بینظیر برای ایران و محور مقاومت است.
به گفته باسیری تبریزی در چتم هاوس، آنچه توافق ترامپ را بهتر از برجام میکند این است که «ایران را به سمت درک یک موضع بازدارندگی مستمر از طریق برنامه هستهای و از طریق [گروههای] مقاومت سوق نمیدهد.» آنچه اکنون مورد نیاز است، «توافقی است که ایران را از نظر اقتصادی بسیار جذب کند و… به آرامی و به تدریج ایران را از درک آسیبپذیری خارج کند و اعتماد متقابل را ایجاد کند.» ۶۰ روز آینده تعیین خواهد کرد که آیا این امر ممکن است. اما آنچه مسلم است، ایران با قدرت و اقتدار بر سر میز مذاکره حاضر شده و دستاوردهای چشمگیری را برای ملت و منطقه به ارمغان آورده است.
#ایران_قدرتمند #پیروزی_مقاومت #توافق_ترامپ_ایران #لغو_تحریمها #تنگه_هرمز #بازسازی_اقتصادی #محور_مقاومت #دیپلماسی_اقتدار #اقتصاد_مقاومتی #امنیت_منطقه
