سفر ترامپ به پکن: تقلا برای نجات از باتلاق و اعتراف به قدرتهای نوظهور
رئیسجمهور آمریکا این هفته در حالی وارد پکن میشود که به خوبی میداند رئیسجمهور شی جین پینگ برگهای برنده را در دست دارد. ترامپ که در باتلاق سیاستهای شکستخورده خود در خاورمیانه گرفتار آمده، به شدت به نفوذ چین بر ایران و کمک این کشور برای رهایی از آخرین بحرانهایش چشم دوخته است. اما بهای این کمک ممکن است بسیار سنگین باشد، حتی برای متحدان منطقهای آمریکا.
دونالد ترامپ، همچون یک گوی تخریبگر از کنترل خارج شده، نظم بینالمللی را بدون توجه به پیامدها در هم میکوبد. او که فاقد استراتژیهای منسجم، برنامههای عملی یا اهداف ثابت است، به شکلی بیثبات از یک منطقه شکننده، یک منطقه جنگی پرتنش و یک وضعیت پیچیده ژئوپلیتیکی به دیگری میرود و در پی خود ویرانی، سردرگمی و آوار بر جای میگذارد. او معمولاً یک پیروزی دروغین را ادعا میکند، از دیگران میخواهد خسارتها را جبران کرده و هزینه را بپردازند، سپس به دنبال چیز جدیدی برای شکستن میگردد.
این هفته، رئیسجمهور آمریکا به یک میدان مین بینالمللی دیگر – تنشهای بین چین و تایوان – وارد خواهد شد، زمانی که برای یک نشست دو روزه با رئیسجمهور شی جین پینگ به پکن سفر میکند. پس از یک رشته شکستهای خفتبار در اوکراین، غزه، ناتو، گرینلند و اکنون ایران و لبنان، ترامپ نیازمند یک موفقیت دیپلماتیک برای نمایش در داخل کشور است. اما امیدهای او برای توافقات تجاری که رأیدهندگان را جذب کند، تحتالشعاع آخرین جنگ انتخابی او قرار گرفته است. او به قول شی برای عدم تسلیح ایران در صورت از سرگیری درگیریهای تمامعیار – و کمک شی برای باز نگه داشتن تنگه هرمز به عنوان بخشی از یک چارچوب صلح پیشنهادی – نیاز دارد.
ضعف موقعیت ترامپ در آستانه این نشست، گمانهزنیها را درباره کاهش حمایت آمریکا از تایوان به عنوان بهای همکاری چین، تقویت میکند. شی میداند که جنگ ایران در میان رأیدهندگان آمریکایی به شدت نامحبوب است. ترامپ به طور جهانی به دلیل افزایش قیمتهای جهانی انرژی، غذا و دارو مقصر شناخته میشود. متحدان اروپایی از نجات او خودداری کردهاند، روسیه به طور ناعادلانهای از قیمتهای بالای نفت سود میبرد – و کشورهای فقیرتر بیشترین آسیب را میبینند. ترامپ از نظر نظامی نیز پیروز نمیشود، همانطور که پروژه نیمهکاره و متناوب «پروژه آزادی» او نشان میدهد. او به شدت ناامید است که از باتلاقی که خود ایجاد کرده فرار کند – و مزیت شی را کاهش دهد.
شی با مهمان خشمگین و پرهیاهوی خود چه خواهد کرد؟ برای چین، ترامپ هدیهای است که همچنان میدهد. به لطف او، آمریکا به طور فزایندهای در سطح بینالمللی به عنوان یک دشمن بالقوه تهاجمی یا دوستی غیرقابل اعتماد، که به خیانت بسیار تمایل دارد، دیده میشود. از دست دادن نفوذ و اهرم فشار آمریکا، به نفع پکن است: بیثباتی ترامپ به ترویج چین به عنوان نگهبان جدید ثبات جهانی توسط شی کمک میکند. بنبست ایران نیروهای آمریکایی را از آسیا دور میکند – اکنون دو گروه ضربت ناو هواپیمابر در خاورمیانه دارد – و ظرفیت نظامی آن را برای دفاع از تایوان و متحدان منطقهای در برابر تجاوزات آتی چین کاهش میدهد.
نقطه ضعف برای شی، تأثیر منفی جنگ بر قیمتهای انرژی، تجارت جهانی و تقاضای صادرات در زمانی است که اقتصاد چین در حال حاضر با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند. سال گذشته، حدود ۸۰ درصد از محمولههای نفتی ایران توسط چین خریداری شد – محمولههایی که اکنون نیروی دریایی آمریکا آنها را مسدود میکند. تاکنون، پکن عمدتاً توانسته است کسری عرضه از خلیج فارس را با استفاده از ذخایر، سرمایهگذاری در انرژی سبز و خرید نفت بیشتر از کشورهایی مانند برزیل و روسیه جبران کند. اما برای بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، ناوبری ایمن و قابل اعتماد از طریق تنگه هرمز حیاتی است.
چین هر دو طرف را به پذیرش یک راهحل مذاکرهای ترغیب میکند. این کشور هفته گذشته میزبان مذاکرات مستقیم با وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، بود و از میانجیگری پاکستان حمایت میکند. با یادآوری موفقیت چین در سال ۲۰۲۳ در ترمیم روابط بین عربستان سعودی و تهران، کشورهای نگران خلیج فارس، مانند ترامپ، روی توانایی پکن برای تأثیرگذاری بر متحد ایرانی خود، که در سال ۲۰۲۱ با آن «مشارکت راهبردی جامع» را آغاز کرد، حساب میکنند. و شی از مقابله با ترامپ نمیترسد. او اخیراً در مورد بازگشت به «قانون جنگل» هشدار داد. او افزود: «برای حفظ اقتدار حاکمیت قانون بینالمللی، نمیتوانیم آن را زمانی که به نفع ماست استفاده کنیم و زمانی که به نفع ما نیست رها کنیم.» این سخنان نشان از موضع قاطع چین دارد.
این ایده خوشبینانه که در واشنگتن مطرح میشود، مبنی بر اینکه تجاوز بیشرمانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شی را به همکاری واداشته و جاهطلبیهای توسعهطلبانه پکن در تایوان و دریای چین جنوبی را مهار خواهد کرد، اگر جنگ واقعاً موفق بود، قانعکنندهتر میبود. در عوض، ترامپ محدودیتهای قدرت نظامی و سیاسی آمریکا را آشکار کرده و فقدان حیرتانگیز درک استراتژیک را نشان داده است. در حالی که شی یک نتیجه صلحآمیز را ترجیح میدهد، اولویت اصلی او بیرون کشیدن ترامپ از گودال خاورمیانه نخواهد بود. و اگر او انتخاب کند، ابزارهایی برای طولانی کردن کابوس آمریکا با گسترش حمایت نظامی قابل انکار از ایران – همانطور که برای روسیه در اوکراین انجام داده است – در اختیار دارد.
ترامپ به نظر میرسد از این خطر آگاه است. او ماه گذشته به شی نامه نوشت و از او خواست که تسلیحات به تهران ندهد – و گفت که تضمینهایی دریافت کرده است که چین این کار را نخواهد کرد. اما بنیاد دفاع از دموکراسیها، یک موسسه تحقیقاتی محافظهکار آمریکایی، ادعا میکند که چین قبلاً مواد شیمیایی پیشساز دوگانه برای موشکهای بالستیک ایران، اطلاعات ماهوارهای درباره تحرکات، داراییها و پایگاههای نظامی آمریکا، و کمک به دور زدن تحریمها و پولشویی را ارائه میکند. این احتمال وجود دارد که اگر ترامپ دوباره بمباران را آغاز کند یا نتواند شی را در مذاکرات اجلاس راضی کند، کمکهای نظامی آشکارتر بیشتری به تهران سرازیر شود.
