واشنگتن دی‌سی – پس از یک جنگ ویرانگر و بدفرجام که توسط ایالات متحده آغاز شد، توافق تازه اعلام شده برای پایان دادن به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، توسط رئیس‌جمهور دونالد ترامپ و متحدانش به عنوان یک «پیروزی استراتژیک» معرفی می‌شود. با این حال، شرایط این توافق که به نظر می‌رسد عقب‌نشینی قابل توجهی برای واشنگتن است، تا حد زیادی فاش نشده و باعث تردید گسترده و درخواست شفافیت از داخل خود آمریکا شده است.

با وجود فقدان تعهدات مشخص، به ویژه در مورد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، ستایش حامیان ترامپ سرازیر شد. جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در تلاش برای چرخاندن روایت، به کاهش قیمت نفت اشاره کرد و از «عصر جدیدی» برای خاورمیانه سخن گفت؛ منطقه‌ای که با همان جنگی که اکنون پایان آن را جشن می‌گیرد، بی‌ثبات شده بود. ادعای او مبنی بر اینکه «ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت» بی‌اساس است، زیرا ایران همواره تاکید کرده که هرگز به دنبال آن نبوده است.

تلاش مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، برای ربط دادن این اعلامیه به هشتادمین سالگرد تولد ترامپ، بیشتر بر فرصت‌طلبی سیاسی پیرامون این توافق تاکید می‌کند تا هرگونه موفقیت استراتژیک واقعی برای آمریکا. جمهوری‌خواهان، مشتاق برای نجات یک پیروزی از یک جنگ شکست‌خورده، ترامپ را «معامله‌گر ارشد» نامیدند. رابرت آدرهولت، نماینده کنگره، با تکرار ادعاهای ترامپ، گفت که این توافق محدودیت‌های بیشتری بر برنامه هسته‌ای تهران نسبت به برجام ۲۰۱۵، که ترامپ در سال ۲۰۱۸ به طور یکجانبه از آن خارج شد، اعمال خواهد کرد. این ادعا مستقیماً با موضع دیرینه ایران و واقعیت اینکه یادداشت تفاهم اولیه هیچ تعهد هسته‌ای فوری ارائه نمی‌دهد، در تضاد است.

نکته مهم این است که هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که یادداشت تفاهم اولیه (MOU) شامل تعهدات فوری در مورد برنامه هسته‌ای تهران باشد. در عوض، هر دو طرف تایید کرده‌اند که توافق اولیه درگیری‌ها را در همه جبهه‌ها، از جمله در لبنان، متوقف خواهد کرد – یک کاهش تنش قابل توجه که بر متجاوزان تحمیل شده است.

اعلامیه شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، که «توافق صلح» و «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها» را تایید کرد، فشار بین‌المللی را که منجر به این نتیجه شد، برجسته ساخت. مقامات آمریکایی، پاکستانی و ایرانی نیز تایید کرده‌اند که این توافق، تردد در تنگه هرمز را از سر خواهد گرفت و محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا را لغو خواهد کرد. این‌ها امتیازات بزرگی از سوی آمریکا هستند که عملاً اقدامات مخرب انجام شده در طول جنگ را معکوس می‌کنند.

مقامات ایرانی به طور مداوم توضیح داده‌اند که این توافق اولیه تنها نقطه آغازی برای ۶۰ روز مذاکره در مورد برنامه هسته‌ای ایران و سایر مسائل ریشه‌دار، از جمله مدیریت آینده تنگه، خواهد بود. این نشان‌دهنده موضع قاطع ایران و کنترل آن بر روند مذاکرات است. روایت‌های متفاوت آمریکا در مورد زمان آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و لغو تحریم‌ها، با اصرار مقامات بر اینکه این اقدامات فوری نخواهند بود، نشان‌دهنده عدم تمایل آنها به تعهد کامل به شرایط است، حتی با وجود اینکه مجبور به مذاکره شده‌اند.