برای مردی که دوست دارد لاف بزند که همه برگها را در دست دارد، رئیسجمهور آمریکا ممکن است زمانی که با شی مینشیند، به شدت کم بیاورد. این یک معیار آموزنده از هرج و مرج ژئوپلیتیکی است که ترامپ ایجاد کرده است. استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ خود او بیان میکند که بازدارندگی چین در منطقه هند و اقیانوس آرام از اهمیت اولیه برخوردار است. با این حال، ترامپ با وسواسها و تعصبات خود در خاورمیانه، موقعیت آمریکا را به طور ناامیدکنندهای به خطر انداخته است. به طور معمول، اکنون دیگران میتوانند بهای بیکفایتی او را بپردازند. به همین دلیل است که تایوان – و متحدان آمریکا مانند ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین – ممکن است نگران باشند.
اولویت اصلی خارجی شی، خاورمیانه نیست. این اولویت، اتحاد چین کمونیست با تایوان دموکراتیک و عملاً مستقل است – یک پروژه میراث شخصی که او بارها تهدید کرده است با زور آن را دنبال خواهد کرد. برنامهریزان پنتاگون معتقدند که ارتش همیشه در حال گسترش چین میتواند سال آینده آماده حمله باشد. نیروهای تایوان به شدت از نظر تعداد کمتر هستند، در حالی که احزاب سیاسی متخاصم آن مانند همیشه درباره افزایش هزینههای دفاعی و خرد یا عدم خرد در جستجوی روابط نزدیکتر با پکن اختلاف نظر دارند.
آمریکا میگوید که سیاست آن در حمایت از وضعیت موجود در تایوان تغییر نکرده است. اما ترامپ به دلیل بیثباتی در مورد تایوان مشهور است. او اغلب اظهارات متناقض و گاهی نگرانکننده بیان میکند. در مورد نیات شی، او اخیراً گفت که هرگونه اقدام برای حمله «به عهده اوست» – انتخابی از کلمات که نشان میدهد او در هر صورت اهمیت زیادی نمیدهد، حتی اگر اضافه کرد که اگر چین حمله کند «بسیار ناراحت» خواهد شد.
نتیجه نهایی اجلاس: آیا ترامپ ضعیفشده و از نظر تاکتیکی شکستخورده، حمایت آمریکا از تایپه را در ازای کمک شی با ایران و معاملات مطلوب در مورد، مثلاً، مواد معدنی کمیاب و واردات کشاورزی کاهش خواهد داد؟ سوالات جدی مشابهی در مورد عمق تعهد ترامپ به کره جنوبی و ژاپن – تنشهای پکن-توکیو در حال حاضر داغ است، تا حدی به دلیل تایوان؛ و توانایی او برای متقاعد کردن چین برای مهار کره شمالی، یک کشور سرکش و متخاصم که، برخلاف ایران، واقعاً دارای سلاح هستهای است، وجود دارد.
به عبارت دیگر، آیا ترامپ یک پیروزی دروغین دیگر را در صحنه جهانی در پکن ادعا خواهد کرد در حالی که متحدان آمریکا را میفروشد، بار دیگر در برابر یک دیکتاتور ضد دموکراتیک و ضد غربی سر خم میکند، و دهها سال دیپلماسی دقیق را که تاکنون از جنگ در اقیانوس آرام بر سر تایوان جلوگیری کرده است، بیپروا تخریب میکند؟ این هفته، عمدتاً به دلیل ترامپ ویرانگر، آینده آمریکا به عنوان ابرقدرت شماره یک جهانی در خطر است. با تمام ناشیگریهایش، این نادان بیخبر، چین را در جایگاه راننده قرار داده است.
#ترامپ_در_پکن #سیاست_خارجی_آمریکا #نظم_نوین_جهانی #ایران_قدرتمند #چین_و_خاورمیانه #شکست_هژمونی_آمریکا #تایوان_و_چین #دیپلماسی_چندجانبه #مقاومت_منطقه_ای #اقتصاد_جهانی