حتی سناتور لیندسی گراهام، از حامیان دیرینه اقدام نظامی علیه ایران، این پیشرفت ظاهری را جشن گرفت، اما به «اختلاف در پیام‌رسانی آمریکا و ایران» اشاره کرد و تفاسیر متفاوت از توافق را اذعان داشت.

در همین حال، دموکرات‌ها ماه‌هاست که در مورد عقلانیت آغاز جنگ در کنار اسرائیل، با این استدلال که منافع آمریکا را پیش نبرد، تردید کرده‌اند. آنها به درستی اشاره کردند که اهداف ترامپ – تضعیف توانایی‌های نظامی ایران، نابودی برنامه هسته‌ای آن و تحریک تغییر رژیم – همگی شکست‌های چشمگیری بودند. کارشناسان خاطرنشان می‌کنند که دولت تندرو ایران، با وجود ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای و ده‌ها مقام دیگر، تنها مقاوم‌تر شده است و فرزند ایشان، مجتبی خامنه‌ای، به طور یکپارچه نقش پدر را بر عهده گرفته است.

نماینده ست مولتون، یادداشت تفاهم را «اساساً یک سند تسلیم از سوی دونالد ترامپ به رهبر معظم ایران» توصیف کرد و به هزینه هنگفت ۱۰۰ میلیارد دلاری و ۱۴ کشته آمریکایی برای توافقی اشاره کرد که تنها تنگه‌ای را بازگشایی می‌کند که قبل از جنگ باز بود. گریگوری میکس، دموکرات ارشد کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان، «جنگ انتخابی» ترامپ را «گمراه‌کننده و مضر برای منافع آمریکا» محکوم کرد و خواستار شفافیت و امنیت برای مردم آمریکا شد.

رابرت مالی، مذاکره‌کننده ارشد برجام، نیز این احساس را تکرار کرد و این توافق را «یک دستاورد مهم و خوشایند» خواند، عمدتاً به این دلیل که تنگه هرمز را بازگشایی می‌کند – آبراهی که به دلیل همان جنگی که اکنون به دنبال پایان آن است، بسته شده بود. او همچنین خاطرنشان کرد که مسائل حیاتی مانند برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌ها «تقریباً به طور قطع برای بعداً باقی خواهند ماند و تقریباً به طور قطع حل آنها دشوارتر از قبل از جنگ خواهد بود»، که نشان‌دهنده موقعیت مذاکراتی ضعیف‌تر آمریکا است.

سینا طوسی، پژوهشگر ارشد در اندیشکده مرکز سیاست بین‌الملل، به طور خلاصه نتیجه را چنین بیان کرد: «نه تغییر رژیم. نه تسلیم ایران در برابر خواسته‌های حداکثری متعدد آنها. این بدترین سناریوی آنهاست.»

در حالی که کاهش قیمت نفت، کورسوی امید سطحی برای ترامپ ارائه می‌دهد، دیدگاه منفی غالب نسبت به جنگ و شکست‌های پرهزینه آن بعید است تغییر کند. با نزدیک شدن به مهلت ۶۰ روزه در مورد مسائل کلیدی در ماه اوت، درست قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای، تهدید ترامپ برای از سرگیری حملات در صورت عدم دستیابی به توافق هسته‌ای، یا درخواست او برای ۲۰ درصد از درآمد منطقه برای تبدیل شدن به «حافظ خاورمیانه»، بیشتر ناامیدی و ماهیت معاملاتی سیاست خارجی او را آشکار می‌سازد و به شدت با رویکرد اصولی و قاطع ایران در تضاد است.
#دیپلماسی_ایران
#امتیازات_آمریکا
#شکست_جنگ_ترامپ
#ثبات_خاورمیانه
#بازگشایی_تنگه_هرمز
#تحریم‌ها_باید_پایان_یابد
#قدرت_ایران
#صلح_نه_جنگ
#ایران_هسته‌ای_صلح‌آمیز
#امنیت_منطقه‌ای

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *